تبليغاتX
..: رقص دانش :..

blofa

حسین

blofa

http://blofa.blogfa.com

..: رقص دانش :..

..: رقص دانش :..

..: رقص دانش :..

بیوگرافی هرکی بخوای و آموزش و ترفند موبایل نرم افزار سخت افزار اینترنت امنیت و دانلود برنامه و آهنگ

..: رقص دانش :..

قیصر
قیصر : تو چرا این ریختی شدی؟ کی زدتت؟
میتی: قصه اش درازه.
قیصر : کجا؟
میتی : هیجی بابا، من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد، علی فرصت، آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامون هم بود.
قیصر : کریم؟! کدوم کریم؟
 
میتی : کریم آبمنگل، میشناسیش؟ آره؟ از ما نه, ازاونا آره، که بریم دواخوری. تو نمیری به موت قسم اصن ما تو نخش نبودیم، آره نه گاز دنده دم هتل کوهپایهٔ دربند اومدیم پایین، یکی چپ یکی راست یکی بالا یکی پایین عرق و آبجو جوش رو تخت نشسته بودیم داشتیم می‌خوردیم. اولی رو رفتیم بالا، به سلامتی رفقا، لولِ لول شدیم، دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع، پاتیل پاتیل شدیم؛ سومی رو اومدیم بریم بالا آشیخ علی نامرد ساقی شد. گفت بریم بالا، مام رفتیم بالا. گفت به سلامتی میتی؛ تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم؛ این جیب نه اون جیب نه تو جیب ساعتی ضامن‌دار اومد بیرون رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن، پریدم تو هتل اومدم دمه کوچه مهران اومدم پایین دیدم یه سره هیکل میزونیه,این جوریه, زد بهم افتادم تو جوب، گفتم هته ته! گفت اه! باز یکی گذاشت تو گوشم، گفتم نامرداش؛ دومی رو از اولی قایم‌تر زد، دستمو کردم تو جیبم که برمو بیام دیدم کتکو رو خوردم حالا ما به همه گفتیم زدیم، شمام بگین زده، آره، خوبیت نداره. واردی که!

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
ضرب‌المثل‌های فارسی -:- قسمت پنجم

ن

  • «نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود * مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد.» ~ سعدی
  • «ناخوانده به خانه خدا نتوان رفت.»
  • «ناز عروس به جهازه.»
  • «نازکش داری ناز کن، نداری پاهاتو دراز کن.»
  • «نبرد رگی تا نخواهد خدای.» ((اگر تیغ عالم جنبد ز جای ...))
  • «نخود توی شله زرد.»
  • «نخودچی توی جیبم میکنی اونوقت سرم را میشکنی؟»
  • «نخودچی شو دزدیده.»
  • «نخود همه آش.»
  • «ندید بدید وقتی بدید به خود برید.»
  • «نذر میکنم واسه سرم خودم میخورم و پسرم.»
  • «نردبون، پله به پله.»
  • «نردبون دزدها.»
  • «نزدیک شتر نخواب تا خواب آشفته نبینی.»
  • «نزن در کسی را تا نزنند درت را.»
  • «نسیه نسیه آخر به دعوا نسیه.»
  • «نشاشیدی شب درازه.»
  • «نشسته پاکه.»
  • «نفسش از جای گرم در میاد.»
  • «نکرده کار نبرند بکار.»
  • «نگاه بدست ننه کن مثل ننه غربیله کن.»
  • «نوشدارو بعد از مرگ سهراب.»
  • «نوکر باب، شیش ماه چاقه شیش ماه لاغر.»
  • «نوکر بی‌جیره و مواجب تاج سر آقاست.»
  • «نو که اومد به بازار کهنه می‌شه دل‌آزار.»
  • «نون اینجا آب اینجا؛ کجا بروم به از اینجا؟»
  • «نون بدو، آب بدو، تو به دنبالش بدو.»
  • «نون بده، فرمون بده.»
  • «نون به همه کس بده، اما نان همه کس مخور.»
  • «نونت را با آب بخور منت آبدوغ نکش.»
  • «نون خونه رئیسه، سگش هم همراهشه.»
  • «نون خودتو میخوری حرف مردمو چرا میزنی؟»
  • «نون خودتو میخوری حلیم حاج عباسو هم میزنی؟»
  • «نون را به اشتهای مردم نمیشه خورد.»
  • «نون را باید جوید توی دهنش گذاشت.»
  • «نونش توی روغنه.»
  • «نونش را پشت شیشه میماله.»
  • «نون گدائی رو گاو خورد دیگه بکار نرفت.»
  • «نون نامردی توی شکم مرد نمیمونه.»
  • «نون نداره بخوره پیاز میخوره اشتهاش واشه.»
  • «نون نکش آب لوله کش.»
  • «نه آب و نه آبادانی نه گلبانگ مسلمانی.»
  • «نه آفتاب از این گرم‌تر می‌شود و نه غلام از این سیاه‌تر.»
  • «نه از من جو، نه از تو دو، بخور کاهی برو راهی.»
  • «نه به اون خمیری نه به این فطیری.»
  • «نه به اون شوری شوری نه به این بی‌نمکی.»
  • «نه بباره نه به داره، اسمش خاله موندگاره.»
  • «نه بر مرده بر زنده باید گریست.» ((گر این تیر از ترکش رستمی است ...)) ~ فردوسی
  • «نه پسر دنیائیم نه دختر آخرت.»
  • «نه پشت دارم نه مشت.»
  • «نه پیر را برای خر خریدن بفرست نه جوان را برای زن گرفتن.»
  • «نه خانی اومده نه خانی رفته.»
  • «نه چک زدم نه چونه، عروس اومد به خونه.»
  • «نه خود خوری نه کس دهی گنده کنی به سگ دهی.»
  • «نه در غربت دلم شاد و نه روئی در وطن دارم * الهی بخت برگردد از طالع که من دارم.»
  • «نه دزد باش نه دزد زده.»
  • «نه راه پس دارم نه راه پیش.»
  • «نه سر پیازم نه ته پیاز.»
  • «نه سر کرباسم نه ته کرباس.»
  • «نه سرم را بشکن نه گردو توی دومنم کن.»
  • «نه سیخ بسوره نه کباب.» ((کاری بکن بهر ثواب ...))
  • «نه عروس دنیا نه داماد آخرت.»
  • «نه شیر شتر نه دیدار عرب.»
  • «نه قم خوبه نه کاشون لعنت به هر دوتاشون.»
  • «نه مال دارم دیوان ببره نه ایمان دارم شیطان ببره.»
  • «نه نماز شبگیر کن نه آب توی شیر کن.»
  • «نه هر که سر نتراشد قلندری داند.»
  • «نی به نوک دماغش نمیرسه.»
  • «نیش عقرب نه از ره کین است * اقتضای طبیعتش این است.»
  • «نیکی و پرسش؟»

و

  • «وای به باغی که کلیدش از چوب مو باشه.»
  • «وای به خونی که یک شب از میونش بگذره.»
  • «وای به کاری که نسازد خدا.»
  • «وای به مرگی که مرده‌شور هم عزا بگیره.»
  • «وای به وقتی که بگندد نمک.»
  • «وای به وقتی که چاروادار راهدار بشه.»
  • «وای به وقتی که قاچاقچی گمرکچی بشه.»
  • «وعده سر خرمن دادن.»
  • «وقت خوردن، خاله، خواهرزاده را نمیشناسه.»
  • «وقت مواجب سرهنگه، وقت کار کردن سربازه.»
  • «وقتی که جیک جیک مستونت بود یاد زمستونت نبود؟»
  • «وقتی مادر نباشه با زن‌بابا باید ساخت.»

ه

  • «هادی، هادی، اسم خودتو به ما نهادی.»
  • «هر آن کس که دندان دهد نان دهد» ~ سعدی
  • «هر جا آشه، کچلک فراشه.»
  • «هر جا خرسه، جای ترسه.»
  • «هر جا سنگه به پای احمد لنگه.»
  • «هر جا که پری رخیست دیوی با اوست.»
  • «هر جا که گندوم نده مال من دردمنده.»
  • «هر جا که نمک خوری نمکدون نشکن.»
  • «هر جا مرغ لاغره، جایش خونه ملا باقره.»
  • «هر جا هیچ جا، یک جا همه جا.»
  • «هر چه از دزد موند، رمال برد.»
  • «هر چه بخود نپسندی به دیگران نپسند.»
  • «هر چه بگندد نمکش می‌زنند * وای به وقتی که بگندد نمک.»
  • «هر چه به همش بزنی گندش زیادتر می‌شه.»
  • «هر چه پول بدی آش می‌خوری.»
  • «هر چه پیش آید خوش آید.»
  • «هر چه خدا خواست همان شود * هر چه دلم خواست نه آن شد.»
  • «هر چه خورده نریده.»
  • «هر چه دختر همسایه چل‌تر، برای ما بهتر.»
  • «هر چه در دیگ است به چمچه میاد.»
  • «هر چه دیر نپاید دلبستگی را نشاید.»
  • «هر چه رشتم پنبه شد.»
  • «هر چه سر بزرگتر، درد بزرگتر.»
  • «هر چه عوض داره گله نداره.»
  • «هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی.»
  • «هر چه که پیدا می‌کنه خرج اتینا می‌کنه.»
  • «هر چه مار از پونه بدش میاد بیشتر در لونه‌اش سبز می‌شه.»
  • «هر چه می‌گم نره، بازم می‌گه بدوش.»
  • «هر چه نصیب است نه کم می‌دهند * ور نستانی به ستم می‌دهند.»
  • «هر چه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست * ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست.» ~ حافظ
  • «هر چی سنگه مال پای لنگه»
  • «هر چیز که خوار آید یک روز به کار آید.»
  • «هر خری را به یک چوب نمی‌رونند.»
  • «هر دودی از کباب نیست.»
  • «هر رفتی، آمدی داره.»
  • «هر سخن جائی و هر نکته مقامی دارد.»
  • «هر سرازیری یک سر بالائی داره.»
  • «هر سرکه‌ای از آب، ترش‌تره.»
  • «هر سگ در خونه صاحابش شیره.»
  • «هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی.»
  • «هر کس از هر جا رونده‌است با ما برادرخونده‌است.»
  • «هر کسی پنج روزه نوبت اوست.» ((دور مجنون گذشت و نوبت ماست ...)) ~ حافظ
  • «هر کسی از ظن خود شد یار من * از درون من نجست اسرار من» ~ مولوی
  • «هر کسی کار خودش ، بار خودش ،آتیش به انبار خودش.»
  • «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش * بازجوید روزگار وصل خویش» ~ مولوی
  • «هر که با مادر خود زنا کنه با دگران چها کنه.»
  • «هر که بامش بیش، برفش بیشتر.»
  • «هر که به یک کار، به همه کار؛ هر که به همه کار به هیچ کار.»
  • «هر که به امید همسایه نشست گرسنه می‌خوابه.»
  • «هر که تنها قاضی رفت خوشحال برمی‌گرده.»
  • «هر که خربزه می‌خوره پای لرزش هم می‌شینه.»
  • «هر که خری نداره غمی نداره.»
  • «هر که خیانت ورزد دستش در حساب بلرزد.»
  • «هر که دست از جان بشوید هر چه در دل دارد گوید.»
  • «هر که در این بزم مقرب‌تر است * جام بلا بیش‌تر اش می‌دهند»
  • «هر که را زر در ترازوست، زور در بازوست.»
  • «هر که را طاووس باید جور هندوستان کشد.»
  • «هر که را مال هست و عقلش نیست * روزی آن مال مالشی دهدش
و آنکه را عقل هست و مالش نیست * روزی آن عقل بالشی دهدش.» ~ عمادی شهریاری
  • «هر که را میخواهی بشناسی یا باهاش معامله کن یا سفر کن.»
  • «هر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشد.»
  • «هر که نان از عمل خویش خورد * منت از حاتم طائی نبرد.»
  • «هر کی به فکر خویشه کوسه بفکر ریشه.»
  • «هر کی خر شد، ما پالونیم.»
  • «هر کی که زن نداره، آروم تن نداره.»
  • «هر گردی گردو نیست.»
  • «هر گلی زدی سر خودت زدی.»
  • «هزار تا چاقو بسازه یکیش دسته نداره.»
  • «هزار تا دختر کورو یکروزه شوهر می‌ده.»
  • «هزار دوست کمه، یک دشمن بسیار.»
  • «هزار قورباغه جای یه ماهی رو نمی‌گیره.»
  • «هزار وعده خوبان یکی وفا نکند.»
  • «هشتش گرو نه‌است.»
  • «هلو برو تو گلو.»
  • «هم از توبره می‌خوره هم از آخور.»
  • «هم از شوربای قم افتادیم هم از حلیم کاشون.»
  • «همان آش است و همان کاسه.»
  • «همان خر است و یک کیله جو.»
  • «هم چوب را خوردیم هم پیاز را و هم پول را دادیم.»
  • «هم حلوای مرده‌هاست هم خورش زنده‌ها.»
  • «هم خدا را می‌خواهد هم خرما را.»
  • «همدون دوره و کردوش نزدیک.»
  • «همسایه نزدیک، بهتر از برادر دور.»
  • «همسایه‌ها یاری کنید تا من شوهرداری کنم.»
  • «هم فاله و هم تماشا.»
  • «همکار همکارو نمی‌تونه ببیند.»
  • «هم لحافه و هم تشک.»
  • «هم می‌ترسم هم می‌ترسونم.»
  • «همنشین به بود تا من از او بهتر شوم.»
  • «همه چیز را همگان دانند.»
  • «همه ابری هم بارون نداره.»
  • «همه خرها رو به یک چوب نمی‌رونند.»
  • «همه رو مار می‌گزه مارو خر چسونه.»
  • «همه سرو ته یه کرباسند.»
  • «همه قافله پس و پیشیم.»
  • «همه کاره و هیچ کاره.»
  • «همه ماری مهره نداره.»
  • «همه ماهی خطر داره بدنامیشو صفر داره.»
  • «هر مرغی انجیر نمی‌خوره.»
  • «همیشه آب در جوی آقا رفیع نمی‌ره یه دفه هم در جوی آقا شفیع می‌ره.»
  • «همیشه خره خرما نمی‌رینه.»
  • «همیشه روزگار به انسان رو نمیکنه.»
  • «همیشه شعبان، یک بار هم رمضان.»
  • «همیشه ما می‌دیدیم یه دفعه هم تو ببین.»
  • «همینو که زائیدی بزرگش کن.»
  • «هنوز آش خوره»
  • «هنوز باد به زخمش نخورده.»
  • «هنور دهنش بوی شیر می‌ده.»
  • «هنوز سر از تخم در نیاورده.»
  • «هنوز گرسنگی نکشیدی تاعاشقی یادت بره٫هنوز تنگت نگرفته تا دوتاش یادت بره»
  • «هنوز غوره نشده مویز شده.»
  • «هنوز دو قورت و نیمش باقی مانده.»
  • «هوو هوو را خوشگل می‌کنه جاری جاری را کدبانو.»
  • «هیچ ارزونی بی‌علت نیست.»
  • «هیچ انگوری دوبار غوره نمی‌شه.»
  • «هیچ بده را به هیچ بستانی کاری نیست.»
  • «هیچ بدی نرفت که خوب جاش بیاد.»
  • «هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه.»
  • «هیچ تقلبی بهتر از راستی نیست.»
  • «هیچ چراغی تا به صبح نمی‌سوزه.»
  • «هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست.»
  • «هیچ دوئی نیست که سه نشه.»
  • «هیچ دودی بی‌آتش نیست.»
  • «هیچ عروس سیاه بختی نیست که تا چهل روز سفید بخت نباشه.»
  • «هیچکاره، رقاص پای نقاره.»
  • «هیچکاره و همه‌کاره.»
  • «هیچکس در پیش خود چیزی نشد.»
  • «هیچکس را توی گور دیگری نمی‌گذارن.»
  • «هیچکس روزی دیگری را نمی‌خوره.»
  • «هیچکس نمی‌گه ماست من ترشه.»
  • «هیچ گرونی بی‌حکمت نیست.»

ی

  • «یابو برش داشته.»
  • «یابوی اخته و مرد کوسه سن و سالشون معلوم نیست.»
  • «یابوی پیش آهنگ آخرش توبره کش می‌شه.»
  • «یا خدا یا خرما.»
  • «یار بد، بدتر بود از مار بد.»
  • «یارب مبادا که گدا معتبر شود.» ((گر معتبر شود ز خدا بی‌خبر شود ...))
  • «یار در خانه و ما گرد جهان می‌گردیم.»
  • «یار قدیم، اسب زین کرده‌است.»
  • «یار، مرا یاد کنه ولو با یک هل پوک.»
  • «یا زنگی زنگ باش یا رومی روم.»
  • «یا علی غرقش کن منهم روش.»
  • «یا کوچه‌گردی یا خانه‌داری.»
  • «یا مرد باش یا نیمه مرد یا هپل هپو.»
  • «یا مرگ یا اشتها.»
  • «یا مکن با پیل‌بانان دوستی * یا بنا کن خانه‌ای در خورد پیل.» ~ سعدی
  • «یکی رو تو ده راه نمی‌دادند سراغ کدخدا رو می‌گرفت.»
  • «یک ارزن از دستش نمی‌ریزه.»
  • «یک مرده به نام به که صد زنده به ننگ.»
  • «یک انار و صد بیمار.»
  • «یک بز گر گله را گر می‌کند.»
  • «یک خورده شاخ بهتر از هزار ذرع دمه.»
  • «یک داغ دل بس است برای قبیله‌ای.»
  • «یکدم نشد که بی سر خر زندگی کنیم.»
  • «یک ده آباد بهتر از صد شهر خراب.»
  • «یک بار جستی ملخه، دو بار جستی ملخه، آخر به دستی ملخه.»
  • «یه بام و دو هوا.»
  • «یه پا چارق، یه پا گیوه.»
  • «یه پاش این دنیا یه پاش اون دنیاست.»
  • «یه پول جیگرک سفره قلمکار نمیخواد.»
  • «یه تب یه پهلوانو می‌خوابونه.»
  • «یه تخته‌اش کمه.» (خل و کم‌عقل است)
  • «یه جا میل و مناره را نمی‌بینه یه جا ذره رو در هوا می‌شماره.»
  • «یه مثقال گه توی شکمش نیست می‌خواد به شمس‌العماره برینه.»
  • «یه چیز بگو بگنجه.»
  • «یه حموم خرابه چهل تا جومه‌دار نمی‌خواد.»
  • «یه خونه داریم پنبه ریسه، میون هفتاد ورثه.»
  • «یه دست به پیش و یه دست به پس.»
  • «یه دست صدا نداره.»
  • «یه دستم سپر بود، یه دستم شمشیر، با دندونام که نمی‌تونم بجنگم.»
  • «یه دیوانه سنگی به چاه می‌ندازه که صد عاقل نمی‌تونه بیرون بیاره.»
  • «یه روده راست توی شیکمش نیست.»
  • «یه روزه مهمونیم و صد ساله دعاگو.»
  • «یه روز حلاجی می‌کنه سه روز پنبه از ریش ور می‌چینه.»
  • «یه سال بخور نون و تره صد سال بخور نون کره.»
  • «یه سال روزه بگیر آخرش با فضله سگ افطار کن.»
  • «یه سوزن بخودت بزن و یه جوالدوز به مردم.»
  • «یه سیب و که به هوا بندازی تا بیاد پائین هزار تا چرخ می‌خوره.»
  • «یه شکم سیر بهتر از صد شکم نیم سیر.»
  • «یه عمر گدائی کرده هنوز شب جمعه رو نمی‌دونه.»
  • «یه کاسه چی صد تا سرناچی.»
  • «یه کفش آهنی می‌خواد و یه عصای فولادی.»
  • «یه کلاغ و چهل کلاغ.»
  • «یه گوشش دره یه گوشش دروازه.»
  • «یه لاش کردیم نرسید دولاش کردیم که برسد.»
  • «یه لقمه نون بربری من بخورم یا اکبری.»
  • «یه مرید خر بهتر از یه ده شیش دانگ.»
  • «یه مو از خرس کندن غنیمته.»
  • «یه مویز و چل قلندر.»
  • «یه نه بگو، نه ماه رو دل نکش.»
  • «یه وقت از سوراخ سوزن تو می‌ره یه وقت از در دروازه تو نمی‌ره.»
  • «یکی به نعل و یکی به میخ.»
  • «یکی کمه، دو تا غمه، سه تا خاطر جمه.»
  • «یکی مرد و یکی مردار شد یکی به غضب خدا گرفتار شد.»
  • «یکی می‌بره یکی می‌دوزد.»
  • «یکی گفت: مادرم را می‌فروشم. گفتند: که چطور مادرت را می‌فروشی؟ گفت: قیمتی می‌گم که نخرند.»
  • «یکی می‌مرد ز درد بینوایی؛ یکی میگفت: خانوم زردک نمی‌خواهی؟»
  • «یکی نون نداشت بخوره پیاز میخورد که اشتهاش واشه.»
  • «یکی یه دونه یا خل می‌شه یا دیونه.»
  • «یک من ماست چقدر کره میده/ کره داره.»

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
ضرب‌المثل‌های فارسی -:- قسمت چهارم

ف

  • «فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان * آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست؟» ناصرخسرو
  • «فرزند بی‌ادب مثل انگشت ششمه، اگر ببری درد داره، اگر هم نبری زشته.»
  • «فرزند عزیز نور دیده * از دبه کسی ضرر ندیده.»
  • «فرزند کسی نمیکند فرزندی * گر طوق طلا به گردنش بربندی.»
  • «فرزند عزیز دردونه، یا دنگه یا دیونه.»
  • «فرشش زمینه، لحافش آسمون.»
  • «فرش، فرش قالی، ظرف، ظرف مس، دین، دین محمد.»
  • «فضول را به جهنم بردند گفت: هیزمش تره.»
  • «فقیر، در جهنم نشسته‌است.»
  • «فکر نان کن که خربزه آبه.»
  • «فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه.»
  • «فلک فلک، بهمه دادی منقل، به ما ندادی یک کلک.»
  • «فواره چون بلند شود سرنگون شود.»
  • «فیل خوابی می‌بیند و فیلبان خوابی.»
  • «فیلش یاد هندوستان کرده.»
  • «فیل و فنجان.»
  • «فیل زنده‌اش صد تومنه، مرده شم صد تومنه.»

ق

  • «قاپ قمارخونه‌است.»
  • «قاتل بپای خود پای دار میره.»
  • «قاچ زین را بگیر اسب‌دوانی پیشکشت.»
  • «قاشق‌سازی کاری نداره، مشت میزنی توش گود میشه، دمش را میکشی دراز میشه.»
  • «قاشق نداری آش بخوری نونتو کج کن بیل کن.»
  • «قاطر را گفتند: پدرت کیست؟ گفت: اسب آقادائیمه.»
  • «قاطر پیش آهنگ آخرش توبره میشه.»
  • «قبا سفید قبا سفیده.»
  • «قبای بعد از عید برای گل منار خوبه.»
  • «قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهری.»
  • «قرآن کنند حرز و امام مبین کشند.» ((یاسین کنند ورد و به طاها کشند تیغ ...))
  • «قربون برم خدارو، یک بام و دو هوارو، اینور بام گرما را اون ور بام سرمارو.»
  • «قربون بند کیفتم، تا پول داری رفیقتم.»
  • «قربون سرت آقا ناشی، خرجم با خودم آقام تو باشی.»
  • «قربون چشمهای بادومیت - ننه من بادوم.»
  • «قربون چماق دود کشت کاه، بده جوش پیشکشت.»
  • «قرض که رسید به صد تومن، هر شب بخور قیمه‌پلو.»
  • «قسمت را باور کنم یا دم خروس را؟»
  • «قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس را؟»
  • «قسم نخور که باور کردم.»
  • «قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.»
  • «قلم، دست دشمنه.»
  • «قم بید و قنبید، اونهم امسال نبید.»
  • «قوم و خویش، گوشت هم را میخورند استخوان هم را دور نمیندازند.»

ک

  • «کاچی بهتر از هیچی است.» یا «کاچی به ز هیچی.»
  • «کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کنه.»
  • «کار بوزینه نیست نجاری.»
  • «کار خر و خوردن یابو.»
  • کونی که گشت تو رودخونه نی می‌شینه توی خونه
  • «کارد، دسته خودشو نمی‌بره.»
  • «کار نباشه زرنگه.»
  • «کار، نشد نداره.»
  • «کار هر بز نیست خرمن کوفتن * گاو نر می‌خواهد و مرد کهن.»
  • «کاری بکن بهر ثواب؛ نه سیخ بسوزه نه کباب.»
  • «کار نیکو کردن از پر کردن است.»
  • «کاسه داغتر از آش.»
  • «کاسه جائی رود که شاه تغار باز آید.»
  • «کاسه را کاشی میشکنه، تاوانش را قمی میده.»
  • «کاشکی را کاشتند سبز نشد.»
  • «کاشکی ننم زنده میشد؛ این دورانم دیده میشد.»
  • «کافر همه را به کیش خود پندارد.»
  • «کاه از خودت نیست کاهدون که از خودته.»
  • «کاه بده، کالا بده، دو غاز و نیم بالا بده.»
  • «کاه پیش سگ، استخوان پیش خر.»
  • «کاه را در چشم مردم می‌بینه کوه را در چشم خودش نمی‌بینه.»
  • «کاهل به آب نمیرفت، وقتی میرفت خمره میبرد.»
  • «کباب پخته نگردد مگر به گردیدن.»
  • «کبکش خروس میخونه.»
  • «کپه هم با فعله است؟»
  • «کجا خوشه؟ اونجا که دل خوشه.»
  • «کج میگه اما رج میگه.»
  • «کچلی را گفتند: چرا زلف نمیگذاری؟ گفت: من از این قرتی‌گریها خوشم نمیاد.»
  • «کچل نشو که همه کچلی بخت نداره.»
  • «کچلیش، کم آوازش.»
  • «کدخدا را ببین، ده را بچاپ.»
  • «کرایه نشین، خوش نشینه.»
  • «کرم‌داران عالم را درم نیست * درم‌داران عالم را کرم نیست.»
  • «کرم درخت از خود درخته.»
  • «کژدم را گفتند: چرا بزمستان در نمی‌آئی؟ گفت: به تابستانم چه حرمت است که در زمستان نیز بیرون آیم؟»
  • «کس را وقوف نیست که انجام کار چیست.» ((هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار)) ~ حافظ شیرازی
  • «کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.»
  • «کسی دعا می‌کنه زنش نمیره که خواهر زن نداشته باشه.»
  • «کسی را در قبر دیگری نمی‌گذارند.»
  • «کسی که از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب گرم نمی‌شه.»
  • «کسی که از گرگ می‌ترسه گوسفند نگه نمی‌داره.»
  • «کسی که با مادرش زنا کنه، با دیگران چها کنه.»
  • «کسی که منار می‌دزده، اول چاهش را می‌کنه.»
  • «کسی که خربزه می‌خوره، پای لرزش هم می‌شینه.»
  • «کشته از بسکه فزونست کفن نتوان کرد.»
  • «کفاف کی دهد این باده به مستی ما * خم سپهر تهی شد ز می‌پرستی ما.»
  • «کف دستی که مو نداره از کجاش می‌کنند؟»
  • «کفتر صناری، یاکریم نمی‌خونه.»
  • «کفتر چاهی جاش توی چاهه.»
  • «کفشات جفت، حرفات مفت.»
  • «کفشاش یکی نوحه می‌خونه، یکی سینه می‌زنه.»
  • «کفگیرش به ته دیگ خورده.»
  • «کلاغ آمد چریدن یاد بگیره پریدن هم یادش رفت.»
  • «کلاغ از وقتی بچه‌دار شد، شکم سیر به خود ندید.»
  • «کلاغ از باغمون قهر کرد، یک گردو منفعت ما.»
  • «کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت.»
  • «کلاغ، روده خودش درآمده بود اونوقت میگفت: من جراحم.»
  • «کلاغ سر لونه خودش قارقار نمیکنه.»
  • «کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی.»
  • «کلاه را که به هوا بیندازی تا پائین بیاید هزار تا چرخ میخوره.»
  • «کلاه کچل را آب برد گفت: برای سرم گشاد بود.»
  • «کلفتی نون را بگیر و نازکی کار را.»
  • «کلوخ انداز را پاداش سنگ است * جواب است ای برادر این نه جنگ است.»
  • «کله‌اش بوی قورمه سبزی میده.»
  • «کله‌پز برخاست سگ جایش نشست.»
  • «کله گنجشکی خورده.»
  • «کمال همنشین در من اثر کرد * وگر نه من همان خاکم که هستم.» ~ سعدی
  • «کم بخور همیشه بخور.»
  • «کمم گیری کمت گیرم؛ نمرده ماتمت گیرم.»
  • «کنار گود نشسته میگه لنگش کن.»
  • «کند همجنس با همجنس پرواز.» ((کبوتر با کبوتر باز با باز ...))
  • «کنگر خورده لنگر انداخته.»
  • «کور از خدا چی میخواهد؟ دو چشم بینا.»
  • «کور خود و بینای مردم.»
  • «کورشه اون دکانداری که مشتری خودشو نشناسه.»
  • «کور را چه به شب‌نشینی.»
  • «کور کور را میجوره آب گودال را.»
  • «کور هر چی توی چنته خودشه خیال میکنه توی چنته رفیقش هم هست.»
  • «کوری دخترش هیچ، داماد خوشگل هم میخواهد.»
  • «کوری عصاکش کوری دیگر است/بود.»
  • «کوزه خالی، زود از لب بام میافته.»
  • «کوزه‌گر از کوزه شکسته آب میخوره.»
  • «کوزه نو آب خنک داره.»
  • «کوزه نو دو روز آب را سرد نگه میداره.»
  • «کوسه دنبال ریش رفت سیبیلشم از دست داد.»
  • «کوسه و ریش پهن.»
  • «کو فرصت؟»
  • «کوه بکوه نمیرسه، آدم به آدم میرسه.»
  • «کوه، موش زائیده.»

گ

  • «گابمه و آبمه و نوبت آسیابمه.»
  • «گاو پیشانی سفیده.»
  • «گاوش زائیده.»
  • «گاو نه من شیر.»
  • «گاه باشد که کودک نادان * به غلط بر هدف زند تیری.»
  • «گاهی از سوراخ سوزن تو می‌ره گاهی هم از دروازه تو نمی‌ره.»
  • «گدارو که رو بدی صاحبخونه می‌شه.»
  • «نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت * هر طفل نی سوار کند تازیانه‌اش.» ~ صائب
  • «گذر پوست به دباغخانه می‌افته.»
  • «گر به دولت برسی مست نگردی مردی.»
  • «گر بری گوش و گر زنی دمبم * بنده از جای خود نمی‌جنبم.»
  • «گربه برای رضای خدا موش نمی‌گیره.»
  • «گربه تنبل را موش طبابت می‌کنه.»
  • «گربه دستش به گوشت نمی‌رسه می‌گه بو می‌ده.»
  • «گربه را دم حجله باید کشت.»
  • «گربه را اگر در اطاق حبس کنی پنجه بروت می‌زنه.»
  • «گربه را گفتند: گهت درمونه خاک پاشید روش.»
  • «گربه روغن میخوره خانم دهنش بو میکنه.»
  • «گربه شب سموره.»
  • «گربه شیر است در گرفتن موش * لیک موش است در مصاف پلنگ.»
  • «گربه مسکین اگر پر داشتی * تخم گنجشک از زمین برداشتی.»
  • «گر تو بهتر می‌زنی بستان بزن.»
  • «گر تو قرآن بدین نمط خوانی * ببری رونق مسلمانی را.» ~ سعدی
  • «گر تو نمی‌پسندی تغییر ده قضا را.» ((در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند ...)) ~ حافظ
  • «گر جمله کائنات کافر گردند * بر دامن کریاش ننشیند گرد.»
  • «گر حکم شود که مست گیرند * در شهر هر آنچه هست گیرند.»
  • «گر در همه دهر یک سر نیشتر است * بر پای کسی رود که از همه درویش‌تر است.»
  • «گر در یمنی چو با منی پیش منی * ور پیش منی چو بی‌منی در یمنی.»
  • «گرد نام پدر چه می‌گردی؟ * پدر خویش باش اگر مردی.» ~ سعدی
  • «گرز به خورند پهلوون.»
  • «گر زمین و زمان بهم دوزی * ندهندت زیاده از روزی.»
  • «گر صبر کنی زغوره حلوا سازیم.»
  • «گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب‌خانه چیست؟»
  • «گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده.»
  • «گرهی که با دست باز میشه نباید با دندان باز کرد.»
  • «گفت: پیغمبر که چون کوبی دری * عاقبت زآن در برون آید سری.»
  • «گفت: چشم تنگ دنیادار را * یا قناعت پر کند یا خاک گور.» ~ سعدی
  • «گفت: خونه قاضی عروسیست. گفت: به تو چه؟ گفت: مرا هم دعوت کرده‌اند. گفت: به من چه؟»
  • «گفت: استاد؛ شاگردان از تو نمیترسند. گفت: من هم از شاگردها نمیترسم.»
  • «گفتند: خرس تخم میذاره یا بچه؟ گفت: از این دم بریده هر چی بگی بر میاد.»
  • «گفتند: خربزه و عسل با هم نمیسازند. گفت: حالا که همچین ساخته‌اند که دارند منو از وسط برمیدارند.»
  • «گفتند: خربزه میخوری با هندوانه؟ گفت: هر دو دانه.»
  • «گفت: نوری خونه است؟ گفتند: علاوه بر نوری دخترش هم خونه‌است. گفت: نور علی نور.»
  • «گل زن و شوهر را از یک تغار برداشته‌اند.»
  • «گله گیهات به سرم ایشالاه عروسی پسرم.»
  • «گنج بی‌مار و گل بی‌خار نیست * شادی بی‌غم در این بازار نیست.» ~ مولوی
  • «گنجشک امسال رو باش که گنجشک پارسالی را قبول نداره.»
  • «گنجشک با باز پرید افتاد و ماتحتش درید.»
  • «گنجشک با زاغ زوغش بیست تاش یه قرونه، گاو میش یکیش صد تومنه.»
  • «گندم از گندم بروید جو ز جو.» ((‌ از مکافات عمل غافل نشو ...)) ~ مولوی
  • «گندم خوردیم از بهشت بیرونمان کردند.»
  • «گنه کرد به بلخ آهنگری * به شوشتر زدند گردن مسگری.»
  • «گوز در بازار مسگری.»
  • «گوز به شقیقه چه ربطی داره.»
  • «گوساله بسته را میزنه.»
  • «گوسفند امام رضا را تا چاشت نمیچرونه.»
  • «گوسفند بفکر جونه، قصاب به فکر دنبه.»
  • «گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من * آنچه البته بجائی نرسد فریادست.» ~ یغمایی جندقی
  • «گوشت جوان لب طاقچه‌است.»
  • «گوشت را از ناخن نمیشه جدا کرد.»
  • «گوشت را از بغل گاو باید برید.»
  • «گوشت رانم را می‌خورم منت قصاب رو نمی‌کشم.»
  • «گوهر پاک بباید که شود قابل فیض * ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ مرجان نشود.» ~ حافظ
  • «گه جن خورده.»
  • «گیرم پدر تو بود فاضل * از فضل پدر تو را چه حاصل.» ~ نظامی
  • «گیرم که مار چوبه کند تن بشکل مار * کو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست.» ~ خاقانی
  • «گیسش را توی آسیا سفید نکرده.»

ل

  • «لاف در غریبی، گور در بازار مسگرها.»
  • «لالائی میدونی چرا خوابت نمیبره.»
  • «لب بود که دندون اومد.»
  • «لقمان حکیم را گفتند: ادب از که آموختی؟ گفت: از بی ادبان.» ~ سعدی
  • «لگد به گور حاتم زده.»
  • «لولهنگش آب میگیره.»
  • «لیلی را از چشم مجنون باید دید.»

م

  • «ما از خیک دست برداشتیم خیک از ما دست برنمیداره.»
  • «ما اینور جوب تو اونور جوب.»
  • «ما اینور جوب تو اونور جوب، فحش بده فحش بستون، پیراهن یکی شانزده تومنه.»
  • «مادر را دل سوزد، دایه را دامن.»
  • «مادرزن خرم کرده، توبره بر سرم کرده.»
  • «مادر که نیست با زن‌بابا باید ساخت.»
  • «مادر مرده را شیون میاموز.»
  • «مارا باش که از بز دنبه میخواهیم.»
  • «مار بد بهتر بود از یار بد.»
  • «مار پوست خودشو ول میکنه اما خوی خودشو ول نمیکنه.»
  • «مار تا راست نشه بسوراخ نمیره.»
  • «مار خورده افعی شده.»
  • «مار خیلی از پونه خوشش میاد دم لونه‌اش سبز میشه.»
  • «مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه.»
  • «مار گیر را آخرش مار میکشه.»
  • «مار مهره، هر ماری نداره.»
  • «مار هر کجا کج بره توی لونه خودش راست میره.»
  • «ماست را که خوردی کاسه‌شو زیر سرت بزار.»
  • «ماست‌ها را کیسه کردند.»
  • «ماست‌مالی کردن.»
  • «ماستی که ترشه از تغارش پیداست.»
  • «ماست نیستی که انگشتت بزنند.»
  • «ما صد نفر بودیم تنها، اونها سه نفر بودند همراه.»
  • «ما که خوردیم اما نگی یارو خر بود سیرابیت نپخته بود.»
  • «ما که در جهنم هستیم یک پله پائین‌تر.»
  • «ما که رسوای جهانیم غم عالم پشمه.»
  • «مال است نه جان است که آسان بتوان داد.»
  • «مال بد بیخ ریش صاحبش.»
  • «مال به یکجا میره ایمون به هزار جا.»
  • «مالت را خار کن خودت را عزیز کن.»
  • «مال خودت را محکم نگهدار همسایه را دزد نکن.»
  • «مال خودم مال خودم مال مردمم مال خودم.»
  • «مال دنیا و بال آخرته.»
  • «مال ما گل مناره، مال مردم زیر تغاره.»
  • «مال مفت صرافی نداره.»
  • «پول باد آورده چند و چون نداره.»
  • «مال ممسک میراث ظالمه.»
  • «مال همه ماله، مال من بیت الماله.»
  • «ماما آورده را مرده شور میبره.»
  • «ماما که دو تا شد سر بچه کج در میاد.»
  • «ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون * او به مطلب‌ها رسید و ما هنوز آواره‌ایم.»
  • «ماه درخشنده چو پنهان شود * شب‌پره بازیگر میدان شود.»
  • «ما هم تون را میتابیم هم بوق را میزنیم.»
  • «ماه همیشه زیر ابر پنهان نمیمونه.»
  • «ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه‌است.»
  • «ماهی ماهی رو میخوره، ماهی‌خوار هر دو را.»
  • «ماهی و ماست؟ عزرائیل میگه بازم تقصیر ماست؟»
  • «مبارک خوشگل بود آبله هم درآورد.»
  • «مثقال نمکه خروار هم نمکه.»
  • «مثل سیبی که از وسط نصف کرده باشند.»
  • «مثل سگ پشیمونه.»
  • «مثل کنیز ملا باقر.»
  • «مرد چهل ساله تازه اول چلچلیشه.»
  • «مرد آنست که در کشاکش دهر * سنگ زیرین آسیا باشد»
  • «مرد خردمند هنر پیشه را * عمر دو بایست در این روزگار»
  • «تا به یکی تجربه آموختن * با دگری تجربه بردن بکار.» ~ سعدی
  • «مرد که تنبوتش دو تا شد بفکر زن نو میافته.»
  • «مرده را رو که بدی بکفن خودش میرینه.»
  • «مردی را پای دار میبردند زنش میگفت: یه شلیته گلی برای من بیار.»
  • «مردی که نون نداره اینهمه زبون نداره.»
  • «مرغ بیوقت‌خوان را باید سر برید.»
  • «مرغ زیرک که میرمید از دام؛ با همه زیرکی به دام افتاد.»
  • «مرغ گرسنه ارزن در خواب می‌بینه.»
  • «مرغ، هم تخم میکنه هم چلغوز.»
  • «مرغ همسایه غازه.»
  • «مرغی را که در هواست نباید به سیخ کشید.»
  • «مرغ یه پا داره.»
  • «مرغی که انجیر میخوره نوکش کجه.»
  • «مرگ برای من، گلابی برای بیمار.»
  • «مرگ به فقیر و غنی نگاه نمیکنه.»
  • «مرگ خر عروسی سگه.»
  • «مرگ خوبه اما برای همسایه.»
  • «مرگ میخواهی برو گیلان.»
  • «مرگ یه بار شیون یه بار.»
  • «مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد.» ((نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود ...)) ~ سعدی
  • «مزد خر سور چرونی خر سواریست.»
  • «مزد دست مهتر چس یابوست.»
  • «مسجد نساخته گدا درش ایستاده.»
  • «مشتری آخر شب خونش پای خودشه.»
  • «مشک خالی و پرهیز آب.»
  • «معامله با خودی غصه داره.»
  • «معامله نقد بوی مشک میده.»
  • «معما چو حل گشت آسان شود.»
  • «مغز خر خورده.»
  • «مفرداتش خوبه اما مرده‌شور ترکیبشو ببره.»
  • «مگس به فضله‌ش بشینه تا مورچه‌خور دنبالش میدوه.»
  • «مگه سیب سرخ برای دست چلاق خوبه؟»
  • «مگه کاشونه که کپه با فعله است؟»
  • «ملا شدن چه آسون، آدم شدن چه مشکل.»
  • «ملا نصرالدین صنار میگرفت سگ اخته می‌کرد یکعباسی میداد میرفت حموم.»
  • «من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم * تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال.» ~ سعدی
  • «من از بیگانگان هرگز ننالم * که با من هر چه کرد آن آشنا کرد.» ~ حافظ
  • «من کجا و خلیفه در بغداد.»
  • «من میگم خواجه‌ام تو میگی چند تا بچه داری؟»
  • «من میگم نره تو میگی بدوش.»
  • «من میگم انف، تو نگو انف، تو بگو انف.»
  • «من نمیگویم سمندر باش یا پروانه باش * چون بفکر سوختن افتاده‌ای مردانه باش.» ~ مرتضی قلیخان شاملو
  • «من نوکر حاکمم نه نوکر بادنجان.»
  • «موریانه همه چیز خونه را میخوره جز غم صاحب خونه را.»
  • «موش تو سوراخ نمیرفت جارو به دمبش میبست.»
  • «مورچه چیه که کله پاچش چی باشه.»
  • «موش زنده بهتر از گربه مرده‌است.»
  • «موش به همبونه (انبار) کار نداره همبونه به موش کار داره.»
  • «موش و گربه که با هم بسازند دکان بقالی خراب میشه.»
  • «مهتاب نرخ ماست را میشکنه.»
  • «مهره مار داره.»
  • «مه فشاند نور و سگ عوعو کند * هر کسی بر طینت خود می‌تند.» ~ مولوی
  • «مهمون باید خنده‌رو باشه اگر چه صاحب‌خونه، خون گریه کنه.»
  • «مهمون تا سه روز عزیزه.»
  • «مهمون خر صاحب‌خونه‌است.»
  • «مهمون که یکی شد صاحب‌خونه گاو میکشه.»
  • «مهمون، مهمونو نمیتونه ببینه صاحب‌خونه هر دو را.»
  • «مهمون ناخونده خرجش پای خودشه.»
  • «مهمون هر کی، و در خونه هر چی.»
  • «میون حق و باطل چهار انگشته.»
  • «میون دعوا حلوا خیر نمی‌کنند.»
  • «میون دعوا نرخ معین میکنه.»
  • «می بخور، منبر بسوزان، مردم آزاری مکن.»
  • «میخوای عزیز بشی یا دور شو یا کور شو.»
  • «میراث خرس به کفتار میرسه.»
  • «میراث‌خوار بهتر از چشته خوره.»
  • «میوه خوب نصیب شغال میشه.»
  • «میهمان گرچه عزیز است به مانند نفس* خفه می‌سازد اگرآید و بیرون نرود.»
  • «مو از ماست کشیدن» مانند «آنها می‌دانند که اینجا مو را از ماست بیرون می‌کشند»

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
ضرب‌المثل‌های فارسی -:- قسمت سوم
ذ
  • «ذات نایافته از هستی بخش * کی تواند که شود هستی بخش؟» جامی
  • «ذره ذره کاندرین ارض و سماست * جنس خود را همچو کاه و کهرباست» مولوی
  • «ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود.» سعدی

ر

  • «راستی هیبت‌اللهی یا میخواهی منو بترسونی؟»
  • «راه دزد زده تا چهل روز امنه.»
  • «راه دویده، کفش دریده.»
  • «رحمت به کفن دزد اولی.»
  • «رخت دو جاری را در یک طشت نمیشه شست.»
  • «رستم است و یکدست اسلحه.»
  • «رستم در حمام است.»
  • «رستم صولت و افندی پیزی.»
  • «رسیده بود بلایی ولی به خیر گذشت.» ((نریخت درد می‌ومحتسب زدیر گذشت ...)) آصفی هروی
  • «رطب خورده منع رطب چون کند.»
  • «رفت زیر ابروش را برداره چشمش را هم کور کرد.»
  • «رفت به‌نان برسه به‌جان رسید.»
  • «رفتم ثواب کنم کباب شدم.»
  • «رفتم خونه خاله دلم واشه، خاله خسبید دلم پوسید.»
  • «رفتم شهر کورها، دیدم همه کور، من هم کور.»
  • «رقاصه نمی‌تونست برقصه میگفت زمین کجه.»
  • «رند را بند و قحبه را پند سود نکند.»
  • «رنگم ببین و حالمو نپرس.»
  • «روبرو خاله و پشت سر چاله.»
  • «روده بزرگه روده کوچیکه رو خورد.»
  • «روز از نو، روزی از نو.»
  • «روز گار آئینه را محتاج خاکستر کند.»
  • «روزگار است اینکه گه عزت دهد گه خوار دارد * چرخ بازی‌گر از این بازی‌چه‌ها بسیار دارد» قائم مقام فراهانی
  • «روزه خوردنشو دیدم، ولی نماز کردنش را ندیده‌ام.»
  • «روزی به قدمه.»
  • «روزی ِ گربه دست زن شلخته‌است.»
  • «روضه‌خوان پشمه چال است.»
  • «روغن چراغ ریخته وقف امامزاده.»
  • «روغن روی روغن میره، بلغور، خشک میمونه.»
  • «رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز * تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی» عبید زاکانی
  • «روی گدا سیاهه ولی کیسه‌اش پره.»
  • «ریسمان سوخت و کجیش بیرون نرفت.»
  • «ریش و قیچی هر دو در دست شماست.»

 ز

  • «ز آب خرد، ماهی خرد خیزد * نهنگ آن به که با دریا ستیزد» سعدی
  • «زاغم زد و زوغم زد، پس مانده کلاغ کورم زد.» ((زوغم زد و زاغم زد، پس مانده کلاغم زد!))
  • «زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم * به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم» سعدی
  • «زبان خر را خلج می‌دونه.»
  • «زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون می‌آورد.»
  • «زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد.» ((به‌پای شمع شنیدم زقیچی پولاد...)) امیر خسرو
  • «زبان گوشت است به هر طرف که بچرخانی می‌چرخه.»
  • «زخم زبان از زخم شمشیر بدتره.»
  • «زدی ضربتی ضربتی نوش کن.»
  • «زردآلو را می‌خورند برای هسته‌اش.»
  • «زرنگی زیاد فقر می‌آره.»
  • «زرنگی زیاد مایه جوانمرگیست.»
  • «زعشق تا به صبوری هزار فرسنگ است.» ((دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است...)) سعدی
  • «زعفران که زیاد شد بخورد خر می‌دهند.»
  • «زکات تخم مرغ یک پنبه‌دونه‌است.»
  • «زمانه‌ایست که هر کس بخود گرفتار است.» ((تو هم در آینه حیران حسن خویشتنی...)) آصفی هروی
  • «زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز.»
  • «زمستان رفت و رو سیاهی به زغال موند.»
  • «زن آبستن گل می‌خوره اما گل داغستان.»
  • «زن از غازه سرخ رو شود و مرد از غزا.»
  • «زن بد را اگر در شیشه هم بکنند کار خودشو می‌کنه.»
  • «زن بلاست، اما الهی هیچ خانه‌ای بی‌بلا نباشه.»
  • «زن بیوه را برای میوه‌اش می‌خواهند.» ((یعنی برای ثروتش))
  • «زن تا نزائیده دلبره، وقتیکه زائید مادره.»
  • «زن جوان را تیری به پهلو نشیند به که پیری.»
  • «زن راضی، مرد راضی، گور پدر قاضی.»
  • «زن سلیطه سگ بی‌قلاده‌است.»
  • «زن که رسید به بیست، باید به‌حالش گریست.»
  • «زنگوله پای تابوت.»
  • «زن نجیب گرفتن آسونه، ولی نگهداریش مشکله.»
  • «زن و شوهر جنگ کنند، ابلهان باور کنند.»
  • «زنی که جهاز نداره، اینهمه ناز نداره.»
  • «زورش به خر نمیرسه پالون خر را برمی‌داره.» ((...پالونش را می‌زنه))
  • «زور داری، حرفت پیشه.»
  • «زور دار پول نمی‌خواد، بی‌زور هم پول نمی‌خواد.»
  • «زهر طرف که شود کشته، سود اسلام است.»
  • «زیراندازش زمین است و رواندازش آسمون.»
  • «زیر پای کسی پوست خربزه گذاشتن.»
  • «زیر دمش سست است.»
  • «زیر دیگ آتش است و زیر آدم آدم.» ((همان‌طور که آتش آب دیگ را به‌جوش می‌آورد، آدم نیز به وسوسه و تحریک دیگری برانگیخته می‌شود.))
  • «زیر سرش بلنده.»
  • «زیر شالش قرصه.»
  • «زیر کاسه نیم کاسه ایست.»
  • «زیره به کرمان می‌بره.»

س

  • «سال به دوازده ماه ما می‌بینیم یکدفعه هم تو ببین.»
  • «سال به سال دریغ از پارسال.»
  • «سالها میگذره تا شنبه به نوروز بیفته.»
  • «سالی که نکوست از بهارش پیداست.»
  • «سبوی خالی را به سبوی پر مزن.»
  • «سبوی نو آب خنک دارد.»
  • «سبیلش آویزان شد.»
  • «سبیلش را باید چرب کرد.»
  • «سپلشت آید و زن زاید و مهمان عزیزت برسد.»
  • «سخن خودتو کجا شنیدی، اونجا که حرف مردمو شنیدی.»
  • «سر بریده سخن نگوید.»
  • «سر بزرگ بلای بزرگ داره.»
  • «سر بشکنه در کلاه، دست بشکنه در آستین.»
  • «سر بی‌صاحب میتراشه.»
  • «سر بی‌گناه، پای دار میره اما بالای دار نمیره.»
  • «سر پیری و معرکه‌گیری.»
  • «سر تراشی را از سر کچل ما میخواد یاد بگیره.»
  • «سر حلیم روغن میرود.»
  • «سر خر باش، صاحب زر باش.»
  • «سر را با پنبه میبرد.»
  • «سر را قمی می‌شکنه تاوانش را کاشی میده.»
  • «سر زلف تو نباشد سر زلف دگری.»
  • «سرش از خودش نیست.»
  • «سرش به تنش زیادی میکنه.»
  • «سرش به کلاش میارزه.»
  • «سرش بوی قورمه سبزی میده.»
  • «سرش توی حسابه.»
  • «سرش توی لاک خودشه.»
  • «سرش جنگه اما دلش تنگه.»
  • «سرش را پیراهن هم نمیدونه.»
  • «سر قبری گریه کن که مرده توش باشه.»
  • «سر قبرم کثافت نکن از فاتحه خواندنت گذشتم.»
  • «سر کچل را سنگی و دیوانه را دنگی.»
  • «سر کچل و عرقچین.»
  • «سرکه مفت از عسل شیرین‌تره.»
  • «سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه‌است.»
  • «سر که نه در راه عزیزان بود * بار گرانیست کشیدن بدوش.» ~ سعدی
  • «سر گاو توی خمره گیر کرده.»
  • «سر گنجشکی خورده.»
  • «سر گنده زیر لحافه.»
  • «سرم را میشکنه نخودچی جیبم میکنه.»
  • «سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی * که ما هم در دیار خود سری داریم و سامانی.»
  • «سرنا را از سر گشادش میزنه.»
  • «سرناچی کم بود یکی هم از غوغه اومد.»
  • «سری را که درد نمی‌کند دستمال مبند.»
  • «سری که عشق ندارد کدوی بی‌بار است.» ((لبی که خنده ندارد شکاف دیوار است ...))
  • «سزای گرانفروش نخریدنه.»
  • «سسک هفت تا بچه میآره یکیش بلبله.»
  • «سفره بی‌نان جله، کوزه بی‌آب گله.»
  • «سفره نیفتاده (نینداخته) بوی مشک میده.»
  • «سفره نیفتاده یک عیب داره؛ سفره افتاده هزار عیب.»
  • «سفید سفید صد تومن، سرخ و سفید سیصد تومن، حالا که رسید به سبزه هر چی بگی میارزه.»
  • «سقش سیاه است.»
  • «سگ بادمش زیر پاشو جارو میکنه.»
  • «سگ باش، کوچک خونه نباش.»
  • «سگ پاچه صاحبش را نمیگیره.»
  • «سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو میگرفت.»
  • «سگ چیه که پشمش باشه.»
  • «سگ در حضور به از برادر دور.»
  • «سگ در خانه صاحبش شیره.»
  • «سگ داد و سگ توله گرفت.»
  • «سگ دستش نمیشه داد که اخته کنه.»
  • «سگ را که چاق کنند هار میشه.»
  • «سگ زرد برادر شغاله.»
  • «سگست آنکه با سگ رود در جوال.»
  • «سگ سفید ضرر پنبه فروشه.»
  • «سگ سیر دنبال کسی نمیره.»
  • «سگش بهتر از خودشه.»
  • «سگ که چاق شد گوشتش خوراکی نمیشه.»
  • «سگ گر و قلاده زر؟»
  • «سگ ماده در لانه، شیر است.»
  • «سگ نازی آباده، نه خودی میشناسه نه غریبه.»
  • «سگ نمک‌شناس به از آدم ناسپاس.»
  • «سگی به بامی جسته گردش به ما نشسته.»
  • «سگی که برای خودش پشم نمیکند برای دیگران کشک نخواهد کرد.»
  • «سگی که پارس کنه، نمیگیره.»
  • «سلام روستائی بی‌طمع نیست.»
  • «سنده را انبر دم دماغش نمیشه برد.»
  • «سنگ به در بسته میخوره.»
  • «سنگ بزرگ علامت نزدنه.»
  • «سنگ بنداز بغلت واشه.»
  • «سنگ خاله قورباغه را گرو میکشه.»
  • «سنگ کوچک سر بزرگ را میشکنه.»
  • «سنگ مفت، گنجشک مفت.»
  • «سنگی را که نتوان برداشت باید بوسد و گذاشت.»
  • «سواره از پیاده خبر نداره، سیر از گرسنه.»
  • «سودا، به رضا، خویشی بخوشی.»
  • «سودا چنان خوشست که یکجا کند کسی.» ((دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم)) ~ قصاب کاشانی
  • «سودا گر پنیر از شیشه میخوره.»
  • «سودای نقد بوی مشک میده.»
  • «سوراخ دعا را گم کرده.»
  • «سوزن، همه را میپوشونه اما خودش لخته.»
  • «سوسکه از دیوار بالا میرفت مادرش میگفت: قربون دست و پای بلوریت.»
  • «سهره (سیره) رنگ کرده را جای بلبل میفروشه.»
  • «سیب سرخ برای دست چلاق خوبه؟»
  • «سیب مرا خوردی تا قیامت ابریشم پس بده.»
  • «سیبی که بالا میره تا پائین بیاد هزار چرخ میخوره.»
  • «سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد.» ((تعلیم معلم بکسی ننگ ندارد))
  • «سیلی نقد به از حلوای نسیه.»

ش

  • «شاگرد اتو گرم، سرد میارم حرفه، گرم میارم حرفه.»
  • «شاه خانم می‌زاد، ماه خانم درد می‌کشه.»
  • «شاه می‌بخشه شیخ علیخان نمی‌بخشه.»
  • «شاهنامه آخرش خوشه.»
  • «شب دراز است و قلندر بیکار.»
  • «شب سمور گذشت و لب تنور گذشت.»
  • «شب عید است و یار از من چغندر پخته می‌خواهد * گمانش می‌رسد من گنج قارون زیر سر دارم.»
  • «شبهای چهارشنبه هم غش می‌کنه.»
  • «شپش توی جیبش سه قاب بازی می‌کنه.»
  • «شپش توی جیبش منیژه خانومه.»
  • «شتر اگر مرده هم باشد پوستش بار خره.»
  • «شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه.»
  • «شتر پیر شد و شاشیدن نیاموخت.»
  • «شتر خوابیده شم بلندتر از خر ایستاده‌است.»
  • «شتر در خواب بیند پنبه دانه * گهی لف لف خورد گه دانه دانه.»
  • «شتر دیدی ندیدی؟»
  • «شتر را چه به علاقه بندی؟»
  • «شتر را گفتند: چرا شاشت از پسه؟ گفت: چه چیزم مثل همه کسه.»
  • «شتر را گفتند: چرا گردنت کجه؟ گفت: کجام راسته.»
  • «شتر را گفتند: چکاره‌ای؟ گفت: علاقه بندم. گفتند: از دست و پنجه نرم و نازکت پیداست.»
  • «آن یکی می‌گفت استر را که هی * از کجا می‌آیی ای فرخنده پی
گفت: از حمام گرم کوی تو * گفت: خود پیداست از زانوی تو.»
  • «شتر را گم کرده پی افسارش می‌گرده.»
  • «شتر سواری دولا دولا نمی‌شه.»
  • «شتر که نواله می‌خواد گردن دراز می‌کنه.»
  • «شتر کجاش خوبه که لبش بده؟»
  • «شتر گاو پلنگ.»
  • «شتر مرد و حاجی خلاص.»
  • «شترمرغ را گفتند: بار بردار. گفت: من مرغم. گفتند: پرواز کن. گفت: من شترم.»
  • «شترها را نعل می‌کردند، کک هم پایش را بلند کرد.»
  • «شراب مفت را قاضی هم می‌خوره.»
  • «شریک اگر خوب بود خدا هم شریک می‌گرفت.»
  • «شریک دزد و رفیق قافله.»
  • «شست پات توی چشمت نره.»
  • «شش ماهه به دنیا اومده.»
  • «شعر چرا می‌گی که توی قافیه‌اش بمونی؟»
  • «شغال، پوزش به انگور نمی‌رسه می‌گه ترشه.»
  • «شغال ترسو انگور خوب نمی‌خوره.»
  • «شغال که از باغ قهر کنه منفعت باغبونه.»
  • «شغالی که مرغ می‌گیره بیخ گوشش زرده.»
  • «شکمت گوشت نو بالا آورده.»
  • «شکم گشنه، گوز فندقی.»
  • «شلوار نداره، بند شلوارش را می‌بنده.»
  • «شمر جلودارش نمی‌شه.»
  • «شنا بلد نیست زیر آبی هم می‌ره.»
  • «شنونده باید عاقل باشه.»
  • «شنیدی که زن آبستن گل می‌خوره اما نمی‌دونی چه گلی.»
  • «شوهر کردم وسمه کنم نه وصله کنم.»
  • «شوهر برود کاروانسرا، نونش بیاد حرمسرا.»
  • «شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد.»
  • «شیر بی‌یال و اشکم که دید * اینچنین شیری خدا هم نافرید.» ~ مولوی

ص

  • «صابونش به جامه ما خورده.»
  • «صبر کوتاه خدا سی ساله.»
  • «صداش صبح در میاد.»
  • «صد پتک زرگر، یک پتک آهنگر.»
  • «صد تا گنجشک با زاق و زوقش نیم منه.»
  • «صد تا چاقو بسازه، یکیش دسته نداره.»
  • «صد تومن میدم که بچه‌ام یکشب بیرون نخوابه وقتی خوابید، چه یک‌شب چه هزار شب.»
  • «صد رحمت به کفن دزد اولی.»
  • «صد سال گدائی می‌کنه هنوز شب جمعه را نمی‌دونه.»
  • «صد سر را کلاه است و صد کور را عصا.»
  • «صد من پرقو یک مشت نیست.»
  • «صد من گوشت شکار به یک چس تازی نمی‌ارزه.»
  • «صد موش را یک گربه کافیه.»
  • «صفراش به یک لیمو می‌شکنه.»
  • «صنار جیگرک سفره قلمکار نمی‌خواد.»
  • «صنار می‌گیرم سگ اخته میکنم، یه عباسی می‌دم غسل می‌کنم.»

ض

  • «ضرب خورده جراحه.»
  • «ضرر را از هر جا جلوشو بگیری منفعته.»
  • «ضامن روزی بود روزی‌رسان.»
  • «ضرر به موقع بهتر از منفعت بی‌موقعه.»
  • «ضرر کار کن، کار نکردنه.»

ط

  • «طاس اگر نیک نشیند همه کس نراد است.»
  • «طالع اگر اری برو دمر بخواب.»
  • «طاووس را به نقش و نگاری که هست خلق * تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش.» ~ سعدی
  • «طبل تو خالیست.»
  • «طبیب بی‌مروت، خلق را رنجور میخواهد.»
  • «طشت طلا رو سرت بگیر و برو.»
  • «طعمه هر مرغکی انجیر نیست.»
  • «طمع آرد به مردان رنگ زردی.»
  • «طمع پیشه را رنگ و رو زرده.»
  • «طمع را نباید که چندان کنی * که صاحب کرم را پشیمان کنی.»
  • «طمع زیاد مایه جونم مرگی (جوانمرگی) است.»
  • «طمعش از کرم مرتضی علی بیشتره.»

 ظ

  • «ظالم پای دیوار خودشو می‌کنه.»
  • «ظالم دست کوتاه.»
  • «ظالم همیشه خانه خرابه.»
  • «ظاهرش چون گور کافر پر حلل * باطنش قهر خدا عزوجل.»

ع

  • «عاشقان را همه گر آب برد * خوبرویان همه را خواب برد.» ~ ایرج‌میرزا
  • «عاشق بی‌پول باید شبدر بچینه.»
  • «عاشقم پول ندارم کوزه بده آب بیارم.»
  • «عاشقی پیداست از زاری دل * نیست بیماری چو بیماری دل.» ~ مولوی
  • «عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد.» ~ حافظ
  • «عاشقی کار سری نیست که بر بالین است.» ~ سعدی
  • «عاقبت جوینده یابنده بود.» ~ مولوی
  • «عاقبت گرگ زاده گرگ شود * گر چه باآدمی بزرگ شود.» ~ سعدی
  • «عاقل به کنار آب تا پل می‌جست * دیوانه پا برهنه از آب گذشت.»
  • «عاقل گوشت می‌خوره، بی‌عقل بادمجان.»
  • «عالم بی‌عمل، زنبور بی‌عسله.»
  • «عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشکل.»
  • «عالم ناپرهیزکار، کوریست مشعله‌دار.»
  • «عبادت بجز خدمت خلق نیست * به تسبیح و سجاده و دلق نیست.» ~ سعدی
  • «عجب کشگی سابیدیم که همش دوغ پتی بود.»
  • «عجله، کار شیطونه.»
  • «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.»
  • «عذر بدتر از گناه.»
  • «عروس بی‌جهاز، روزه بی‌نماز، دعای بی‌نیاز، قورمه بی‌پیاز.»
  • «عروس تعریفی عاقبت شلخته درآمد.»
  • «عروس که به ما رسید شب کوتاه شد.»
  • «عروس مردنی را گردن مادر شوهر نگذارید.»
  • «عروس میاد وسمه بکشه نه وصله بکنه.»
  • «عروس نمی‌تونست برقصه می‌گفت: زمین کجه.»
  • «عروس را که مادرش تعریف کنه برای آقا دائیش خوبه.»
  • «عروس که مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند.»
  • «عزیز کرده خدا را نمی‌شه ذلیل کرد.»
  • «عزیز پدر و مادر.»
  • «عسس بیا منو بگیر.»
  • «عسل در باغ هست و غوره هم هست.»
  • «عسل نیستی که انگشتت بزنند.»
  • «عشق پیری گر بجنبد سر به رسوائی زند.»
  • «عقد پسرعمو و دخترعمو را در آسمان بسته‌اند.»
  • «عقلش پاره سنگ برمیداره.»
  • «عقل که نیست جون در عذابه.»
  • «عقل مردم به چشمشونه.»
  • «عقل و گهش قاطی شده.»
  • «علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد.» ((‌ ... دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست)) ~ سعدی
  • «علاج بکن کز دلم خون نیاید.» ((سرشک از رخم پاک کردن چه حاصل ...)) ~ میر والهی
  • «علف به دهان بزی باید شیرین بیاد.»
  • «عیدت را اینجا کردی نوروزت را برو جای دیگه.»

غ

  • «غاز می‌چرونه.»
  • «غربال را جلوی کولی گرفت و گفت: منو چطور می‌بینی؟ گفت: هر طور که تو منو می‌بینی.»
  • «غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو.»
  • «غلیان بکشیم یا خجالت.» ((مائیم میان این دو حالت ...))
  • «غم مرگ برادر را برادر مرده می‌داند.»
  • «غوره نشده مویز شده‌است.»

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
ضرب‌المثل‌های فارسی -:- قسمت دوم
پ
  • «پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد.»
  • «پای خروستو ببند، به مرغ همسایه هیز نگو.»
  • «پایین‌پایین‌ها جاش نیست، بالابالاها راش نیست.»
  • «پز عالی، جیب خالی.»
  • «پس از چهل سال چارواداری، الاغ خودشو نمی‌شناسه.»
  • «پس از قرنی شنبه به نوروز میافته.»
  • «پستان مادرش را گاز گرفته.»
  • «پسر خاله دسته دیزی.»
  • «پسر زائیدم برای رندان، دختر زائیدم برای مردان، موندم سفیل و سرگردان.»
  • «پسرکو ندارد نشان از پدر * تو بیگانه خوانش نخوانش پسر.»
  • «پشت تاپو بزرگ شده.»
  • «پنج انگشت برادرند، برابر نیستند.»
  • «پوست خرس نزده می‌فروشه.»
  • «پول است نه جان است که آسان بتوان داد.»
  • «پول پیدا کردن آسونه، اما نگهداریش مشکله.»
  • «پول حرام، یا خرج شراب شور میشه یا شاهد کور.»
  • «پولدارها به کباب، بی‌پولها به بوی کباب.»
  • «پول ما سکه عُمَر داره.»
  • «پیاده شو با هم راه بریم.»
  • «پیاز هم خودشو داخل میوه‌ها کرده.»
  • «پی خر مرده میگرده که نعلش را بکنه.»
  • «پیراهن بعد از عروسی برای گل منار خوبه.»
  • «پیرزنه دستش به درخت گوجه نمی‌رسید، می‌گفت: ترشی بمن نمی‌سازه.»
  • «پیش از آخوند منبر نرو.»
  • «پیش رو خاله، پشت سر چاله.»
  • «پیش قاضی و معلق بازی.»


ت

  • «تا ابله در جهانه، مفلس درنمی‌مانه.»
  • «تابستون پدر یتیمونه.»
  • «تا پریشان نشود کار به سامان نرسد.»
  • «تا تریاق از عراق آرند، مار گزیده مرده باشد.»
  • «تا تنور گرمه نون‌و بچسبون.»
  • «تا تو فکر خر بکنی ننه، منو در بدر می‌کنی ننه.»
  • «تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ میان بیرون.»
  • «تا شغال شده بود به چنین سوراخی گیر نکرده بود.»
  • «تا کرکس بچه‌دار شد، مردار سیر نخورد.»
  • «تا گفته‌ای غلام توام، می‌فروشنت.»
  • «تا گوساله گاو بشه، دل مادرش آب می‌شه.»
  • «تا مار راست نشه توی سوراخ نمی‌ره.»
  • «تا نازکش داری نازکن، نداری پاهاتو دراز کن.»
  • «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.»
  • «تا هستم به ریش تو بستم.»
  • «تب تند عرقش زود در میاد.»
  • «تخم‌مرغ دزد، شتر دزد می‌شه.»
  • «تخم نکرد، وقتی هم کرد توی کاهدون کرد.»
  • «ترب هم جزء مرکبات شده.»
  • «ترتیزک خریدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد.»
  • «تره به تخمش می‌ره، حسنی به باباش.»
  • «تعارف کم کن‌ و بر مبلغ افزا.»
  • «تغاری بشکنه ماستی بریزد * جهان گردد به کام کاسه لیسان.»
  • «تف سر بالا، بر می‌گرده به ریش صاحبش.»
  • «تلافی غوره رو سر کوره در میاره.»
  • «تنبان مرد که دو تا شد به فکر زن دوم می‌افته.»
  • «تنبل مرو به سایه، سایه خودش می‌آیه.»
  • «تنها به قاضی رفته خوشحال برمی‌گرده.»
  • «تو از تو، من از بیرون.»
  • «تو بگو ف من میگم فرحزاد.»
  • «توبه گرگ مرگه.»
  • «تو که نی‌زن بودی چرا آقا دائیت از حصبه مرد.»
  • «تومون خودمونو می‌کشه، بیرونمون مردم را.»
  • «توی دعوا نون و حلوا خیر نمی‌کنند.»
  • «توی کونش عروسیه»

ث

  • «ثنای خویش گفتن بود از تهی‌میانی» (پس از این‌همه مناقب، خجلم خجل پشیمان که...) نظامی
  • «ثوابت باشد ای دارای خرمن * اگر رحمی کنی بر خوشه‌چینی» حافظ
  • «ثواب راه به‌خانه صاحب خود می‌برد.»

 ج

  • «جا تره و بچه نیست.»
  • «جاده دزد زده تا چهل روز امنه.»
  • «جایی نمی‌خوابه که آب زیرش بره.»
  • «جایی که میوه نیست چغندر، سلطان مرکباته.»
  • «جواب ابلهان خاموشیست.»
  • «جواب‌های، هویه.»
  • «جوانی کجائی که یادت بخیر.»
  • «جوجه را آخر پائیز می‌شمرند.»
  • «جوجه همیشه زیر سبد نمی‌مونه.»
  • «جون به عزرائیل نمی‌ده.»
  • «جهود، خون دیده.»
  • «جهود، دعاش را آورده.»
  • «جیبش تار عنکبوت بسته.»
  • «جیگر جیگره، دیگر دیگره.»

چ

  • «چار دیواری اختیاری.»
  • «چاقو دسته خودشو نمیبره.»
  • «چاه کن همیشه ته چاهه.»
  • «چاه مکن بهر کسی، اول خودت، دوم کسی.»
  • «چاه نکنده منار دزدیده.»
  • «چرا توپچی نشدی.»
  • «چراغی که به خونه رواست، به مسجد حرام است.»
  • «چشیده خور بدتر از میراث خوره.»
  • «چشم داره نخودچی، ابرو نداره هیچی.»
  • «چشمش آلبالو گیلاس می‌چینه.»
  • «چشمش هزار کار میکنه که ابروش نمیدونه.»
  • «چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه.»
  • «چنار در خونه‌شونو نمی‌بینه.»

﷼چنین است رسم سرای درشت


  • «چوب خدا صدا نداره، هر کی بخوره دوا نداره.»
  • «چوب دو سر طلاست.»
  • «چوب را که برداری، گربه دزده فرار میکنه.»
  • «چوب معلم گله، هر کی نخوره خله.»
  • «چو به گشتی، طبیب از خود میازار * چراغ از بهر تاریکی نگه دار.» (...که بیماری توان بودن دگر بار) سعدی
  • «چو دخلت نیست خرج آهسته‌تر کن// که می‌گویند ملاحان سرودی// اگر باران به کوهستان نبارد// به سالی دجله گردد خشک رودی»
  • «چه خوشست دوشاب فروشی، هیچ‌کس نخرد خودت بنوشی.»
  • «چه عزائیست که مرده‌شور هم گریه می‌کنه.»
  • «چه علی خواجه، چه خواجه علی.»
  • «چه مردی بود کز زنی کم بود.» (چو از راستی بگذری خم بود...) عنصری
  • «چیزی که شده پاره، وصله ور نمی‌داره.»
  • «چیزی که عوض داره گله نداره.»

 ح

  • «حسنی به مکتب نمی‌رفت وقتی می‌رفت جمعه می‌رفت.»
  • «حرف حق تلخ است.»

خ

  • «خار را در چشم دیگران می‌بینه و تیر را در چشم خودش نمی‌بینه.»
  • «خاشاک به گاله ارزونه، شنبه به جهود.»
  • «خاک خور و نان بخیلان مخور.» ((خار نه‌ای زخم ذلیلان مخور...)) نظامی
  • «خاک کوچه برای باد سودا خوبه.»
  • «خال مه رویان سیاه و دانه فلفل سیاه * هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا؟»
  • «خاله‌ام زائیده، خاله زام هو کشیده.»
  • «خاله را می‌خواهند برای درز و دوز و گرنه چه خاله چه یوز.»
  • «خاله سوسکه به بچه‌اش میگه: قربون دست و پای بلوریت.»
  • «خانه‌ای را که دو کدبانوست، خاک تا زانوست.»
  • «خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالی باشه.»
  • «خانه خرس و بادیه مس؟»
  • «خانه داماد عروسیست، خانه عروس هیچ خبری نیست.»
  • «خانه دوستان بروب و در دشمنان مکوب.» سعدی
  • «خانه قاضی گردو بسیاره اما شماره داره.»
  • «خانه کلیمی نرفتم وقتی هم رفتم شنبه رفتم.»
  • «خانه نشینی بی‌بی از بی‌چادریست.»
  • «خانه همسایه آش می‌پزند بمن چه؟»
  • «خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسی.»
  • «خدا برف را به اندازه بام میده.»
  • «خدا جامه می‌دهد کو اندام؟ نان می‌دهد کو دندان؟»
  • «خدا خر را شناخت، شاخش نداد.»
  • «خدا داده بما مالی، یک خر مانده سه تا نالی.»
  • «خدا دیرگیره، اما سخت‌گیره.»
  • «خدا را بنده نیست.»
  • «خدا روزی‌رسان است، اما اِهنی هم می‌خواد.»
  • «خدا سرما را بقدر بالاپوش میده.»
  • «خدا شاه دیواری خراب کنه که این چاله‌ها پر بشه.»
  • «خدا گر ببندد زحکمت دری * به‌رحمت گشاید در دیگری.»
  • «خدا میان دانه گندم خط گذاشته.»
  • «خدا می‌خواهد بار را به منزل برساند من نه، یک خر دیگه.»
  • «خدا نجار نیست اما در و تخته رو خوب بهم میندازه.»
  • «خدا وقتی بخواد بده، نمیپرسه تو کی هستی؟»
  • «خدا وقتی‌ها میده، ور ور جماران هم،ها میده.»
  • «خدا همه چیز را به یک بنده نمی‌ده.»
  • «خدا همونقدر که بنده بد داره، بنده خوب هم داره.»
  • «خدایا آنکه را عقل دادی چه ندادی و آنکه را عقل ندادی چه دادی؟» ~ خواجه عبدالله انصاری
  • «خدا یه عقل زیاد بتو بده یه پول زیاد بمن.»
  • «خر، آخور خود را گم نمیکنه.»
  • «خراب بشه باغی که کلیدش چوب مو باشه.»
  • «خر، ار جل زاطلس بپوشد خر است.» (نه منعم به مال از کسی بهتر است...) سعدی
  • «خر است و یک کیله جو.»
  • «خر از لگد خر ناراحت نمیشه.»
  • «خر باربر، به که شیر مردم در.»
  • «خر به بوسه و پیغام آب نمی‌خوره.»
  • «خربزه شیرین مال شغاله.»
  • «خربزه که خوردی باید پای لرزش هم بشینی.»
  • «خربزه میخواهی یا هندوانه: هر دو دانه.»
  • «خر بیارو باقلا بار کن.»
  • «خر، پایش یک بار به چاله میره.»
  • «خرج که از کیسه مهمان بود * حاتم طایی شدن آسان بود.»
  • «خر چه داند قیمت نقل و نبات؟»
  • «خر خالی یرقه میره.»
  • «خر، خسته؛ صاحب خر، ناراضی.»
  • «خر خفته جو نمی‌خوره.»
  • «خر دیزه‌است، به مرگ خودش راضی است تا ضرر به صاحبش بزنه.»
  • «خر را با آخور میخوره، مرده را با گور.»
  • «خر را جایی می‌بندند که صاحب خر راضی باشه.»
  • «خر را که به عروسی می‌برند، برای خوشی نیست برای آبکشی است.»
  • «خر را گم کرده پی نعلش میگرده.»
  • «خر، رو به طویله تند میره.»
  • «خر نر را از تخمش می‌شناسند.»
  • «خرس، تخم میکنه یا بچه؟ از این دم بریده هر چی بگی برمیاد.»
  • «خرس در کوه، بو علی سیناست.»
  • «خرس شکار نکرده رو پوستشو نفروش.»
  • «خر سواری را حساب نمیکنه.»
  • «خر، سی شاهی، پالون دوزار.»
  • «خر کریم را نعل کردن.»
  • «خر که جو دید، کاه نمیخوره.»
  • «خر، که علف دید گردن دراز میکنه.»
  • «خر گچ‌کش روز جمعه از کوه سنگ میاره.»
  • «خر لخت را پالانشو بر نمیدارند.»
  • «خر ما از کرگی دم نداشت.»
  • «خر ناخنکی صاحب سلیقه می‌شود.»
  • «خروار نمکه، مثقال هم نمکه.»
  • «خر وامانده معطل چشه.»
  • «خروسی را که شغال صبح میبره بگذار سر شب ببره.»
  • «خر، همان خره پالانش عوض شده.»
  • «خریت ارث نیست بهره خداداده‌س.»
  • «خری که از خری وابمونه باید یال و دمشو برید.»
  • «خوشبخت آنکه خورد و کِشت، بدبخت آنکه مرد و هِشت.»
  • «خواب پاسبان، چراغ دزده.»
  • «خنده کردن دل خوش میخواد و گریه کردن سر و چشم.»
  • «خواهر شوهر، عقرب زیر فرشه.»
  • «خواست زیر ابروشو برداره، چشماشو کور کرد.»
  • «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.»
  • «خوبی لر به آنست که هر چه شب گوید روزنه انست.»
  • «خودتو خسته ببین، رفیقتو مرده.»
  • «خودشو نمیتونه نگهداره چطور منو نگه میداره؟»
  • «خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی.»
  • «خودم کردم که لعنت بر خودم باد.»
  • «خوردن خوبی داره، پس دادن بدی.»
  • «خوشا به حال کسانی که مردند و آواز ترا نشنیدند.»
  • «خوشا چاهی که آب از خود بر آرد.»
  • «خوش بود گر محک تجربه آید بمیان * تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.»
  • «خوش زبان باش در امان باش.»
  • «خولی بکفم به که کلنگی بهوا.»
  • «یک ده آباد به از صد شهر خراب.»
  • «خونسار است و یک خرس.»


  • عاقبت / بلاخره «خیاط هم در کوزه افتاد.»
  • «خیر در خانه صاحبش را می‌شناسد.»
  • «خیک بزرگ، روغنش خوب نمیشه.»
  • خیلی خوش کت و کونه ، راست خیابون هم میره.
  • «خیلی خوش چوسه جلوی باد هم میشینه.»

د

  • «دادن به دیوانگی گرفتن به عاقلی.»
  • «دارندگی‌ست و برازندگی.»
  • «داری طرب کن، نداری طلب کن.»
  • «داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم حسابه.»
  • «دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد.»
  • «دانا گوشت می‌خورد نادان چغندر.»
  • «دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه * هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا.»
  • «دایه از مادر مهربان‌تر را باید پستان برید.»
  • «دختر، تخم ترتیزک است.»
  • «دختر تنبل، مادر کدبانو را دوست داره.»
  • «دختر می‌خواهی مامش را ببین، کرباس می‌خواهی پهناش را ببین.»
  • «دختر همسایه هر چه چل‌تر برای ما بهتر.»
  • «دختری که مادرش تعریف بکنه برای آقادائیش خوبه.»
  • «درازی شاه‌خانم به پهنای ماه‌خانم در.»
  • «در بیابان گرسنه را شلغم پخته به زنقره خام.»
  • «در بیابان لنگه کفش‌کهنه، نعمت خداست.»
  • «در پس هر گریه آخر خنده‌ایست.» (...مرد آخربین مبارک بنده‌ایست) مولوی
  • «در جنگ، حلوا تقسیم نمی‌کنند.»
  • «در جوانی مستی، در پیری سستی، پس کی خدا پرستی؟»
  • «در جهان هرکس که دارد نان مفت * می‌تواند حرف‌های خوب گفت»
  • «در جهنم عقربی هست که از دستش به مار غاشیه پناه می‌برند.»
  • «در جیبش را تار عنکبوت گرفته‌است.»
  • «در چهل سالگی طنبور می‌آموزد در گور استاد خواهد شد.»
  • «در حوضی که ماهی نیست، قورباغه سپهسالاره.»
  • «در خانه‌ات را ببند همسایه تو دزد نکن.»
  • «در خانه اگر کس است یک‌حرف بس است.»
  • «در خانه بیعاره‌ها نقاره می‌زنند.»
  • «در خانه مور، شبنمی طوفانست.»
  • «در خانه هرچه، مهمان هرکه.»
  • «درخت اگر متحرک شدی ز جای بجای * نه جور اره کشیدی و نی جفای تبر» انوری
  • «درخت پربار، سنگ می‌خوره.»
  • «درخت تو گر بار دانش بگیرد * به زیر آوری چرخ نیلوفری را» پروین
  • «درخت کاهلی بارش گرسنگی است.»
  • «درخت کج جز به آتش راست نمی‌شه.»
  • «درخت گردکان به‌این بزرگی، درخت خربزه الله‌اکبر.»
  • «درخت هر چه بار اش بیش‌تر شود، افتاده‌تر شود.»
  • «درد دل خودم کم بود، اینهم غرغر همسایه.»
  • «درد، کوه کوه میاد، مومو میره.»
  • «در دروازه را میشه بست، اما در دهن مردمو نمیشه بست.»
  • «در دنیا همیشه به یک پاشنه نمی‌چرخه.»
  • «در دنیا یه خوبی می‌مونه یه بدی.»
  • «در دیزی وازه، حیای گربه کجا رفته.»
  • «در زمستان، الو، به از پلوه.»
  • «در زمستان یه جل بهتر از یه دسته گله.»
  • «درزی در کوزه افتاد.»
  • «در زیر این گنبد آبنوسی، یک‌جا عزاست یک‌جا عروسی.»
  • «درس ادیب اگر بود زمزمه محبتی * جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را» نظیری نیشابوری
  • «در شهر کورها یه چشمی پادشاست.»
  • «در شهر نی‌سواران باید سوار نی شد.»
  • «در عفو لذتیست که در انتقام نیست.»
  • «در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست.» ~ حافظ
  • «در کف شیر نر خونخواره‌ای * غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای؟» مولوی
  • «در کف هریک اگر شمعی بدی * اختلاف از گفت اشان بیرون شدی» مولوی
  • «در مجلس خود راه مده همچو منی را * کافسرده دل افسرده کند انجمنی را.»
  • «درم داران عالم را کرم نیست * کریمان را بدست اندر درم نیست.» سعدی
  • «در مسجده، نه کندنیست نه سوزوندنی.»
  • «در نمک ریختن توی دیگ باید به مرد پشت کرد.»
  • «درویش از ده رانده، ادعای کدخدائی کند.»
  • «درویش مومیائی، هی میگی و نمیائی.»
  • «درویش را گفتند: در دکانتو ببند دهنشو هم گذاشت.»
  • «در، همیشه به یک پاشنه نمی‌گرده.»
  • «در هفت آسمان یک ستاره نداره.»
  • «دزد، آب گرون می‌خوره.»
  • «دزد بازار آشفته می‌خواهد.»
  • «دزد باش و مرد باش.»
  • «دزد به یک راه می‌رود، صاحب مال به هزار راه.»
  • «دزد حاضر و بز حاضر.»
  • «دزد ناشی به کاهدون میزنه.»
  • «دزدی آنهم شلغم؟»
  • «دزدی که نسیم را بدزدد دزد است.»
  • «دست از سر کچل ما بردار.»
  • «دست بالای دست بسیار است.» ((در جهان پیل مست بسیار است ...)) سعدی
  • «دست به دنبک هر کی بزنی صدا میده.»
  • «دست بریده قدر دست بریده را میدونه.»
  • «دست بشکند در آستین، سر بشکند درکلاه.»
  • «دست بیچاره چون بجان نرسد * چاره جز پیرهن دریدن نیست.» سعدی
  • «دست بی‌هنر کفچه گدائیست.»
  • «دست پشت سر نداره.»
  • «دست پیش را گرفته که پس نیفته.»
  • «دستت چربه، بمال سرت.»
  • «دستت چو نمی‌رسد به خانم * دریاب کنیز مطبخی را.»
  • «دستت چو نمی‌رسد به کوکو، خشکه پلو را فرو کو.»
  • «دست‌تنگی بدتر از دلتنگی است.»
  • «دست خالی برای تو سر زدن خوبه.»
  • «دست در کاسه و مشت در پیشانی.»
  • «دست، دست را میشناسه.»
  • «دست دکاندار تلخ است.»
  • «دست راست را از چپ نمیشناسه.»
  • «دستش به خر نمیرسه پالان خر را برمیدارد.»
  • «دستش به دم گاو بند شده.»
  • «دستش به عرب و عجم بند شده‌است.»
  • «دستش به دهنش میرسه.»
  • «دستش در کیسه خلیفه‌است.»
  • «دستش را به کمرش گرفته که از بیگی نیفته.»
  • «دستش شیره‌ایست یا دستش چسبناک است.»
  • «دستش را توی حنا گذاشت.»
  • «دست شکسته بکار میره، دل شکسته بکار نمیره.»
  • «دست شکسته وبال گردنه.»
  • «دستش نمک نداره.»
  • «دست کار دلو نمیکنه و دل کار دستو نمیکنه.»
  • «دستش کجه.»
  • «دست که به چوب بردی گربه دزده حساب کار خودشو میکنه.»
  • «دست که بسیار شد برکت کم می‌شود.»
  • «دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.» ((پای ما لنگ است و منزل بس دراز)) حافظ
  • «دست ننت درد نکنه.»
  • «دست و روت را بشور منم بخور.»
  • «دست و رویش را با آب مرده‌شور خانه شسته‌است.»
  • «دسته گل به آب داده.»
  • «دستی را که حاکم ببره خون نداره یا دیه نداره.»
  • «دستی را که نمیتوان برید باید بوسید.»
  • «دستی را که از من برید، خواه سگ بخورد خواه گربه.»
  • «دشمنان در زندان با هم دوست شوند.»
  • «دشمن دانا بلندت میکند * بر زمینت میزند نادان دوست»
  • «دشمن دانا که غم جان بود * بهتر از آن دوست که نادان بود» نظامی
  • «دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد.» ((دانی که چه گفت زال با رستم گرد...)) سعدی


  • «دعا خانه صاحبش را می‌شناسد.»
  • «دعا کن الفبا بمیره یا دعا کن بابات بمیره» ((...وگرنه معلم بسیار است.))
  • «دعوا سر لحاف ملانصرالدین بود.»
  • «دلاک‌ها که بیکار می‌شوند سر هم را می‌تراشند.»
  • «دل بی‌غم دراین عالم نباشد * اگر باشد بنی‌آدم نباشد»
  • «دل سفره نیست که آدم پیش هر کس باز کنه.»
  • «دلش درو طاقچه نداره.»
  • «دلم خوشه زن بگم اگر چه کمتر از سگم.»
  • «دلو همیشه از چاه درست در نمیاد.»
  • «دماغش را بگیری جانش در میاد.»
  • «دم خروس از جیبش پیداست.»
  • «دمش را توی خمره زده‌است.»
  • «دندون اسب پیشکشی را نمی‌شمارند.»
  • «دنده را شتر شکست، تاوانش را خر داد.»
  • «دنیا پس از مرگ ما، چه دریا چه سراب.»
  • «دنیا دمش درازه.»
  • «دنیا جای آزمایش است، نه جای آسایش.»
  • «دنیا، دار مکافاته.»
  • «دنیا را آب ببره او را خواب میبره.»
  • «دنیا را هر طور بگیری میگذره.»
  • «دنیایش مثل آخرت یزیده.»
  • «دنیا محل گذره.»
  • «دو تا در را پهلوی هم میگذارند برای اینست که به درد هم برسند.»
  • «دو خروس بچه از یک مرغ پیدا می‌شوند، یکی ترکی می‌خونه یکی فارسی.»
  • «دود از کنده بلند میشه.»
  • «دود، روزنه خودشو پیدا میکنه.»
  • «دو دستماله میرقصه.»
  • «دور اول و بد مستی؟»
  • «دور دور میرزا جلاله، یک زن به دو شوهر حلاله.»
  • «دوری و دوستی.»
  • «دوست آنست که بگریاند؛ دشمن آنست که بخنداند.»
  • «دوست همه کس، دوست هیچکس نیست.»
  • «دوستی به دوستی در، جو بیار زردآلو ببر.»
  • «دوستی دوستی از سرت میکنند پوستی؟»
  • «دوصد گفته چو نیم کردار نیست.» ((برزگی سراسر به‌گفتار نیست..)) فردوسی
  • «دو صد من استخوان باید که صدمن بار بردارد.»
  • «دوغ در خانه ترش است.»
  • «دوغ و دوشاب در نظرش یکیست.»
  • «دو قرت و نیمش باقیه.»
  • «دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو// دوتای جامه اگر کهنه‌است و گر از نو// چهارگوشه دیوار خود به‌خاطر جمع// که کس نگوید از این‌جا بخیز و آن‌جا رو// هزار مرتبه بهتر بنزد ابن‌ یمین// زفر مملکت کیقباد و کیخسرو» ابن یمین
  • «ده انگشت را خدا برابر نیافریده.»
  • «ده، برای کدخدا خوبه و برادرش.»
  • «ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.» سعدی
  • «دهنش آستر داره.»
  • «دهنش چاک و بست نداره.»
  • «دهن مردم را نمی‌شود بست.»
  • «دهنه جیبش را تار عنکبوت گرفته.»
  • «دیده می‌بینه، دل میخواد.»
  • «دیر آمده زود میخواد بره.»
  • «دیر زائیده زود میخواد بزرگ کنه.»
  • «دیشب همه شب کمچه زدی کو حلوا؟»
  • «دیگ به دیگ میگه روت سیاه، سه پایه میگه صل علی.»
  • «دیگران کاشتند ما خوردیم، ما میکاریم دیگران بخورند.»
  • «دیگ ملا نصرالدین است.»
  • «دیگی که واسه ما نمی‌جوشه سر سگ توش بجوشه.»
  • «دین فقط دین محمد ماشین بنز المان .»
  • «دیوار حاشا بلنده.»
  • «دیوار موش داره، موش هم گوش داره.»
  • «دیواری از دیوار ما کوتاهتر ندیده.»
  • «دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید.»

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
ضرب‌المثل‌های فارسی -:- قسمت اول

ا

  • «آب از دستش نمی‌چکه.»
  • «آب از سرچشمه گل‌آلوده.»
  • «آب از آب تکان نمی‌خوره.»
  • «آب از سرش گذشته.»
  • «آب پاکی روی دستش ریخت.»
  • «آب در کوزه و ما تشنه‌لبان می‌گردیم.»
  • «آب را گل‌آلود می‌کنه که ماهی بگیره.»
  • «آب را باید از سرچشمه بست.»
  • «آب زیر پوستش افتاده.»
  • «آب که یه جا بمونه، می‌گنده.»
  • «آبکش رو نگاه کن که به کفگیر می‌گه تو سه سوراخ داری.»
  • «آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه صد نی.»
  • «آب که سر بالا می‌ره، قورباغه ابوعطا می‌خونه.»
  • «آب نمی‌بینه و گرنه شناگر قابلیه.»
  • «آبی از او گرم نمی‌شه.»
  • «آتش که گرفت، خشک و تر می‌سوزد.»
  • «آخر شاه منشی، کاه‌کشی است.»
  • «آخوندنباتی یعنی کشک»
  • «آخوند نباشد درد و غم»
  • «آدم، آ هست و دم.»
  • «آدم از کوچکی بزرگ می‌شود.»
  • «آدم با کسی که علی گفت، عمر نمی‌گه.»
  • «آدم بد حساب، دوبار می‌ده.»
  • «آدم به‌کیسه‌اش نگاه می‌کند.»
  • «آدم پول پیدا می‌کند، پول، آدم را پیدا نمی‌کند.»
  • «آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره.»
  • «آدم خودش بمیرد هوادارش نمیرد.»
  • «آدم خوش معامله، شریک مال مردمه.»
  • «آدم دانا به نیشتر نزند مشت»
  • «آدم دست پاچه، کار را دوبار می‌کنه.»
  • «آدم دست پاچه دوبار می‌شاشه.»
  • «آدم زنده، زندگی می‌خواد.»
  • «آدم زنده وکیل وصی نمی‌خواد.»
  • «آدم گدا، اینهمه ادا؟»
  • «آدم گرسنه، خواب نان سنگک می‌بینه.»
  • «آدم گرسنه، یاد پلوی عروسیش می‌افته.»
  • «آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش می‌زنه.»
  • «آردها مونو بیختیم، الک‌ها مونو آویختیم.» (آرد خود را بیختیم، آردبیز را آویختیم.)
  • «آرزو بر جوانان عیب نیست.»
  • «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است * با دوستان مروت، با دشمنان مدارا» ~ حافظ
  • «آستین نو، پلو بخور»
  • «آسوده کسی که خر نداره * از کاه و جوش خبر نداره.»
  • «آسیا به نوبت.»
  • «آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه.»
  • «آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بی‌نمک.»
  • «آش با جاش.»
  • «آش نخورده و دهن سوخته.»
  • «آفتابه خرج لحیمه.»
  • «آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی.»
  • «آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار می‌کنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم می‌شه.»
  • «آمدم ثواب کنم، کباب شدم.»
  • «آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد.»
  • «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا» ~ شهریار
  • «آنان که غنی‌ترند، محتاج‌ترند.» ~ سعدی
  • «آن چه دلم خواست نه آن شد * آنچه خدا خواست همان شد.»
  • «آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟»
  • «آن قدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه.»
  • «آن قدر سمن هست، که یاسمن توش گمه.»
  • «آن قدر مار خورده که افعی شده.»
  • «آن ممه را لولو برد.»
  • «آن وقت که جیک‌جیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود؟»
  • «آواز دهل شنیدن از دور خوشه.»
  • «ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار اند * تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری» ~ سعدی
  • «اجاره نشین خوش نشینه.»
  • «ارزان خری، انبان خری.»
  • «از آب کره می‌گیره.»
  • «از آب گذشته‌است.»
  • «از آب گل آلود ماهی می‌گیره.»
  • «از اسب افتاده‌ایم، اما از اصل نیفتاده‌ایم.»
  • «از اونجا مونده، از اینجا رونده.»
  • «از اون نترس که‌های و هوی داره، از اون بترس که سر به تو داره.»
  • «از این امامزاده کسی معجزه نمی‌بینه.» یا «این امامزاده کور میکنه ولی شفا نمی‌ده.»
  • «از این دم بریده هر چی بگی برمیاد.»
  • «از این ستون به آن ستون فرجه.»
  • «از بی‌کفنی زنده‌ایم.»
  • «از تنگی چشم پیل معلومم شد * کآنان که غنی‌ترند محتاج‌ترند.» ~ سعدی
  • «از تو حرکت، از خدا برکت.»
  • «از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله‌است.»
  • «از خر افتاده، خرما پیدا کرده.»
  • «از خرس موئی، غنیمته.»
  • «از خر می‌پرسی چهارشنبه کیه؟»
  • «از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه‌هات بده.»
  • «از درد لاعلاجی به خر میگه خانمباجی.»
  • «از دور دل و می‌بره، از جلو زهره رو.»
  • «از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه.»
  • «از شما عباسی، از ما رقاصی.»
  • «از کوزه همان برون تراود که در اوست.» ((گر دایره کوزه ز گوهر سازند))
  • «از کیسه خلیفه می‌بخشه.»
  • «از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند.»
  • «از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد.»
  • «از ماست که بر ماست.»
  • «از مال پس است و از جان عاصی.»
  • «از مردی تا نامردی یک قدم است.»
  • «از من بدر، به جوال کاه.»
  • «از نخورده بگیر، بده به خورده.»
  • «از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن.»
  • «از هر چه بدم اومد، سرم اومد.»
  • «از هول هلیم افتاد توی دیگ.»
  • «از یک گل بهار نمی‌شه.»
  • «از این گوش می‌گیره، از آن گوش در می‌کنه.»
  • «اسباب خونه به صاحبخونه میره.»
  • «اسب پیش‌کشی‌رو، دندوناشو نمی‌شمرند.»
  • «اسب تازی در طویله گر ببندی پیش خر * رنگشان همگون نگردد، طبعشان همگون شود» میرزا حبیب روحی
  • «اسب تازی شده مجروح به‌زیر پالان * طوق زرین همه در گردن خر می‌بینم» حافظ
  • «اسب ترکمنی است، هم از توبره می‌خوره هم ازآخور.»
  • «اسب دونده جو خود را زیاد می‌کنه.»
  • «اسب را گم کرده، پی نعلش می‌گرده.»
  • «اسب لاغر میان به کار آید * روز میدان نه گاو پرواری.» ~ سعدی
  • «اسب و خر را که یک جا ببندند، اگر هم‌بو نشند همخو می‌شند.»
  • «استاد علم!- این رنگ به‌علم نبود.» (اوسا علم! این یکی رو بکش قلم!)
  • «استخری که آب نداره، این همه قورباغه می‌خواد چه کار؟»
  • «استخوان لای زخم گذاشتن.»
  • «اصل کار بر و روست، کچلی زیر موست.»
  • «افاده‌ها طبق طبق سگ‌ها به دورش وق وق.»
  • «افتادگی آموز اگر طالب فیضی * هرگز نخورد آب زمینی که بلند است» پوریای ولی
  • «اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد.»
  • «اگر بیل‌زنی، باغچه خودت را بیل بزن.»
  • «اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره.»
  • «اگر چاه آب ندارد، برای مقنی نان دارد.»
  • «اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی می‌کرد.»
  • «اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می‌بینمت بچشم آن وختی.»
  • «اگر برکه‌ای پر کنند از گلاب * سگی در وی افتاد کند منجلاب» ~ سعدی
  • «اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش به آسمان می‌رسید.»
  • «اگر تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق می‌کنم.»
  • «اگر جراحی، پیزی خودتو جا بنداز.»
  • «اگر خدا بخواهد، از نر هم می‌دهد.»
  • «اگه خاله‌ام ریش داشت، آقا دائیم بود.»
  • «اگه خیر داشت، اسمشو می‌گذاشتند خیرالله.»
  • «اگر دانی که نان دادن ثواب است * تو خود میخور که بغدادت خرابست.»
  • «اگه دعای بچه‌ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی‌موند.»
  • «اگه زاغی کنی، زیقی کنی، می‌خورمت.»
  • «اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی.»
  • «اگر علی ساربان است، می‌داند شتر را کجا بخواباند.»
  • «اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد.»
  • «اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمی‌بره.»
  • «اگه لر به بازار نره بازار می‌گنده.»
  • «اگه مردی، سر این دسته هونگ (هاون) و بشکن.»
  • «اگه بگه ماست سفیده، من می‌گم سیاهه.»
  • «اگه مهمون یکی باشه، صاحبخونه براش گاو می‌کشه.»
  • «اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم.»
  • «اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد.»
  • «اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یک‌ساعته شوهر میده.»
  • «اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر.»
  • «امان از خانه‌داری، یکی میخری دو تا نداری.»
  • «امان از دوغ لیلی، ماستش کم بود آبش خیلی.»
  • «اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی گردد» سعدی
  • «انگور خوب، نصیب شغال میشه.»
  • «اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام.»
  • «اول بچش، بعد بگو بی‌نمکه.»
  • «اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن.»
  • «اول بقالی و ماست ترش‌فروشی.»
  • «اول جلو خونه خودت جارو کن بعد خونه همسایه.»
  • «اول پیاله و بد مستی.»
  • «اول، چاه را بکن، بعد منار را بدزد.»
  • «ای آقای کمر باریک، کوچه روشن کن و خانه تاریک.»
  • «این بو که میاید بوی کباب نیست بلکه خر داغ میکنند.» یا «اینجا گوشت کباب نمی‌کنند بلکه خر داغ می‌کنند.» یا «از دور بوی کباب میاد، از نزدیک خر داغ می‌کنند.»
  • «این تو بمیری، از آن تو بمیری‌ها نیست.»
  • «اینجا کاشان نیست که کپه با فعله باشد.»
  • «این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه.»
  • «این دغل دوستان که می‌بینی * مگسانند گرد شیرینی.»
  • «این قافله تا به حشر لنگ است.»
  • «اینکه برای من آوردی، ببر برای خاله‌ات.»
  • «اینو که زائیدی بزرگ کن.»
  • «این هفت‌صد دینار، غیر از آن چارده‌شاهی است.»
  • «این‌همه چریدی دنبه‌ات کو؟»
  • «این‌همه خر هست و ما پیاده میریم.»

ب

  • «با آل علی هر که در افتاد، ور افتاد.»
  • «با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت.»
  • «با این ریش میخواهی بری تجریش؟»
  • «با پا راه بری کفش پاره می‌شه، با سر کلاه.»
  • «با خوردن سیر شدی با لیسیدن نمی‌شی.»
  • «باد آورده را باد می‌برد.»
  • «با دست پس می‌زنه، با پا پیش می‌کشه.»
  • «بادنجان بم آفت ندارد.»
  • «بادمجان دور قاب چین.»
  • «بارون آمد، ترکها بهم رفت.»
  • «بار کج به منزل نمی‌رسد.»
  • «با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هیچکدام هر دو.»
  • «بازی اشکنک داره، سر شکستنک داره.»
  • «بازی بازی، با ریش بابا هم بازی.»
  • «با سیلی صورت خودشو سرخ نگه میداره.»
  • «با کدخدا بساز، ده را بچاپ.»
  • «با گرگ دنبه می‌خوره، با چوپان گریه می‌کنه.»
  • «بالا بالاها جاش نیست، پائین پائین‌ها راش نیست.»
  • «بالاتو دیدیم، پائینتم دیدیم.»
  • «با مردم زمانه سلامی و والسلام.»
  • «با نردبان به آسمون نمی‌شه رفت.»
  • «با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین؟"
  • «باید گذاشت در کوزه آبش را خورد.»
  • «با یکدست دو هندوانه نمی‌شود برداشت.»
  • «با یک گل بهار نمی‌شه.»
  • «ببینیم و تعریف کنیم.»
  • «به اشتهای مردم نمی‌شود نان خورد.»
  • «به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ؟ گفت: اگر از پل جستم ریش من و گرنه دم سگ.»
  • «به جای شمع کافوری چراغ نفت می‌سوزد.»
  • «بچه سر پیری زنگوله پای تابوته.»
  • «بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد.»
  • «بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه.»
  • «بدبخت اگر مسجد آدینه بسازد * یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید.»
  • «به درویشه گفتند بساطتو جمع کن، دستشو گذاشت در دهنش.»
  • «به دعای گربه کوره بارون نمیاد.»
  • «بدهکار رو که رو بدی طلبکار می‌شه.»
  • «برادران جنگ کنند، ابلهان باور کنند.»
  • «برادر پشت، برادرزاده هم پشت؛ خواهرزاده را با زر بخر با سنگ بکش»
  • «برادری بجا، بزغاله یکی هفت صنار.»
  • «برای شکار بچه ببر به مغاک ببر باید رفت.»
  • «برای کسی بمیر که برات تب کنه.»
  • «برای همه مادره، برای ما زن‌بابا.»
  • «برای یک بی‌نماز، در مسجدو نمی‌بندند.»
  • «برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه.»
  • «بر عکس نهند نام زنگی کافور.»
  • «برو کشک تو بساب .»
  • «به روباهه گفتند: شاهدت کیه؟ گفت: دمبم.»
  • «به‌زبون خوش مار از سوراخ در میاد.»
  • «بزک نمیر بهار میاد * کنبزه با خیار میاد.»
  • «بز گر از سر چشمه آب می‌خوره.»
  • «به شتره گفتند: شاشت پسه، گفت: چی چیم مثل همه کسه؟»
  • «به شتر مرغ گفتند: بار ببر، گفت: مرغم، گفتند: بپر، گفت: شترم.»
  • «بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده.»
  • «بعد از هفت کره، ادعای بکارت.»
  • «به قاطر گفتند: بابات کیه؟ گفت: آقادائیم اسبه.»
  • «به کیشی آمدند به فیشی رفتند.»
  • «به گربه گفتند: گهت درمونه، خاک پاشید روش.»
  • «به کچله گفتند: چرا زلف نمیزاری؟ گفت: من از این قرتی‌گریها خوشم نمیاد.»
  • «به کک بنده که رقاص خداست.»
  • «بگو نبین، چشممو هم می‌گذارم، بگو نشنو در گوشمو می‌گیرم، اما اگر بگی نفهمم، نمی‌تونم.»
  • «بگیر و ببند بده دست پهلوون.»
  • «بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سوسکه، یکیش بلبل.»
  • «به مالت نناز که به یک شب بنده، به حسنت نناز که به یک تب بنده.»
  • «به ماه میگه تو در نیا من در میام.»
  • «به مرغشان کیش نمی‌شه گفت.»
  • «به مرگ می‌گیره تا به تب راضی بشه.»
  • «بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده.»
  • «بهر کجا که روی آسمان همین رنگه.»
  • «به یکی گفتند: سرکه هفت ساله داری؟ گفت: دارم و نمی‌دم، گفتند: چرا؟ گفت: اگر می‌دادم هفت ساله نمیشد.»
  • «به یکی گفتند: بابات از گرسنگی مُرد. گفت: داشت و نخورد؟»
  • «بمیر و بدم.»
  • «به گاو و گوسفند کسی کاری نداره؟»
  • «بیله دیگ، بیله چغندر.»
  • «بهر خران چه کاه برند چه زعفران»

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
ضرب‌المثل‌های چینی
  • «برنج سرد را می‌توان خورد، چای سرد را می‌توان نوشید، اما نگاه سرد را نمی‌توان تحمل کرد.»
  • «تمام ظلمت جهان نمی‌تواند روشنایی یک شمع را خاموش کند.»
  • «شکارچی پرنده‌ای را که بیشتر صدا میکند اول می‌زند.»
  • «نادان از اشتباهات خود می‌آموزد، دانا از خطای دیگران.»
  • «وقتی کمتر سزاوارم، به من عشق بورز، که آن‌زمان نیازمندترم.»
+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
ضرب‌المثل‌های انگلیسی

A

  • "A poor workman blames his tools."
  • Possible Interpretation: Good workmanship depends no more on the quality of the tools than it does on the way in which they are used, so to blame the tools for bad workmanship is to attempt to excuse one's own lack of skill.
  • Also, in former times, a blacksmith would have made his own tools, so the act of blaming ones tools would rebound on oneself.
  • This wording of this proverb also has the double meaning : " A workman without much money blames the quality of his tools".
  • "A bird in the hand is worth two in the bush."
  • Possible Interpretation: A small amount that you have is worth more than a large amount that is uncertain.
  • "Absence makes the heart grow fonder."
    • Possible Interpretation: We feel more affection for relatives and friends when we are parted from them.
  • "A cat may look at a king."
    • Possible Interpretation: This is one of Mother Goose's Nursery Rhymes. It means: "If a cat may look at a king, I have as much right to take an interest in what you are doing. Are you so important that I can't even look at you?"
  • "A chain is no stronger than its weakest link."
    • Possible Interpretation: The strength (usually metaphorical) of a group depends on the individual strength of each of its members.
  • "A coward dies a thousand times before his death. The valiant never taste of death but once."
    • From William Shakespeare's Julius Caesar
  • "A creaking door hangs longest." and "A creaking gate hangs long."
    • Possible Interpretation: Despite its defects, the quality and/or performance of a tested article is more dependable.
  • "Actions speak louder than words."
  • "Advice when most needed is least heeded."
  • "A fool and his money are easily parted."
  • "A fox smells its own lair first." and " A fox smells its own stink first."
    • Possible Interpretation: If you are the first person to notice a fault in someone else, might that be because you have the same fault? This proverb is sometimes also used against someone who is claiming that someone else has passed wind, meaning that if you acknowledge a smell, perhaps you are the person who created the smell and are just trying to take the suspicion off yourself.
  • "A friend in need is a friend indeed."
  • "After a storm comes a calm."
  • "After dinner sit a while, after supper walk a mile."
  • "A good beginning makes a good ending."
  • "A good man in an evil society seems the greatest villain of all."
  • "A good surgeon has an eagle's eye, a lion's heart, and a lady's hand."
  • "A guilty conscience needs no accuser."
  • "A jack of all trades is master of none."
    • Possible Interpretation: Someone who is good at everything has no mastery over any one particular thing.
  • "A lie has no legs."
    • Possible Interpretation: You can't get away with a lie, it will always reveal the truth someday
  • "A lie can be halfway around the world before the truth gets its boots on."
    • Attributed to Winston Churchill. It's easier to turn falsehood loose than correct it everywhere it runs to.
  • "A little knowledge is a dangerous thing."
  • "A merry heart makes a long life."
  • "A miss is as good as a mile."
  • "A penny saved is a penny earned."
    • Attributed to Benjamin Franklin; Poor Richard's Almanac.
  • "A person is known by the company he keeps."
  • "A picture is worth a thousand words."
  • "A pot of milk is ruined by a drop of poison."
  • "A rolling stone gathers no moss."
    • Possible Interpretation: A person who does not stay in any one place for very long will not develop roots or meaningful connections with others.
  • "A sound mind in a sound body."
    • From the Latin, mens sana in corpore sano.
  • "A stitch in time saves nine." This is attributed to Benjamin Franklin under american proverbs.
    • Possible Interpretation: A small problem adressed in time prevents the development of a larger problem.
  • "All cats love fish but hate to get their paws wet."
  • "All flowers are not in one garland."
  • "All frills and no knickers."
  • "All good things come to an end."
  • "All hat and no cattle"
  • "All roads lead to Rome."
  • "All's fair in love and war."
  • "All's well that ends well."
  • "All that glisters is not gold."
    • From William Shakespeare's The Merchant of Venice, act II, scene 7, by William Shakespeare
    • Possible Interpretation: Not everything is what it appears to be.
    • Alternative: "All that glitters is not gold."
  • "All things come to he who waits."
    • Alternative version: "Good things come to those who wait."
  • "All work and no play makes Jack a dull boy."
  • "An apple a day keeps the doctor away."
  • "An eye for an eye and a tooth for a tooth."
    • From the Code of Hammurabi and the Bible. Originally meant that punishment could be no more than an eye for an eye.
  • "Another man's poison is not necessarily yours."
    • From the Latin proverb: "One man's medicine is another man's poison."
    • Alternative: "One man's trash is another man's treasure."
  • "An ounce of prevention is worth a pound of cure."
  • "April showers bring May flowers."
  • "Ask and you shall receive."
    • From the Gospel of Matthew
  • "Ask me no questions, I'll tell you no lies."
  • "Ask no questions and hear no lies."
  • "As you make your bed, so you must lie in it."
  • "As you sow, so shall you reap."
    • Possible Interpretation: What you do now reflects upon what will happen later.
  • "A watched kettle never boils."
    • Alternative: "A watched pot never boils."
  • "A woman's work is never done."
    • From a folk rhyme - "A man may work from sun to sun, but a woman's work is never done", meaning that a man's traditional role as breadwinner may keep him occupied from sunup to sundown, but the traditional roles of a woman demand even longer hours of work.
  • "A woman needs a man like a fish needs a bicycle."
  • "A word to the wise is enough" (or "sufficient.")
    • Latin: Verbum sapienti saepet.
  • "A word spoken is past recalling."
    • Alternative: "What's done is done."

B

  • "Barking dogs seldom bite."
  • "Be careful what you wish for, you might just get it."
  • "Beauty is in the eye of the beholder."
  • "Beauty is only skin deep, but ugly goes straight to the bone."
  • "Beauty may open doors but only virtue enters."
  • "Beer before liquor, you'll never be sicker, but liquor before beer and you're in the clear."
  • "Beggars can't be choosers."
  • "Better be alone than in bad company."
  • "Better to be thought a fool, than to open your mouth and remove all doubt."
  • "Better late than never."
  • "Better safe than sorry."
  • "Better the devil you know than the devil you don't."
  • "Birds of a feather flock together."
  • "Bitter pills may have blessed effects."
  • "Blood is thicker than water."
  • "Blood will out."
    • This has a parallel in Chaucer, Murder will out.
  • "Boys will be boys."
    • Already a Latin proverb: Sunt pueri pueri, pueri puerilia tractant. "Boys will be boys and play boyish games."
  • "Brain is better than brawn."
  • "Bread is the staff of life."
  • "Breakfast like a king, lunch like a prince, dine like a pauper."
  • "Butter is gold in the morning, silver at noon, lead at night."


C

  • "Chance favors the prepared mind."
  • "Cider on beer, never fear; beer upon cider, makes a bad rider."
  • "Close but no cigar."
  • "Close only counts in horseshoes and hand-grenades."
  • "Clothes make(th) the man."
    • The opposite form also exists, "Clothes don't make the man."
  • "Common sense ain't common."
  • "Cowards die many times, but a brave man only dies once."
  • "Cross the stream where it is the shallowest."
  • "Curiosity killed the cat. Satisfaction brought it back"
  • "Cut your coat according to your cloth."


D

  • "Delays are dangerous."
  • "Desperate diseases must have desperate cures."
    • Similar to "Desperate times call for desparate measures."
  • "Desperate diseases must have desperate remedies."
  • "Desperate times call for desperate measures."
  • "Different sores must have different salves."
  • "Different strokes for different folks."
  • "Diseases come on horseback, but steal away on foot."
  • "Do as you would be done by."
  • "Do unto others as you would have done to you."
  • "Doctors make the worst patients."
  • "Don't burn your bridges before they're crossed."
  • "Don't burn your bridges behind you."
  • "Don't change horses in midstream."
  • "Don't count your chickens before they're hatched."
  • "Don't cross a bridge until you come to it."
  • "Don't cry over spilt milk."
  • "Don't cut off your nose to spite your face."
  • "Don't have too many irons in the fire."
  • "Don't make a mountain out of a molehill."
  • "Don't mend what ain't broken."
  • "Don't put all your eggs in one basket."
  • "Don't put the cart before the horse."
  • "Don't shut the barn door after the horse is gone."
  • "Don't shut the gate after the horse has bolted."
  • "Don't spit into the wind."
  • "Don't throw out the baby with the bathwater."
  • "Doubt is the beginning, not the end, of wisdom."
  • "Do or die


E

  • «Eagles don’t catch flies.»
  • "Early bird gets the worm."
    • Corollary, cynical: "Early worm gets the bird."
  • "Early to bed and early to rise makes a man healthy, wealthy, and wise."
    • Corollary, cynical: Early to rise and early to bed makes a man healthy, wealthy and dead, attributed to Terry Pratchett
  • "Eat to live, don't live to eat."
  • "Eat when you're hungry, and drink when you're dry."
  • "East or West, home is best."
  • "Education is a subversive activity."
  • "Empty barrels make the most sound."
    • Similar to "Empty vessels make the most noise."
    • Possible interpretation: The person who has nothing to say, often speaks most.
  • "Even a blind squirrel finds a nut once in a while."
  • "Even a worm will turn."
  • "Even a broken clock is right twice a day."
  • "Every cloud has a silver lining."
  • "Every day is a new beginning."
  • "Every disease will have its course."
  • "Every dog has its day."
  • "Every man has a price."
  • "Every rule has its exception."
  • "Everything comes to him who waits."
  • "Every why has a wherefore."


F

  • "Faith will move mountains."
    • Based on a Christian New Testament passage.
  • "Faint heart ne'er won fair lady."
  • "Familiarity breeds contempt."
  • "Fine feathers make fine birds."
  • "Fine words butter no parsnips."
  • "First come, first served."
  • "First deserve then desire."
  • "Fool me once, shame on you. Fool me twice, shame on me."
  • "Fools rush in where angels fear to tread."
  • "Forbidden fruit is the sweetest."
    • Possibly based on the biblical story of Adam and Eve
  • "Forewarned is forearmed."
  • "Fresh pork and new wine kill a man before his time."
  • "Fretting cares make grey hairs."
  • "Friend to all is a friend to none."
  • "Friend in need is a friend indeed


G

  • "Garbage in, garbage out."
  • "Give and take is fair play."
  • "Give a dog a bad name and hang him."
  • "Give a man a fish and you feed him for a day; teach a man to fish and you feed him for a lifetime."
    • Corollary, humorous: "Give a man a fire and he's warm for a day; set him on fire and he's warm for the rest of his life", attributed to Terry Pratchett, Jingo. Also, "Give a man a fish and he will eat for a day. Teach a man to fish, and he will sit in a boat and drink beer all day."
  • "Give the Devil his due."
  • "God blesses a drunk."
  • "God cures and the physician takes the fee."
  • "Good eating deserves good drinking."
  • "Good fences make good neighbors."
    • From the Robert Frost poem 'Mending Wall'.
  • "Good men are scarce."
  • "Good wine needs no bush."
  • "Great minds think alike, but fools seldom differ."
  • "Great oaks from little acorns grow."


H

  • "Hair of the dog that bit you."
  • "Half a loaf is better than none."
  • "Handsome is as handsome does."
  • "Hang a thief when he's young, and he'll no' steal when he's old."
  • "Happy wife, happy life."
  • "Hard cases make bad law."
  • "Hard words break no bones."
  • "Haste makes waste."
  • "Hawks will not pick out hawks' eyes."
  • "Health is better than wealth."
  • "Heaven hath no rage like love to hatred turned, Nor Hell a fury like a woman scorned."
    • From The Mourning Bride, act i, scene i, by William Congreve.
  • "Heaven protects children, sailors and drunken men."
  • "Hell hath no fury like a woman scorned."
    • Paraphrased from The Mourning Bride, act i, scene i, by William Congreve.
  • "Help a lame dog over a stile."
  • "He that lives too fast, goes to his grave too soon."
  • "He that will steal an egg will steal an ox."
  • "He who hesitates is lost."
  • "He who laughs last laughs best."
  • "He who laughs last laughs longest."
    • Corollary, cynical: "He who laughs last didn't get the joke."
  • "He who lives by the sword shall die by the sword."
    • From the Christian New Testament
  • "He who pays the piper calls the tune."
    • To be able to contol the details of a situation by virtue of being the one who bears the cost or provides for others.
  • "He who sleeps forgets his hunger."
  • "He's all hat and no cattle."
    • Purely bluster and no substance.
  • "Hindsight is 20/20."
  • "His bark is worse than his bite."
  • "History repeats itself."
  • "Home is where the heart is."
  • "Home is where you hang your hat."
  • "Honesty is the best policy."
  • "Honey catches more flies than vinegar."
  • "Hope for the best, expect the worst."
    • Alternate version: "Pray for the best, prepare for the worst."
  • "Hunger is the best spice."
  • "Hunger is the best sauce."
  • "Hunger makes good kitchen."


I

  • "If at first you don't succeed, try, try again."
  • "If at first you don't succeed, redefine success"
  • "If at first you don't succeed, give up skydiving"
  • "If at first you don't succeed, well, you're about average"
  • "If a thing is worth doing, it's worth doing well."
  • "If mama ain't happy, ain't nobody happy."
  • "If the cap fits, wear it."
  • "If the shoe fits, wear it."
  • "If wishes were horses, beggars would ride."
  • "If you buy cheaply, you pay dearly."
  • "If you can't beat them, join them."
  • "If you can't be good, be careful."
  • "If you can't take the heat, get out of the kitchen."
  • "If you keep your mouth shut, you won't put your foot in it."
  • "If you want a thing done well, do it yourself."
  • "If you're in a hole, stop digging."
  • "In for a penny, in for a pound."
    • Alternate version: "In for a dime, in for a dollar."
  • "In the land of the blind, the one-eyed man is king."
  • "In the end, a man's motives are second to his accomplishments."
  • "It's a good horse that never stumbles."
  • "It never rains, but it pours."
  • "It's a long lane that has no turning."
  • "It's an ill wind that blows no good."
  • "It's better to give than to receive."
  • "It's better to have loved and lost than never to have loved at all."
  • "It's easy to be wise after the event."
  • "It's never too late to mend."
  • "It's not over till it's over."
    • or, "It ain't over till it's over."
  • "It's no use crying over spilt milk."
  • "It's often a person's mouth broke their nose."
  • "It's the early bird that gets the worm."
  • "It's the empty can that makes the most noise."
  • "It's the squeaky wheel that gets the grease."
  • "It pays to pay attention."
  • "It takes all sorts to make a world."
  • "It takes two to make a quarrel."
  • "It takes two to tango."
  • "It takes two to lie, one to lie and one to listen."


J

  • "Jack is as good as his master."
  • "Jack of all trades, master of none."
  • "Jam tomorrow and jam yesterday, but never jam today."
  • "Jove but laughs at lover's perjury."
  • "Judge not, that ye be not judged."


K

  • "Keep a thing seven years and you will always find a use for it."
  • "Keep no more cats that catch mice."
  • "Kill two birds with one stone."
    • Possible Interpretation: Refers to doing two things at once, or multi-tasking.
    • Possible Interpretation: Accomplishing two things with a single action.
  • "Knock and the door will be opened unto you."


L

  • "Laughter is the best medicine."
  • "Laughter is the shortest distance between two people."
  • "Learn to walk before you run."
  • "Let he who is without sin cast the first stone."
  • "Let sleeping dogs lie." (Cf. Agatha Christie's Sleeping Murder.)
  • "Lie down with dogs, wake up with fleas."
  • "Like cures like."
    • Not necessarily true or approved by the Food and Drugs Administration.
  • "Like father like son."
  • "Like water off a duck's back."
  • "Little by little and bit by bit."
  • "Little enemies and little wounds must not be despised."
  • "Liquor before beer and you're in the clear. Beer before liquor and you'll never be sicker."
  • "Long absent, soon forgotten."
  • "Look after the pennies and the pounds will look after themselves."
  • "Look before you leap."
  • "Love is blind."


M

  • "Make hay while the sun shines."
  • "Make love not war."
  • "Man with four balls can't walk."
    • Reference to baseball and its anatomical incorrectness.
  • "Many hands make light work."
  • Many a little make a mickle
  • "Misery loves company."
  • "Money for old rope."
    • In the days of wooden-hulled sailing ships, ropes that were worn could be sold for use as calking (pressed between the planks and often covered with tar to prevent seepage), or as filling for fenders, and so the ship's owner was paid even for old rope. These days, we also call this a freebie.
  • "Money makes the mare go."
  • "Money makes the world go around."
  • "Money talks."
    • Possible Interpretation: Here "talks" means "carries weight," in the sense that it is influential.
  • "Money talks, bullshit walks."
  • "More haste, less speed."


N

  • "Nature abhors a vacuum."
  • "Nature, time, and patience are three great physicians."
  • "Necessity is the mother of all invention."
  • "Ne'er cast a clout till May be out."
  • "Never, Never... allow anyone to persuade you to suspend your common sense."
  • "Never put off till (until) tomorrow what you can do today."
  • "Never do today what you can put off till (until) tomorrow ."
    • "It was probably a waste of time anyway."
  • "Never trouble trouble until trouble troubles you."
  • "New brooms sweep clear."
  • "New broom sweeps clean."
  • "Noblesse oblige."
    • French expression: To be a member of the nobility carries obligations to care for the lower classes.
  • "No cows, no cares."
  • "No gain without pain."
  • "No man can serve two masters."
    • Christian New Testament
  • "No man is content with his lot."
  • "No news is good news."
  • "No pain, no gain."
  • "No pain, no injury."
  • "No time to waste like the present."
  • "Nor pot to piss in." (variant of "neither a pot to piss in nor a window to throw it out.")
  • "Nothing ventured, nothing gained."
  • "Nothing succeeds like success."


O

  • "Once bitten, twice shy."
  • "One doctor makes work for another."
  • "One good turn deserves another."
  • "Out of sight, out of mind."


P

  • "Paddle your own canoe."
  • "Pain is only weakness leaving the body."
  • "Patience is a virtue."
  • "Penny wise, pound foolish."
  • "People who live in glass houses shouldn't throw stones."
  • "Power corrupts; absolute power corrupts absolutely."
  • "Practice makes perfect."
  • "Pray to God, but row towards the shore."
  • "Prevention is better than cure."
  • "Pride goes before destruction, a haughty spirit before a fall."
    • Proverbs 16:17-19
  • "Penny saved is a penny earned."
  • "Pudding before praise."
  • "Procrastination is the thief of time."
  • "Put your faith in God, but keep your powder dry."
    • Refers to gunpowder; in the early days of firearms, powder was loaded into the gun before each shot. Wet powder won't fire.


R

  • "Rats desert a sinking ship."
  • "Red sky at night: shepherd's delight. Red sky in the morning: shepherd's warning."
    • Alternative: "Red sky at night: sailor's delight. Red sky in the morning: sailor take warning."
  • "Rome wasn't built in a day."
  • "Rules are made to be broken."


 S

  • "Say it ain't so."
  • "Seek and ye shall find."
    • Christian New Testament
  • "Sex is like war, both are exciting but neither informative."
  • "Smile, and the world smiles with you. Cry, and you cry alone."
  • "Starve a fever, feed a cold."
  • "Still waters are the deepest."
  • "Stretch your arm no further than your sleeve will rich."
    • Possible Interpretation: Quiet people are often thoughtful.
  • "Still waters run deep."
  • "Strike while the iron is hot."
    • Seize the moment. Take the opportunity now; don't waste it.


T

  • "Talk is cheap."
  • "Talk of the devil - and the devil appears."
  • "The best things in life are free."
  • "The coat makes the man."
  • "The cure is worse than the disease."
  • "The early bird gets the worm."
  • "The early bird gets the worm, but the second mouse gets the cheese."
  • "The end justifies the means."
    • This may be attributed to Niccolo Machiavelli.
  • "The first step to health is to know that we are sick."
  • "The grass is always greener on the other side of the fence."
  • "The head and feet keep warm, the rest will take no harm."
  • "The more things change, the more they stay the same."
    • Possible Interpretation: One is never content with what one has. When one satisfies a want, it merely makes one aware of another. And so it goes on.
  • "The only stupid question is the one that is not asked."
  • "The opera ain't over until the fat lady sings."
  • "The pen is mightier than the sword."
  • "The pitcher goes so often to the well that it comes home broken at last."
  • "The proof of the pudding is in the eating."
  • "The road to hell is paved with good intentions."
    • Earlier variants of this proverb are recorded as "Hell is paved with good intentions." recorded as early as 1670, and an even earlier variant by Saint Bernard of Clairvaux "Hell is full of good intentions or desires."
  • "The spirit is willing but the flesh is weak."
    • Gospel of Matthew 26:41
  • "The squeaky wheel gets the grease."
  • "The start of a journey should never be mistaken for success."
  • "The third time someone tries to put a saddle on you, you should admit you're a horse."
  • "The value of ANYTHING is determined by the agreement of only two people.
  • "The wish is father to the thought."
  • "There are no small parts, only small actors."
  • "There are too many chiefs and not enough Indians."
  • "There's always a calm before a storm."
  • "There's always a deep breath before a plunge."
  • "There's many a slip 'twixt the cup and the lip."
  • "There's more than one way to skin a cat."
  • "There's no accounting for taste."
    • From the Latin, de gustibus non est disputandum.
  • "There's no arguing with the barrel of a gun."
  • "There's no time like the present."
  • "Think before you speak."
  • "Those who live in glass houses shouldn't throw stones."
  • "Time flies when you're having a good time."
  • "Time is money."
    • This may be attributed to Franklin.
  • "This too, shall pass."
  • "To each his own."
  • "To err is human; to forgive is divine."
  • "To kill two birds with one stone."
  • "Tomorrow is another day."
  • "Too many cooks spoil the broth."
  • "Too little; too late."
  • "Trouble shared is trouble halved."
  • "Truth is stranger than fiction."
  • "Two's company, three's a crowd."
  • "Two heads are better than one."
  • "Two in the pink, One in the stink."
  • "Two things prolong your life: A quiet heart and a loving wife."
  • "Two wrongs don't make a right."
  • "Treat them mean, keep them keen."


U

  • "Up a creek without a paddle."
    • Alternative version: "Up shit creek without a paddle."


V

  • "Variety is the spice of life."


W

  • "Waste not, want not."
  • "We all make mistakes."
  • "We are all in this together."
  • "We must take the bad with the good."
  • "What doesn't kill you, makes you stronger."
  • "What goes around comes around."
    • You will eventually have to face the consequences of your actions towards others as people tend to behave toward you as you have behaved toward others.
  • "What's sauce for the goose is sauce for the gander."
    • Possible Interpretation: If something is good for one person, it is good for everyone;
    • Alternative: "What's good for the goose is good for the gander."
  • "When in Rome do as the Romans do."
  • "When the cat's away, the mice will play."
  • "When the going gets tough, the tough get going."
  • "When you hear hoofbeats, think horses, not zebras."
  • "Where one door shuts, another opens."
  • "Where there's a will there's a way."
  • "While the cat is away, the mice will play."
  • "While there's life, there's hope."
  • "Whiskey on beer, never fear. Beer on whiskey, mighty risky."
  • "Who keeps company with the wolves, will learn to howl."
  • "Whom we love best, to them we can say the least."
  • "Why have a dog and bark yourself?"
    • Asked of a leader who performs the work himself instead of distributing equally amongst his workers or subordinates.
  • "Why pay for the cow when the milk is free?"
    • Why make a commitment when the benefits are available without the obligation? Commonly applied to sexual favors where "paying for the cow" refers to (a promise of) marriage.
  • "Wide ears and short tongue are the best."
  • "Winners never cheat and cheaters never win."
  • "Without sleep, no health."
  • Worrying is like sitting in a rocking chair. It gives you something to do but it doesn't get you anywhere


Y

  • "You are responsible for you."
  • "You can catch more flies with honey than with vinegar."
  • "You can lead (take) a horse to water but you can't make it drink."
    • See also Dorothy_Parker: "You can lead a horticulture, but you cannot make her think."
  • "You can't have it both ways."
  • "You can't have your cake and eat it too."
    • Possible Interpretation: You cannot enjoy two mutually-exclusive benefits of the same situation.
  • "You can't judge a book by its cover."
  • "You can't make an omelette without breaking eggs."
  • "You can't make a silk purse out of a sow's ear."
  • "You can't milk a cow with your hands in your pants."
  • "You can't run with the hare and hunt with the hounds."
  • "You can't teach an old dog new tricks."
  • "You can't teach grandma to suck eggs."
  • "You can't teach grandpa to suck eggs." What does it mean?
  • "You can't tell a book by its cover."
  • "You have to crawl before you can walk."
  • "You'll always miss 100% of the [basketball] shots you don't take."
  • "You need to bait the hook to catch the fish."
  • "You never know what you've got till it's gone."
  • "You scratch my back and I'll scratch yours."
  • "You will not rise to the occasion, you will default to the level of your training"
  • "You lose some... and you win some... and some you don't even bother to play".
  • "You can't grease a "pig" so many times that he can't be greased one more time."

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
ضرب‌المثل‌های ایتالیایی

B

  • Buona incudine non teme martello.
  • ترجمه: «یک سندان خوب از پتک هراسی ندارد.»
  • مترادف فارسی: «شتر نقاره‌خانه‌است، از صدای طشتک و طبلک رم نمی‌کند
  • مترادف فارسی: «اشتر که چهاردندان شود از آواز جرس نترسد
  • مترادف فارسی: «قاطر قصاب‌خانه کاردخونی زیاددیده
  • مترادف فارسی: ««طلا که پاکه چه حاجتش به خاکه»
  • تمثیل: «نترسم من از کبک یافه‌سرای// که اشتر نترسد زبانگ درای» اسدی طوسی

C

  • Chi va al mulino s'infarina.
  • ترجمه: «هرکه به‌آسیاب می‌رود، خود را آردی می‌کند.»
  • مترادف فارسی: «همنشین بد چون آهنگر است، اگر جامه نسوزد، دود در تو نشاند
  • Chi va diritto non fallisce strada.
  • ترجمه: «هرکه به‌راه راست رفت، گمراه نخواهد شد.»
  • مترادف فارسی: «راه راست برو اگرچه دور است
  • مترادف فارسی: «راه راست، گم‌شدن ندارد
  • تمثیل: «راستی موجب رضای خداست// کس ندیدم که گم شد از ره راست» سعدی
  • Chi va piano va sano e lontano.
  • ترجمه: «هرکه آهسته رفت، راه بیشتری را به‌تندرستی طی می‌کند.»
  • مترادف فارسی: «شتر آهسته می‌رود شب و روز (اسب تازی دو تک رود به شتاب...)» سعدی
  • مترادف: <رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود>

 E

  • E' bello ciò che piace.
  • ترجمه: «قشنگ آنست که به‌دل نشیند.»

G

  • Gallina vecchia fa buon brodo.
  • ترجمه: «سوپ مرغ پیر خوشمزه‌تر است.»

S

  • Se non è vero, è ben trovato.
  • ترجمه: «اگر حقیقی نباشد، مصنوع خوبی است.»

U

  • Una mano lava l'altra.
  • ترجمه: «یک دست، دگر دست را شوید.»
  • مترادف فارسی:«دست، دست را می‌شوید
  • مترادف فارسی: «دست، دست را می‌شوید، دست هم برمی‌گردد صورت را می‌شوید

 V

  • Vedi Napoli e poi muori.
  • ترجمه: «اول «ناپل» را ببین بعد «بمیر».»
  • توضیح: «ترجمه این مثل به‌زبان‌های دیگر، طنز نهفته درآن را که نوعی بازی با کلمات است، بیان نمی‌کند. "muori" نام شهری است که پس از گذشتن از ناپل پدیدار می‌شود. از سویی دیگر این لغت به معنی «تو می‌میری» هم می‌باشد.»
  • «خداوند، گوشت را به ما ارزانی داشت، شیطان آشپزخانه را.»
  • «وقتی که بازی به‌پایان می‌رسد، شاه و سربازان دوباره داخل یک جعبه قرار می‌گیرند.»
  • مترادف فارسی: «مرگ به فقیر و غنی نگاه نکند
  • مترادف فارسی: «مرگ پیر و جوان نمی‌شناسد
  • تمثیل: «فرق شاهی وبندگی برخاست// چون قضای نبشته آید پیش// گر کسی خاک مـرده باز کند// ننماید توانگر و درویش» سعدی
  • تمثیل: «اگر تاج داری و گر درد و رنج// همان بگذری زین سرای سپنج// اگر شهریاری و گر زیردست// جز از خاک تیره نیابی نشست» فردوسی
  • «هرکس، هرکاری را فقط به‌خاطر پول انجام بدهد، چیزی نخواهد گذشت که به خاطر پول هرکاری را انجام دهد.»
  • ضرب‌المثل سیسیلی
  • «هرکه خواهان خوب سخن‌گفتن است، اول باید خوب فکر کند.»
  • «هرکه وقت نداشته باشد، از هر گدایی گداتر است.»

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
ضرب‌المثل‌های هندی
 ا

  • «ابری که با رعد همراه باشد، نمی‌بارد.»
  • مترادف فارسی: «سگ لاینده گیرنده نباشد.»
  • مترادف فارسی: «سگی كه پارس می‌كند گاز نمی‌گیرد.»
  • تمثیل: «از آن مترس که های و هو دارد// از آن بترس که سر به تو دارد»
  • «اگر خروس را هم زندانی کنی باز خورشید طلوع خواهد کرد.»
    • مترادف فارسی: «خروس نباشد سحر نمی‌شود؟»
    • مترادف فارسی: «بلال که مرد اذان‌گو قحط نمی‌شود.»
    • مترادف فارسی: «مگر بلال مرد کس دیگر اذان نگفت؟»
  • «اگر سر داشته باشی هزاران عمامه هم خواهی داشت.»
    • مترادف فارسی: «سر باشد، کلاه بسیار است.»
    • مترادف فارسی: گوش باشد، گوشواره بسیار است.»
    • تمثیل: «چو من باشم مرا دلدار کم نیست» فخرالدین‌اسعد گرگانی
  • «انسان بدون پول، جسد بی‌جانی بیش نیست.»
    • مترادف فارسی: «پول را روی تابوت مرده بگذاری مرده برایت ابوعطا می‌خواند.»

پ

  • «پیش از مرگ به بهشت نمی‌توان راه یافت.»

ت

  • «تردید، اطاق انتظار شناخت است.»

د

  • «دانا می‌داند و می‌پرسد، نادان نمی‌داند در مورد چه موضوعی سؤال کند.»
    • مترادف فارسی: «دانا هم داند و هم پرسد، نادان نداند و نپرسد.»
  • «در جمع کورها یک چشمی پادشاه است.»
    • مترادف فارسی: «در شهر کوران یک چشمی پادشاه است.»
    • مترادف فارسی: «خرس در کوه، بوعلی سیناست.»

ص
  • «صبحانه بد، روز آدمی را، لباس بد، سال آدمی را و زن بد زندگی آدمی را خراب می‌کند.»
  • «صدای طبل از دور دلنشین است.»
    • مترادف فارسی: «آواز دهل شنیدن از دور خوش است»
    • مترادف فارسی: «به چشم، از دور هر دشتی بساط پرنگار آيد»
    • تمثیل: «باشد از دور خوش به گوش مجاز// از من آوازه از دهل آواز» سعدی
  • «صدضربه چکش زرگر، یک ضربه پتک آهنگر»
    • مترادف فارسی: «صدسوزن سوزنگر، یک پتک آهنگر»
    • مترادف فارسی: «صد پتک زرگر، یک پتک آهنگر»

ف

  • «فقط نادان عصبانی می‌شود، دانا درک می‌کند.»

ک

  • «کسی که در آب زندگی می‌کند، نباید با تمساح دشمنی کند.»
    • مترادف فارسی: «شیشه بار داری، جنگ سنگ مکن!»
    • مترادف فارسی: «کسی که بار شیشه دارد به دیوانه سنگ نمی‌اندازد.»
    • مترادف فارسی: «تو که در بار خود آبگینه داری// چرا بر بار مردم می‌زنی سنگ؟»
    • تمثیل: «هندویی نفت‌اندازی همی‌آموخت، حکیمی گفت: تورا که خانه نیین است، بازی نه این است!» سعدی

م
  • «مادر و میهن هرکسی از آسمان هم بزرگتر است.»
  • «میمون، مزه زنجبیل چه‌داند؟»
    • مترادف فارسی: «پيش خر، خرمهره و گوهر يكی است» مولوی
    • مترادف فارسی: «خر چه‌داند قدر حلوای نبات»
    • مترادف فارسی: «قيمت زعفران چه‌داند خر»
    • مترادف فارسی: «قدر لوزينه خر كجا داند»
    • تمثیل: «من آنم كه در پای خوكان نریزم// مر اين قیمتی لفظ دُرّ ِ دَری را» ناصرخسرو
    • تمثیل: «تو قدر فضل شناسی كه اهل فضلی و دانش// شبه‌فروش چه‌داند بهای دُرّ ثمین را» سعدی

 ن

  • «نمی‌تواند برقصد، می‌گوید حیاط کج است.»
    • مترادف فارسی: «عروس نمی‌توانست برقصد، می‌گفت اطاق كج است.»
    • مترادف فارسی: «عروس پايش كج است، می‌گويد راه خانهٔ داماد هموار نيست.»
    • مترادف فارسی: «به شل گفتند چرا نمی‌رقصی؟ گفت: اطاق كج است.»
    • مترادف فارسی: «به شَلِه گفتند: چرا یه وری می‌رقصی؟ گفت: - کفِ اطاق کجه!»

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
ضرب‌المثل‌های هلندی
A

  • Als twee honden vechten om een been, loopt de derde er mee heen.
  • «دونفر دزد خری دزدیدند// سر تقسیم به‌هم جنگیدند// آن‌دو بودند چوگرم زدوخورد// دزد سوم خرشان را زد و برد» ایرج‌میرزا


B

  • Beter één vogel in de hand dan tien in de lucht.
  • «گنجشك نقد به‌از طاووس نسيه.» قابوس‌نامه
  • Blaffende honden bijten niet.
  • «سگ لاينده گيرنده نباشد.»
  • «سگی كه پارس می‌كند گاز نمی‌گيرد.»


D

  • Daar is geen rook zonder vuur.
  • «هیچ دودی بی آتشی نیست.» (چیزی پنهان نمی‌ماند)
  • Dat is de doos van Pandora.
  • «اندرین صندوق جز لعنت نبود.»
  • De appel valt niet ver van de boom.
  • «ميوه از درخت دور نمی‌افتد.»
  • «خوشه از خرمن دور نمی‌افتد.»
  • De berg heeft een muis gebaard.
  • «کوه کندن و موش برآوردن.»
  • De een z'n dood is een ander z'n brood.
  • «مرگ خر عروسی سگ است.»
  • «تا نميرد يكی به‌ناكامی// ديگری شادكام ننشيند» سعدی
  • De ezel geboren is, most ezel sterven /zal geen paard sterven.
  • «خری زاد و خری زيد و خری مرد.»
  • De morgenstond heeft goud in de mond.
  • «سحرخيز باش تا كامروا باشی!»
  • De pen is machtiger dan het zwaard.
  • «قلم از شمشير تيز برنده‌تر است.»
  • De schepen achter zich verbranden.
  • «پل پشت‌سر را خراب کردن.»
  • Die het eerst komt, die het eerst maalt.
  • «آسيا به‌نوبت.»
  • Door dick en dun.
  • «خود را به‌آب و آتش زدن.»

 E

  • Een appeltje voor de dorst.
  • «پول سفید برای روز سیاه خوب است.»
  • Een ezel stoot sich geen twee malen aan een’ steen.
  • «خر که یک‌بار پایش به‌چاله رفت، دیگر از آن راه نمی‌رود.»
  • Een rotte appel in de mand, // maakt al het gave fruit te schand
  • «يك بز گر گله را گـَرگين كند.»
  • Één zwaluw maakt nog geen zomer.
  • «از يك پرستو تابستان نشود.»

G

  • Geen twee katten aan eén muis // Geen twee vrouwen in een huis
  • «خانه‌ای را که دو کدبانو است، خاک تا زانو است.»
  • «خانه به‌دو كدبانو نارفته بماند.» قابوس‌نامه
Geen vlieg kwaad doen kunnen.
  • «آزارش به‌مورچه نمی‌رسد.»

H

  • Het doel heiligt de middelen.
  • «هدف وسيله را توجيه می‌كند.»
  • Het hemd is nader dan de rok.
  • «اول خويش سپس درويش.»
  • Het is niet alles goud wat er blinkt.
  • «هر درخشنده‌ای طلا نبود.»
  • Het oog van den meester maakt het paard vet.
  • «چشم صاحب اثر دیگری دارد.»
Het oog van den meester is de beste haver voor de paarden.
  • «نفس ارباب بهتر از نواله جو است.»
  • Hij gaat van een olifant zwanger, en brengt eene vlieg voort.
  • «کوه البرز، پس از درد فراوان موش زائید!»
  • Hij hefft een blok aan et been.
  • «طوق لعنتی به‌گردن داشتن.» (کنایه از متأهل بودن است)
  • Hij maakt van elke mug een olifant.
  • «از كاه كوهی ساختن.»
  • Hoge bomen vangen veel wind.
  • «سپيدار مانده‌ست بی‌هيچ‌چيز// ازيرا كه بگزيده مستكبری را» ناصرخسرو
  • Holle vaten klinken het hardst.
  • «در خم ِ خالی صدا بيشتر می‌پيچد.»

 I

  • In het land der blinden is éénoog koning.
  • «در شهر کوران یک‌چشمی پادشاه است.»
  • In troebel water is het goed vissen.
  • «بهتر گيرند صيد ز‌آب گل‌آلود.»
  • «دزد بازار آشفته می‌خواهد.»

J

  • Je moet een gegeven paard niet in de mond kijken.
  • «دندان اسبِ پيش‌كشی را نمی‌شمارند.»
  • Je moet geen slapende honden wakker maken.
  • «فتنه در خواب است بيدارش مكن!»
  • «فتنهٔ خفته را مكن بيدار!»
  • Jobsgeduld.
  • «صبرِ ایوب داشتن.»

M

  • Men roept den ezel niet tot hove, dan als hi wat draghen moet.
  • «خر را كه به‌عروسی می‌برند، برای خوشی نيست، برای آب‌كشی است.»
  • «خران را كسی در عروسی نخواند// مگر وقت آن كآب و هيزم نماند» نظامی

O

  • Olie in het vuur gieten.
  • «آتش را به‌روغن نتوان نشانید.»

S

  • Spreken is zilver, zwijgen is goud.
  • «اگر گفتن سيم باشد، خموشی زر است.»
  • «اگر حرف از نقره است، خاموشی از طلاست.»
  • Stel niet uit tot morgen, wat je vandaag kunt doen.
  • «كار امروز به‌فردا ميفكن!»

 T

  • Twee kraeyen met en schoot schieten.
  • Twee vliegen in een klap slaan.
  • «با يك تير دو نشان زدن.»
  • «با يك گز دو فاخته زدن.»

 U

  • Uit het oog, uit het hart.
  • «از دل برود هر‌آنکه از دیده برفت.»
  • «هر كه از چشم دور، از دل دور.»


V

  • Van Scylla in Charybdis vervallen.
  • «از ترس جهنم به مار غاشيه پناه‌بردن.»
  • «از ترس عقرب جراره به مار غاشيه پناه‌بردن.»
  • «از بيم مار در دهن اژدهارفتن.»
  • Vis nog vlees zijn.
  • «به مارماهی مانی، نه این تمام و نه آن// منافقی چه‌کنی؟ مار باش یا ماهی» کلیله و دمنه
  • Voorzichtigheid is de moeder van de porseleinkast.
  • «جام در راه است.»

W

  • Wie het laatst lacht, lacht het best.
  • «از پی هر گريه آخر خنده‌ايست// مرد آخربين مبارك بنده‌ايست» مولوی
  • Wie wind zaait, zal storm oogsten.
  • «هر كه باد بكارد، طوفان درو خواهد كرد.»

 Z

  • Zend een’ ezel naar Liefland, hij zal giegagen, als hij t’ huis komt.
  • Zend men een’ ezel naar Parijs, men krijgt hem weder, even wij.
  • «خر عیسی گرش به‌مکه بری// وقت برگشت هنوز خر باشد» سعدی
  • Zij loopen met de hazen, en jagen met de honden.
  • «به‌آهو می‌گويد بدو، به‌تازی می‌گويد بگير.»
  • «شریک دزد و رفیق قافله.»
  • «با گرگ دنبه خوردن، با چوپان گریه کردن.»
  • Zoals de ouden zongen, piepen de jongen.
  • «مكن در اين چمنم سرزنش به خودرويی// چنانكه پرورشم ميدهند می‌رويم» حافظ
Zo gewonnen, zo geronnen.
  • «بادآورده را باد می‌برد.»
  • Zolang er leven is, is er hoop.
  • «آدم به‌اميد زنده است.»
  • Zo vader, zo zoon.
  • «تره به‌تخمش ميره، حسنی به‌باباش.»

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
ضرب‌المثل‌های اسپانیایی
  A
  •  »A caballo regalado no hay que mirarle el dentado.«
  • ترجمه: «در دهان ِ یابوی پیش‌کشی نگاه نمی‌کنند.»
  • مترادف فارسی: «دندان ِ اسب پیش‌کشی را نمی‌شمارند.»
  • مترادف فارسی: « دندان ِ اسب پیش‌کشی را نبینند.»
  •  »A la tercera va la vencida.«
  • ترجمه: «بار ِ سوم موفقیت می‌آید.»
  • مترادف فارسی: «تا سه نشه، بازی نشه.»
  •  »A los bobos se les aparece la madre de Dios.«
  • ترجمه: «حضرت مریم برای احمق‌ها ظاهر می‌شود.»
  • مترادف فارسی: «دنیا به کام ابلهان است.»
  • مترادف فارسی: «جاهل را غنی‌تر می‌رسد روزی.»
  • تمثیل: « کیمیاگر به غصه مرده و رنج// ابله اندر خرابه یافته گنج» سعدی
  •  »Aunque la mona se vista de seda, mona se queda.«
  • ترجمه: «اگر میمون لباس ابریشمی هم بپوشد باز میمون است.»
  • مترادف فارسی: «پالان ترمه خر را عوض نمی‌کند.»
  • تمثیل: «اهل نگردد به عمامه سفیه// خر نشود از جل دیبا فقیه» امیر خسرو دهلوی
  • تمثیل: «نه منعم به مال از کسی بهتراست// خر، ار جل اطلس بپوشد، خراست» سعدی

 C

  •  »Caminante, no hay camino, se hace camino al andar.«
  • ترجمه: «ای مسافر! راهی وجود ندارد، «راه» با رفتن ساخته می‌شود.»

D

  •  »Done va Vicente? Donde va la gente.« Refrán español.
  • ترجمه: «ویسنته به کجا می‌رود؟ جایی که همه می‌روند.»
  • مترادف فارسی: «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو!»
  • مترادف فارسی: «در شهر کوران یک چشمت را هم بگذار!»
  • مترادف فارسی: «در شهر نی‌سواران باید سوار نی شد!»
  • تمثیل: «چون به در خانه زنگی شوی// روی چو گلنارت چون قار کن» ناصرخسرو

E

  •  »El amor entra por la cocina.«
  • ترجمه: «عشق از در آشپزخانه وارد می‌شود.»
  •  »El amor todo lo vence, el dinero todo lo alcanza, todo culmina con la muerte, el tiempo todo lo sella.«
  • ترجمه: «عشق بر همه‌چیز پیروز می‌شود، پول به همه‌چیز دست می‌یابد، همه‌چیز به مرگ ختم می‌شود، زمان همه‌چیز را می‌بلعد.»
  •  »El saber no ocupa lugar.« Refrán español.
  • ترجمه: «دانش، فضایی را اشغال نمی‌کند.»
  •  »En tierra de ciegos, el tuerto es rey.« Refrán español.
  • ترجمه: «در سرزمین کورها یک‌چشمی پادشاه است.»
  • مترادف فارسی: «در شهر کوران یک‌چشمی پادشاه است.»
  • مترادف فارسی: «خرس در کوه، بوعلی سیناست.» (در محیط بی خردان هر نادانی ادعای نبوغ تواند کرد.)
  •  »Estar como abeja en flor.« Giro idiomático español.
  • ترجمه: «مثل زنبورعسل روی گل»
  • مترادف فارسی: «مثل موش روی قالب پنیر.»

 L

  •  »La prueba del pudín consiste en comer.«
  • ترجمه: «تنها راه برای تشخیص مزه پودینگ، خوردن آن است.» سروانتس

 M

  •  »Más vale malo conocido que bueno por conocer.«
  • ترجمه: «سفرهای دراز، دروغ‌های بزرگ.»
  • مترادف فارسی: «جهان‌دیده بسیار گوید دروغ» سعدی
  •  »Más vale prevenir que lamentar.« «Refrán español»
  • ترجمه: «جلوگیری بهتر از شکایت است.»
  • مترادف فارسی: «پای مرغ‌ات را ببند، خروس همسایه را هیز مخوان!»
  • مترادف فارسی: «در خانه‌ات را ببند، همسایه‌ات را دزد مکن!»

N

  •  »No hay mal que por bien no venga.«
  • ترجمه: «هیچ‌ چیز ِ بدی نیست که برای چیزی خوب نباشد.»
  • مترادف فارسی: «هرچه به دیده خوار آید، عاقبت روزی به کار آید.»
  • مترادف فارسی: «هرچه در چشمت خوار آید، نگهدار که وقتی به کار آید.»
  • مترادف فارسی: « هرچیز که زار آید، یک روز به کار آید.»
  • تمثیل: «هرچیز کزآن بتر نباشد// از مصلحتی به در نباشد// شرّی که به خیر باز گردد// آن خیر بود که شرّ نباشد» سعدی
  • تمثیل: «میفکن کـَوَل گرچه خوار آیدت// که هنگام سرما به کار آیدت» نظامی

Q

  •  »Querer es poder.« Refrán español.
  • ترجمه: «خواستن، توانستن است.»
  • مترادف فارسی: «خواستن، توانستن است.»
  • مترادف فارسی: «کرا خواسته کارش آراسته است.» اسدی طوسی
  • تمثیل: «طلبت چون درست باشد و راست// خود به اول قدم مراد تراست» اوحدی
  •  »Quien bien te quiere te hará llorar.«
  • ترجمه: «هرکه عاشقت بود، تورا به گریه می‌اندازد.»
  • مترادف فارسی: «عشق را بنیاد بر ناکامی است// هرکه زین می‌سرکشد از خامی است» عطار
  • مترادف فارسی: « به گیتی عاشقی بی غم نباشد// خوشی و عاشقی باهم نباشد» ویس و رامین
  • تمثیل: «به عالم هر کجا درد و غمی بود// به هم کردند و عشقش نام کردند»
  • تمثیل: «وای ِآن‌کو به دام عشق آویخت// خنک آن‌کو زدام عشق رهاست// عشق برمن در ِعنا بگشود// عشق سر تا بسر عذاب و عناست» فرخی

 T

  •  »Te conozco bacalao (aunque vengas disfrazado).«
  • ترجمه: «من تو را می‌شناسم ماهی! حتی اگر با لباس مبدل ظاهر شوی.»
  • مترادف فارسی: «کور شود کاسبی که مشتری‌اش را نشناسد.»
  • «حقیقت و گل سرخ هردو خار دارند.»

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
ضرب‌المثل‌های آلمانی
  • Adler fängt keine Mücken
  • «اگر عنقا ز‌بی‌برگی بمیرد// شکار از صید گنجشکان نگیرد» سعدی
  • Alten Wolf verspotten die Hunde
  • «گرگ كه پير شد، رقاص شغال می‌شود.»
  • Altes Pferd bekommt der Schinder
  • «درخت كه پير شد پايش اره می‌گذارند.»
  • Am Abends zeigt es sich, ob die Nacht hell sein wird

(اين صرب المثل در واقع مصری است)

  • «سالی که نکوست از بهارش پیداست.»
  • Aus einer Bohne einen Berg machen
  • Aus einer Laus ein Kamel machen مارتین لوتر
  • Aus einer Mücke einen Elefanten machen
  • Aus jedem Splitter einen Balken /Wiesbaum
  • «از كاه، كوه ساختن.»1320

B

  • Beckerkindern Stuten schenken
  • «لعل به‌کان بردن.»زیره به کرمان بردن
  • Berg und Berg kommen nicht zusammen, aber Mensch und Mensch
  • Berg und Tal kommen nicht zusammen, aber Menschen
  • Man trifft sich zwei mal im Leben
  • «كوه به‌كوه نمی‌رسد، آدم به‌آدم می‌رسد!»
  • Besser ein Sperling in der Hand, als ein Kranich auf dem Dach
  • Besser ein Vogel im Bauer, als Tausende in der Luft
  • Besser ein Vogel im Netz als hundert im Fluge
  • Besser ein Vogel in der Hand, als zehn am Strand / in der Weite
  • Besser heute ein Ei, als morgen ein Küchlein /die Henne
  • Besser einen haben als zwei kriegen
  • Besser heute ein Groschen als morgen ein Gulden
  • Besser eine Feder in der Hand, als einen Vogel in der Luft
  • «سركه نقد به‌از حلوای نسيه.»
  • «سيلی نقد از عطای نسيه به.»
  • «نقد موجود به که نسیه موعود.»
  • «جگرك امروز بهتر از دنبه فردا است.»
  • «گنجشك نقد به از طاووس نسيه.»
  • «موجود را به‌مفقود و يافته را به‌نايافته مفروش!»
  • «خولی به‌كفم به كه كلنگی به‌هوا.»
  • Bier nach München tragen
  • «چشمه پیش دریا بردن.»

D

  • Der Backofen ist eingefallen
  • «تاپو تركيد.»
  • «پا سبك كردن.»
  • Der Berg hat ein Mäuslein geboren
  • Der Berg kreißte und gebar eine Maus
  • Der kreißende Berg, gebiert nur eine Maus
  • «كوه كندن و موش بر آوردن.»
  • «کوه البرز، پس از درد فراوان موش زائید.»
  • Der Fisch fängt am Kopf an zu stinken
  • «ماهی از سر گنده گردد، نی زدم.»
  • Die dümmsten Bauern haben die dicksten Kartoffeln
  • «جاهل را غنی تر ميرسد روزی.»

 E

  • Ein alter Mann und eine junge Frau, gewisse Kinder
  • «عروس جوان داماد پير، سبد بيار جوجه بگير!»
  • Ein Alter sieht besser hinter sich als ein Junger, vor sich
  • «آن‌چه جوان در آينه بيند، پير در خشت خام آن بيند.»
  • Ein heidnisches Pfand ist besser als ein christliches Versprechen
  • «به‌دسـت آوريده خردمند سنگ // بـه‌نايافته دُر به‌ندهد زچنگ» اسدی طوسی
  • Einem bald die Ärmel zerreißen /das er bleiben soll
  • «چادر‌كشون، چادر‌درون(كشيدن و دريدن).»
  • Einen auf den Backofen setzen
  • «دختری را ترشی‌ انداختن.»
  • Ein Vogel in der Schussel ist besser als zehn in der Luft
  • «ما در خور صيد تو نباشيم وليكن // گنجشك به‌دست است به‌از باز پريده» سعدی
  • Er ist hintern Backofen nicht weggekommen
  • «پشت تاپو بزرگ شده.»
  • «از پشت کوه آمدن.»

 F

  • Faulheit lohnt mit Armut
  • «کاهلی شاگرد بدبختی است.»
  • Fette Henne legen nicht.
  • «مرغ هرچند فربه تر، تخمدانش تنگ تر.»
  • Fliegen und Freunde kommen in Sommer
  • «این دغل‌دوستان که می‌بینی // مگسانند دور شیرینی» سعدی
  • Frisch gewagt ist halb gewonnen
  • «شغال ترسنده انگور نخورد.»
  • Frühe Vogel fängt den Wurm
  • «سحرخیز باش تا کامروا باشی.»
  • Früh krümmt sich, was ein Hacken werden will
  • Früh übt sich, was ein Meister werden will
  • «هرچه هست از پر قنداق است.»
  • Füchse kennt man bald am Schwanz
  • «دم روبه گواه روباه است.»
  • Für jeden Topf gibt es einen passenden Deckel
  • «دیزی می‌گردد، درش را پیدا می‌کند.»

G

  • Gassenengel, Hausteufel.
  • «تو کوچه عسل، تو خونه حنظل.»
  • Gebrannte Kinder scheuen das Feuer.
  • «مار گزيده از ريسمان سياه و سفيد ميترسد.»
  • Geflickter Freundschaft wird selten wieder ganz.
  • «گر رشته گسست، می‌توان بست// لیکن گرهیش در میان است» امیر خسرو
  • Gehe nicht zu deinem Fürst, wenn du nicht gerufen wirst.
  • «تات نپرسند، همی باش گنگ// تات نخوانند همی باش لنگ» مسعود سعد
  • Geld regiert die Welt.
  • «پول حلال مشکلات است.»
  • Gemein Gerücht ist selten erlogen.
  • «تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها.»
  • Geschehene Dinge haben keine Umkehr.
  • «گذشته‌ها گذشته است.»
  • Gesunder Geist in gesundem Körper.
  • «عقل سالم در بدن سالم است.»
  • Geteiltes Leid ist halbes Leid.
  • «ظلم بالسویه عدل است.»
  • Gleich und gleich gesellt sich gern.
  • Gleich Vieh leckt sich gern.
  • «کبوتر با کبوتر، باز با باز// کند همجنس با همجنس پرواز»
  • «کور، کور را می‌جوید، آب گودال را.»
  • Gottes Mühlen mahlen langsam, aber trefflich fein.
  • «خدا دیرگیر است، اما سخت‌گیر است.»
  • Graue Köpfe und blonde Gedanken, passen nicht zusammen.
  • «چون پیر شدی، زکودکی دست بدار// بازی و ظرافت به‌جوانان بگذار» سعدی

H

  • Haar auf flacher Hand raufen wollen.
  • « كف دست كه مو ندارد از كجايش می‌كنند.»
  • Habich ist ein besserer Vogel als Hättich.
  • «داشتم داشتم حساب نيست، دارم دارم حساب است.»
  • Handwerk hat goldene Boden.
  • «به‌پايان رسد كيسه سيم و زر// نگردد تهی كيسه پيشه‌ور» سعدی
  • Handwerk hasst einander.
  • «همكار، همكار را نمی‌تواند ببيند.»
  • Hinter dem Zaune aufgelesen sein.
  • «زير بوته سبز شده.»
  • Hat der Herr der Schnupfen, so niesen die Knechte.
  • «شاه‌خانم ميزايد، ماه‌خانم درد می‌كشد.»
  • Herrenfeuer wärmt und brennt.
  • «قرب سلطان آتش است از وی بترس.»
  • Hörensagen ist halb gelogen.
  • «يك كلاغ را چهل كلاغ كردن.»
  • Hühner, die daheim essen und anderswo legen, soll man am Bratspieß ziehen.
  • «چينه‌اش را اينجا می‌خورد، تخمش را جای ديگر می‌گزارد.»


I

  • Ich will dir weisen, wo die Katze im Heu liegt.
  • «بهت نشون میدم کجا گربه تخم می‌کند.»
  • Ihm jucktdas Fell.
  • «تنش می‌خارد.»
  • Im Keim ersticken.
  • «در نطفه خفه کردن.»
  • Irren ist menschlich.
  • « بشر جايزالخطا است.»
  • Isfahan ist die halbe Welt.
  • «اصفهان نصف جهان.»

J

  • Jahre lehren mehr als Bücher.
  • «زيركترين و آزموده ترين آموزگاران، روزگار باشد.»
  • Je älter die Kuh, je hübscher das Kalb.
  • «گاو كه پير شد گوساله اش عزيز ميشود.»
  • Je dümmer der Mensch, desto größer das Glück
  • «دنيا بكام ابلهان است.»
  • Jemand einen Bärendienst erweisen
  • «دوستی خاله خرسه.»

 K

  • Katzengebet dringt nicht in den Himmel (himmelt nicht).
  • « به‌دعای گربه سياه باران نمی‌آيد (نمی‌بارد).»
  • Katzenwäsche machen.
  • «گربه‌شويی كردن.»
  • Kaufmannschaft leidet keine Freundschaft.
  • «حساب حساب است، كاكا برادر.»
  • Kindermund tut Wahrheit kund.
  • Kinder und Narren sagen die Wahrheit.
  • «حرف راست را از بچه بپرس.»
  • « حرف راست را از ديوانه بايد شنيد.»
  • Krokodilstränen weinen.
  • «اشك تمساح ريختن.»
  • Kleider machen Leute, Lumpen machen Läuse.
  • «آستین نو پلو بخور.»
  • Kümmel spalten.
  • «مته به‌خشخاش گذاشتن.»
  • Kunst geht über Geld.
  • «هنر بهتر از گوهر نامدار» فردوسی
  • «هنر بهتر از ملک و مال پدر»


L

  • Lachen ist die beste Medizin.
  • «خنده بر هر درد بی‌درمان دواست.»
  • Lebe, als solltest du morgen sterben, und arbeite, als solltest du ewig leben.
  • «طوری زندگی كن، انگاری فردا خواهی مرد، طوری كار كن، انگاری هيچگاه نخواهی مرد.» هوراس
  • Leute und Leute sind zweierlei.
  • «آدم به‌آدم بسیار ماند.»
  • Liebe kann Berge versetzen.
  • «عشق در كوه‌كنی داد نشان قدرت خويش// ور‌نه اين مايه هنر تيشه فرهاد نداشت» فرخی
  • Liebe erweicht auch die härtesten Stein und Felsen.
  • «گر كوه‌كن زپای در آمد چه‌جای طعن// بالله كه كوه پست شود زير بار عشق» جامی
  • Liebe braucht keinen Lehrer.
  • «ای بی‌خبراز سوخته و سوختنی// عشق آمدنی بود نه آموختنی» سنائی
  • Liebe, die nur von einer Seite kommt, dauert nicht lange.
  • «چو زين سر هست زان سر نيز بايد // كه مهر از يك طرف ديري نپايد» اوحدی
  • Liebe ohne Gegenliebe, ist eine Frage ohne Antwort.
  • «چه خوش بی، مهربونی هر دو سر بی// كه يك‌سر مهربونی، درد‌سر بی» باباطاهر
  • Liebe und Husten lässt sich nicht verbergen.
  • Liebe und Rausch schaut zum Fenster aus.
  • «عشق و مشك پنهان نمی‌ماند.»
  • Liebe kann man nicht erzwingen.
  • Liebe duldet keinen Zwang.
  • «عشق به‌زور، و مِهر به‌چُنبِه نمی‌شود.»
  • Liebe macht närrisch.
  • Liebe und Verstand, gehen selten Hand in Hand.
  • «عشق و جنون همسايه ديوار به‌ديوارند.»
  • «عشق در آمد به‌دل، رفت زسر عقل و هوش.»
  • Liebe fürchtet keine Gefahr.
  • «عشق را از تيغ و خنجر باك نيست.»
  • Liebe ist ein verzehrendes Fieber.
  • Liebe ist Leides Anfang.
  • «به‌گيتی عاشقی بی‌غم نباشد// خوشی و عاشقی باهم نباشد» فخرالدین اسعد گرگانی
  • «عشق برمن در عنا بگشود// عشق سر تا به‌سر عذاب و عناست» فرخی
  • Löwen fangen keine Mäuse.
  • «نخورد شير نيم‌خورده سگ// ور به‌سـختی بميرد اندر غار» سعدی
  • Lügen, dass sich die Balken biegen.
  • «دروغی كه تير سقف را می‌شكند.»
  • Lügen haben kurze Beine.
  • «دروغ از همان دور كه می‌آيد يك پايش می‌لنگد.»
  • «دروغگو تا در خانه‌اش.»

M

  • Man kann sich selbst keine Bäume pflanzen.
  • «ديگران نشاندند ما خورديم ما به‌نشانيم ديگران خورند.» مرزبان نامه
  • Man muss es nehmen wie es kommt.
  • «هرچه پيش آيد خوش آيد.»
  • Man muss sich mit Mondschein begnügen, wenn man keinen Sonnenschein hat.
  • «چون عشق بود به‌دل صواب است // مه در شب تيـره آفتاب است» امیر خسرو
  • Man soll die Bärenhaut nicht verkaufen‚ ehe der Bär gestochen ist.
  • Man muss den Pelz nicht verteilen‚ ehe der Bär geschossen (erlegen) ist.
  • «خرس را شكار نكرده پوستش را نفروش.»
  • Man muss den Vogel erst im Käfig (Käficht) haben‚ ehe man ihn singen lehrt.
  • «مرغی را كه در هواست نبايد به‌سيخ كشيد.»
  • Man muss den Wolf erst fangen‚ ehe man ihm das Fell abziehen kann.
  • «فرستاده گفت ای خداوند رخش // به‌دشت آهوی ناگرفته مبخش» فردوسی
  • Man wird eher von einem Mistkarren überfahren als von einem Wagen.
  • «همه را برق می‌گيرد، ما را چراغ نفتی.»
  • Mein Mutter Kuh Bruder, war ein Ochs.
  • «به قاطر گفتند پدرت كيست؟ گفت: اسب آقادائيم است.»
  • Menschen und Zugvögel bleiben nicht an einem Ort.
  • «انسان پرنده بی پر و بال است.»
  • Mit gespaltener Zunge reden (oder mit zwei Zungen reden).
  • «دودستماله می‌رقصد.»
  • «به‌يك روی در دو محراب است.»
  • «دو‌دوزه می‌بازد.»
  • Morgenstunde hat Gold im Mund.
  • «سحر‌خيز باش تا كامروا باشي.»
  • «صبح‌‌خيزی دليل فيروزی است.» جامی
  • Müßiggang hat Armut im Gefolge.
  • Müßiggang ist aller Laster Anfang.
  • «تن‌آسانی و كاهلی منجر به‌فقر و پريشانی گردد.»

N

  • Neid, tut sich leid.
  • Neid schlägt sich selbst.
  • Neid ist dem Menschen, was Rost dem Eisen.
  • «توانم آنكه نی‌آزارم اندرون كسی // حسود را چه‌كنم كو زخود به‌رنج در است» سعدی
  • «حسود هرگز نياسود.»
  • Neue Kirchen und neue Wirtshäuser stehen selten leer.
  • «متاع كفر و دين بی‌مشتری نيست // گروهی اين، گروهی آن پسندند» سنجر
  • Neues preist man, Altes zerreißt man.
  • «نو که آمد به‌بازار، کهنه شود دل‌آزار.»
  • Nichts sieht einem gescheiten Mann ähnlicher als ein Narr, der das Maul hält.
  • «نادان را به‌از خاموشی نيست.» سعدی
  • Nicht um ein Jota.
  • « يك واو نبايد كم و زياد شود.»
  • Niemand ist ganz golden.
  • Niemand ist ohne Fehl. (Tadel)
  • «گل بی‌عیب خداست.»
  • «در عیب نظر مکن که بی‌عیب خداست.»
  • «هر گلی علت و عيبی دارد // گل بی‌علت و بی‌عيب خداست» پروین اعتصامی
  • Niemand kann zweien Herren dienen.
  • « يك ارباب و ده نوكر شنيده بوديم، اما يك نوكر و ده ارباب نديده بوديم.»
  • Noch in den Kinderschuhen stecken.
  • «هنوز دهنش بوی شیر می‌دهد.»


S

  • Samt am Kragen, Hunger im Magen.
  • « پز عالی جيب خالی.»
  • Säet einer Gutes, so schneidet er nicht Böses.
  • «تخم چون نيك بود، نيك پديد آرد بر.» فرخی
  • Scham ist das Armen Unglück.
  • «حیا مانع روزی است.»
  • Schlafen bringt kein Brot ins Haus.
  • «هركس خواب است حصه‌اش در آب است.»
  • Schlaf und Tod sind Zwillingsbruder.
  • «خواب برادر مرگ است.»
  • Schlechte Nachrichten wandern schnell.
  • Schlimme Nachrichten kommen rasch an (zufrüh).
  • «خبر بد زود منتشر می‌شود.»
  • « خبر بد زود می‌رسد.»
  • «خبر بد تيزرو باشد.»
  • Schuld tötet den Mann.
  • Schulden und der Krebs sind unheilbare Übel.
  • «قرض عمر آدم را كوتاه می‌كند.»
  • Schuster‚ bleib bei deinen Leisten.
  • «به‌قدر شغل خود بايد زدن لاف//كه زردوزی نداند بورياباف» نظامی
  • Schwarze Kühe geben auch weiße Milch.
  • «گاو سياه هم شيرش سفيد است.»
  • Schweigendem Mund ist nicht zu helfen.
  • «تا نگريد طفل كی نوشد لبن.» مولوی
  • Schweigen ist das Beste.
  • Schweigen ist der Deckel auf dem Hafen.
  • Schweigen schadet selten.
  • Schweigen und denken mag niemand kränken.
  • «خاموشی دويّم سلامت است.»
  • «سلامت در خموشی است.» قابوس نامه
  • «مرد خاموش در امان خداست// آدمی از زبان خود به‌بلا است» سعدی
  • «خموشی پرده‌پوش راز باشد// نه مانند سخن غمّاز باشد» وحشی بافقی
  • Schwiegermutter, Teufels Unterfutter.
  • Schwiegermutter, Tigermutter.
  • «مادرشوهر ماره، بچه‌اش مارمولك؛ خواهرشوهر خاره، بچه‌اش خارخاسك.»
  • «مادرشوهر عقرب زیر فرش است.»
  • Sein Schäfchen ins Trockene bringen.
  • «گلیم خود را از آب بیرون کشیدن.»
  • Sich regen, bringt Segen.
  • «برکت در حرکت است.»
  • Sich selbst kennen, ist die größte Kunst.
  • «آنچه در علم بيش می‌بايد// دانش ذات خويش می‌بايد» اوحدی
  • Sie ist meine Kragenweite.
  • « قبائيست كه بر قامت من دوخته‌اند. (قبائيست بر قامت او دوخته)»
  • Sitze meinetwegen krumm, aber sprich gerade.
  • «كج بنشين اما راست بگو.»
  • Sorge, aber nicht zuviel, es geschieht doch, was Gott will.
  • «پس زانو منشين و غم بيهوده مخور // كه زغم خوردن تو رزق نگردد كم و بيش» حافظ
  • Sorge nicht für morgen.
  • «برو شادی كن ای يار دل افروز//غم فردا نشايد خورد امروز» سعدی
  • Stolz auf der Gasse, kein Heller in der Tasche.
  • «هرچه داره به‌بر داره، به‌خونه دست‌ خر داره.»
  • Stößigem Stier, wachsen kürzer Hörner.
  • «خدا خر را شناخت، شاخش نداد.»
  • Suche, so wirst du finden.
  • «جوينده يابنده است.»

W

  • Was einen Anfang hat, muss auch ein Ende haben
  • Was einen Anfang nimmt, dem ist auch ein Ende bestimmt
  • «هرچه به‌آغازی بوده شود// طمع مدار ای پسر اندر بقاش» ناصرخسرو
  • «ماجرای من و معشوق مرا پايان نيست // هرچه آغاز ندارد نپذيرد انجام» حافظ
  • Wasser in den Rhein tragen
  • Wasser ins Meer (See) tragen
  • «زیره به‌کرمان بردن.»
  • «فلفل به‌هندوستان بردن.»
  • Wenn das Pferd zu alt ist, spannt man’s in den Karren
  • «مار كه پير شد قورباغه سوارش می‌شود.»
  • Wer den Baum gepflanzt hat, genießt selten seine Frucht
  • «ديگران كاشتند ما خورديم، ما می‌كاريم ديگران بخورند.»
  • Wenn der Wolf altert, so reiten ihn die Krähen
  • «شير كه پير شد، بازيچه شغال می‌شود.»
  • Wenn der Wolf alt wird, bellen ihn die Hunde
  • «تازی كه پير شد، از آهو حساب می‌برد.»
  • Wer die bei Abend stiehlt, bringt sie bei Tag wieder
  • «مال بد بيخ ريش صاحبش.»
  • Wer will der Katze die Schelle umhängen
  • «زنگوله را كه به‌گردن گربه می‌اندازد؟»

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
اقبال لاهوری

جملاتی زیبا از اقبال لاهوری اندیشمند و شاعر مسلمان شبه قاره هند.

 

  • زندگی در صدف خویش گهر ساختن است ... عشق ازین گنبد دربسته برون‌تاختن است.
  • گرفتم که این جهان خاک و ما کف خاکیم - به ذره‌ذرهٔ ما درد جستجو ز کجاست؟
  • تپیدن و نرسیدن چه عالمی دارد - خوشا کسی که به‌دنبال محمل است هنوز.
  • میارا بزم بر ساحل که آنجا - نوای زندگانی نرم‌خیز است

به دریا غلت و با موجش درآویز - حیات جاودان اندر ستیز است.

  • عشق صیقل می‌زند فرهنگ را.

بود نقــــــش هستيــــم انگـــــاره ای/ نا قبــــولـــی ناکــــس نا کــــاره ای

عشق سوهان زد مـــــرا آدم شــــدم/ عالـــم کيـــــف و کـــم عالــم شــــدم

حرکـــت اعصاب گــردون ديــده ام/ در رگ مه گــردش خــون ديـــده ام

بهر انسان چشم من شبهــــا گريست / تــــا دريـــدم پـــرده اسرار زيســـت

از درون کــــارگــــاه ممکــــــــنات / برکشيــــدم ســـــر تقويــــم حيـــــات

من که اين شب را چون مه آراستـم / گـــرد پـــــای ملــــت بيــــضاستــــم

ملتـــــی در بـــاغ و راغ آوازه اش / آتـــش دلهـــا ســــرود تـــــــازه اش

ذره گشــت و آفــــتاب انبار کــــرد / خرمن از صد رومی و عطار کـــرد

آه گرمم رخت بـــر گردون کشم/ گــــرچه دودم از تـبار آتشـــــم

خامـه ام از همت فکـــر بلنـد/ راز اين نه پـــرده در صحرا فگنــــد

قطـــره تــاهمپـايـــــه دريــا شود/ زره از بــــاليــدگـی صحـرا شـــــود

شاعری زاين مثنوی مقصود نيست / بت پرستی بت گری مقصود نيسـت

هنـــــدی ام از پـــارسی بيگانــــه ام/ مـاه نــــو باشـم تهــــی پيمانـه ام

حسن انــــداز بيـــان از مــن مجـو / خوانسار و اصفهـــان از مـن مجـــو

گرچه هندی در عذوبت شکـر است / طرز گفتار دری شيرين تـر است

فکر من از جلوه اش مسحور گـشت / خامه من شاخ نخـل طــور گشت

پــــارســـی از رفعت انديـــشه ام / در خورد بافطــــرت انــــديشه ام

خرده برمينا مگير ای هوشمند/ دل بــــه ذوق خــــرده مينا ببند

ساحل افتاده گفت گرچه بسي زيستم/هيچ نه معلوم شد آه که من چيستم

موج ز خود رفته ای تيز خراميد و گفت/هستم اگر ميروم گر نروم نيستم

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
مارتین لوتر
جملاتی زیبا از مارتین لوتر (۱۴۸۳ - ۱۵۴۶)، بنیان‌گذار ِ پروتستانتیسم، مترجم انجیل به‌زبان آلمانی و یکی از رهبران رفورماسیون.

  • «آن چه قلبت در گرو اوست، همان خدای توست.»
  • «این بنده بی‌مقدار و این ذرهٔ ناچیز چگونه می‌توانم تصور کنم که فرزندان مسیح را به‌اسم نامبارک من نامگذاری کنند؟»
  • «برای کسی که از استعداد خداداد برخوردار است، بسی دشوار خواهد بود که دستخوش غرور نشود.»
  • «ترجمه واقعی آن است که باآنچه در زبان دیگری رایج است، تطابق داشته باشد.»
  • «جوانان نباید افسرده‌دل بلکه خوشحال و مسرور باشند. نسل جوان باید چشمهٔ شادی و شعف باشد.»
  • «جنب و جوش و تحرک مایه سلامتی است.»
  • «حکومتی که سرنگون شد، قوانینش هم با او سرنگون می‌شود.»
  • «صبرکن، تا یک کبوتر سرخ‌کرده بیاد دردهنت.»
    • مترادف فارسی: «هلو بیا گلو!»
  • «فقر در شهرها فراوان، اما فراوان تر از آن تنبلی است.»
  • «قلب سرشار از سرور، به همه چیز شادمانه می‌نگرد؛ قلب پر از غم، همه چیز را غمگنانه می‌بیند.»
  • «من اینجا ایستاده‌ام و کاری دگر نتوام کرد.»
    • مشابه فارسی:«مرد ثابت قدم آنست که از جا نرود// ور چه سر گشته بود گرد زمین همچو فلک»
  • «منع چو بیند، حریص تر شود انسان.»
  • «هرجور که میل توست ای پرنده کوچولو، یا بخور یا بمیر.»
    • مترادف فارسی: «یا به‌تشویش و غصه راضی شو// یا جگربند پیش زاغ بنه»
  • «هرکس که مورد هجوم لشکر غم قرار گیرد باید به‌صلاح خویش بکوشد تا هیچ وقت تنها نباشد.»
  • «هرکه در بیست‌سالگی از زیبایی برخوردار نباشد و در سی‌سالگی نیرومند و در چهل‌سالگی هوشمند و در پنجاه‌سالگی ثروتمند نباشد، امیدی براو نیست.»
    •  «نوش بادت آن شراب و بوسه و آواز رود//زیر رانت رخش رستم، مست از شعر و سرود// ابله‌است آن کـس که او را این سـه نیست!// گفت آن رُهبان «مارتن» نام، هنگام ورود»
  • «لذت دنیا زن و دندان بود// بی زن و دندان جهان زندان بود»

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
آرتور چارلز کلارک

جملاتی زیبا از آرتور چارلز کلارک مشهور به «آرتور سی. کلارک»، مخترع و نویسنده داستان‌های علمی-تخیلی، زادروز وی (۱۶ دسامبر ۱۹۱۷ (میلادی))در سامرست انگلیس می‌باشد.

 

  • «اکنون در نقطهٔ گذار دو دوران ایستاده‌ایم؛ پشتِ سَر، گذشته‌ای است که هیچگاه به آن باز نخواهیم گشت...اختراع موشک پایانی بود بر دورانی انزوایی یک میلیون ساله...کودکی گونهٔ ما به پایان رسیده و تاریخ آن‌گونه که می‌شناسیم‌اش آغاز شده‌است.»
  • «پشت هر انسانی که اکنون زنده است، ۳۰ روح ایستاده و این نسبتی است که بنابر آن تعداد مردگان بر زندگان پیشی می‌گیرد.»
  • «هر آموزگاری که بتوان آن را با یک ماشین جایگزین گردد، باید جایگزین شود!»
  • «شاید نقش ما در این سیاره این نیست که خدا را پرستش کنیم، بلکه این است که بسازیم‌اش.»
  • «برای آنکه حدود امکانات را کشف کنیم تنها راهش این است که آنها را پشت سر بگذاریم و به قلمرو غیر ممکن ها وارد شویم»
  • «اگر تنها یک چیز از تاریخ اختراعات و اکتشافات آموخته باشیم، آن این است که جسورانه‌ترین پیش‌بینی‌ها در طولانی مدت - و گاه حتی در کوتاه مدت - به شکل خنده‌داری محافظه‌کارانه به‌نظر می‌رسند.»
  • سه قانون کلارک :
    • «هرگاه دانشمندی برجسته، اما سالخورده بگوید چیزی ممکن است، به احتمال قریب به یقین درست گفته است. اما آنگاه که بگوید چیزی غیر ممکن است، به احتمال زیاد اشتباه می‌کند.»
    • «تنها راه کشف محدوده ممکن از غیر ممکن، کمی پیشروی از ممکن به درون غیر ممکن است.»
    • «هر فن‌آوری وقتی به حدی از پیشرفت برسد، دیگر نمی‌توان آن را از جادو تفکیک کرد.»

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
دکتر مارتین لوتر کینگ
جملاتی زیبا از دکتر مارتین لوتر کینگ (۱۵ ژانویه ۱۹۲۹ (میلادی) - ۴ آوریل ۱۹۶۸ (میلادی)). رهبر مذهبی و فعال حقوق مدنی سیاهپوستان آمریکایی و برندهٔ جایزهٔ صلح نوبل سال ۱۹۶۴.

 

«قدرت علمی ما از قدرت معنوی ما پیشی گرفته است. [اکنون] سلاح‌های هدایت‌شونده داریم و مردان هدایت‌نشده.»

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
جان اف. کندی
جملاتی زیبا از جان اف. کندی (زادهٔ ۲۹ می ۱۹۱۷ - درگذشتهٔ ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳) سی و پنجمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا بود.

  • «از کشورتان نپرسید که برایتان چه کرده است. از خودتان بپرسید که برای کشورتان چه کرده‌اید.»
  • «رمز موفقیت بیدار شدن است.»
+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
هلن آدامز کلر

جملاتی زیبا از هلن آدامز کلر، فعال اجتماعی ونویسندهٔ نابینای آمریکایی، (۲۷ ژوئن ۱۸۸۰ - اول ژوئن ۱۹۶۸ (میلادی))

  • «نابینا بودن یعنی جداشدن از اشیاء، ناشنوا بودن یعنی جدایی از انسان‌ها»
  • «امکان ندارد در سراسر دنیا ، و در تمام طول تاریخ ، کودکی را شادتر و ذوق زده تر از من، در آن روزی بیابید که برای اولین بار توانستم حرف بزنم. آن روز در رختخواب نشسته بودم. نزدیکی های غروب بود که این معجزه اتفاق افتاد. از شادی در پوست نمی‌گنجیدم. حالتم شبیه به‌حالت پرنده‌ای بود که تازه پر درآورده و دلش می‌خواهد به‌دنبال آفتاب پر بکشد، و از شدت شادی سردرگم شده‌است و نمی‌داند روی کدام شاخه بنشیند».
  • «به عمق نومیدی رسیده بودم و تاریکی چتر خود//بر همه چیز کشیده بود که عشق از راه رسید و// روح مرا رهایی بخشید.// فرسوده بودم و خود را به دیوار زندانم می‌کوبیدم.// حیاتم تهی از گذشته و عاری از آینده بود و مرگ// موهبتی بود که مشتاقانه خواهانش بودم.// اما کلامی کوچک از انگشتان دیگری ریسمانی شد// در دستانم، به آن ورطه پوچی پیوند خورد و قلبم با شور زندگی شعله ور شد.// معنای تاریکی را نمی‌دانم، اما آموختم که چگونه بر آن غلبه کنم.»
  • «من در آرزوی انجام خدمتی بزرگ و پرشکوه زندگی میکنم، اما مبرم‌ترین وظیفه من انجام خدمات کوچکی است که در کسوتی بزرگ و شکوهمند ظاهر شوند.»
  • «او زنده خواهد ماند و یکی از چند نام جاویدانی است که متولد شده‌اند اما نه برای مردن. روح او برای همیشه باقی می‌ماند و نسلها می‌توانند داستان‌های بسیاری را از زنی روایت کنند و بخوانند که به‌جهانیان نشان داد هیچ مرزی برای شجاعت و ایمان وجود ندارد.» سناتور لیستر هیل در مراسم تدفین هلن کلر

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
فِدِریکو فِلینی
جملاتی زیبا از فِدِریکو فِلینی، کارگردان و فیلمساز ایتالیایی، (۱۹۲۰ - ۱۹۹۳ (میلادی))

  • «تلویزیون یک نوع عفونت روحی است.»
  • «تنها رئالیست واقعی کسی است که خیال‌پرداز است.»
  • «چهره‌ها خواندنی‌های زندگی هستند.»
  • «در زندگی زناشوئی، کارگردانی و فیلمنامه به عهدهٔ شوهر و صدابرداری و گفتگوها به عهدهٔ زن است.»
  • «رُم گورستان بزرگی است که سرشار از زندگی است.»
  • «سانسور، نوعی آگهی تجارتی است که هزینهٔ تبلیغ آن به عهدهٔ دولت است.»
  • «سینما چیزی نیست جز رؤیا، رؤیایی که هرکدام از ما لحظه‌ای کوتاه پیش از خفتن و لحظه‌ای کوتاه پس از بیدار شدن، مشاهده‌اش می‌کنیم.»
  • «صدها سال تأدیب و تربیت کلیسای کاتولیک، حرص و ولعی سیری‌ناپذیر را در وجود مردان ایتالیائی نسبت به زنان برانگیخته است.»
  • «نقطه‌قوت زن‌ها در این است که تخیلات را واقعیت می‌پندارند.»
  • «هر انسانی سرانجام در شرایطی قرار خواهد گرفت که وجدانش از او سبقت بگیرد.»

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
امیلی جین برونته

جملاتی زیبا از امیلی جین برونته، شاعر و نویسندهٔ داستان ِ بلندی‌های بادگیر است. زادروز وی (۳۰ ژوئیهٔ ۱۸۱۸ (میلادی)) در ثورتن ِ یورکشایر می‌باشد. امیلی برونته، فقط سی‌سال داشت که بر اثر بیماری در روز (۱۹ دسامبر ۱۸۴۸ (میلادی)) در هاورث ِ یورکشایر درگذشت.

 

در ميانشان درنگ کردم، زير آسمان بی‌آزار، و به‌پروانگان چشم دوختم، که لابلای برگ و پونه‌های بيشه پرپر می‌زدند، و به‌سنبل کوهی چشم دوختم، و به‌باد ملايم گوش دادم که لای علف‌ها نفس می‌کشيد، و در عجب ماندم که آیا هرگز کسی می‌تواند برای خفتگان خاک آرام به‌خواب ناآرام بينديشد؟»

  • «ما به‌عرصهٔ دنیایی آزاد گام می‌نهیم که خواهران برونته به‌آفرینش آن قد برافراشتند.»
  • «عشق، به‌زیبایی سرخ‌گل‌های وحشی است؛ دوستی، مانند تیغ‌برگ‌های راج است و در برابر شکوه شکوفه‌های گل سرخ ناچیز. اما کدامین پایدارتر است؟»

 

+ نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
داگلاس نوئل آدامز
جملاتی زیبا از داگلاس نوئل آدامز، نویسنده انگلیسی، زادروز : (۱۱ مارس ۱۹۵۲ (میلادی)) در کمبریج انگلیس. او در تاریخ (۱۱ مه ۲۰۰۱ (میلادی)) در آمریکا، سانتاباربارا درگذشت.

  • «امروز باید پنج شنبه باشد. تاحالا هیچ وقت با پنجشنبه کنار نیامده‌ام.»
  • «خیلی‌ها به‌این نتیجه رسیدند که مرتکب اشتباه بزرگی شده‌اند زمانی‌که از درخت‌ها پائین آمدند، بعضی‌ها هم گفتند درخت‌ها راهی بودند که به‌ترکستان ختم می‌شدند، ما می‌بایستی اقیانوسیه را ترک نکنیم.»
  • «در ابتدا کهکشان خلق شد و این خیلی‌ها را عصبانی کرد و در همه‌جا به‌عنوان حرکتی نادرست ارزیابی می‌شد.»
  • «در ارزشیابی ِ فصل بهار اغراق شده است.»
  • «فرضیه‌ای وجود دارد که به‌این اصل معتقد است: اگر روزی کسی پیدا شود که از چند و چون وجود کهکشان پرده برگیرد، کهکشان بی‌درنگ ناپدید می‌شود و چیز عجیب و غریبی جانشینش می‌گردد.»
  •  

    + نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
    مولانا
    جملاتی زیبا از مولانا جلال‌الدین محمدبن شیخ بهاء‌الدین محمدبن حسین بلخی، مشهور به‌مولوی، زادروز وی برابر با (۶ ربیع‌الاول ۶۰۴ (هجری قمری)) در بلخ و در تاریخ (۵ جمادی‌الآخر ۶۷۲ (هجری قمری)) در قونیه درگذشت.

  • «آدمی فربه شود از راه گوش// جانور فربه شود ازحلق و نوش»
  • «آدمی مخفی است در زیر زبان// این زبان پرده‌است بر درگاه جان»
  • «آزمودم مرگ من در زندگی است// چون رهم زین زندگی، پایندگی است»
  • «آفت ادراک آن حال است و قال// خون به خون شستن محال است و محال»
  • «آب کم جو تشنگی آور بدست// تا بجوشد آبت از بالا و پست»
  • «آنچه اندر آینه بیند جوان// پیر اندر خشت بیند بیش از آن»
  • «از پی هر گریه آخر خنده ایست// مرد آخربین مبارک بنده ایست»
  • «از محبت، نار نوری می‌شود// وز محبت، دیو حوری می‌شود»
  • «ای خنک آن را که پیش از مرگ مرد// یعنی او از اصل این زر بوی برد// مـرگ تبدیلـی که در نـــوری روی// نه چنان مـرگی که در گـوری روی»
  • «ای که تو از ظلـم چاهی می‌کنی// از برای خـویش دامی می‌تنی»
  • «این جهان کوه‌است و فعل ما ندا// باز گردد این نداها را صدا»
  • «پا تهی گشتن به‌است از کفش تنگ// رنج قربت به که اندر خانه جنگ»
  • «پیش چشمت داشتی شیشه کبود// زان جهت عالم کبودت می‌نمود»
  • «پیش مؤمن کی بود این قصه خوار// قدر عشق گوش، عشق گوشوار»
  • «تا که احمق باقی است اندر جهان// مرد مفلس کی شود محتاج نان»
  • «تیغ دادن در کف زنگی مست// به که آید علم، ناکس را بدست»
  • «چون زخود رستی همه برهان شدی// چون که گفتی بنده‌ام سلطان شدی»
  • «چون که دندان تو را کرم اوفتاد// نیست دندان بر کنش ای اوستاد»
  • «خنک آن چشم که گوهر زخسی بشناسد// خنک آن قافله‌ای کو بودش دوست خفیر»
  • «در پس هر گـریه آخر خنده ایست// مـرد آخربین مبارک بنده ایست»
  • «دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر// کز دیـو و دد ملولم و انسانم آرزوست// گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما// گفت آن که یافت می‌نشود آنم آرزوست»
  • «دیگران چون بروند از نظر از دل بروند// تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی»
  • «زآنهمه بانگ و علا لای سگان// هیچ واماند ز راهی کاروان؟»
  • «سخـت گیــری و تعصـب خامـی است// تا جنینی کار خون آشــامـی است»
  • «شب غلط بنماید و مبدل بسی// دید صائب شب ندارد هرکسی»
  • «شتران مست شدستند، ببین رقص جمل// زاشتر مست که جوید ادب و علم و هنر»
  • «صـورت زیبا نمــی آید به کار// حرفی از معنی اگر داری بیار»
  • «ظالم آن قومی که چشمان دوختند// وز سخنها عالمی را سوختند»
  • «عاقبت جوینده یابنده بود// چونکه در خدمت شتابنده بود»
  • «عشقهایی کز پی رنگی بود// عشق نبود عاقبت ننگی بود»
  • «عقل از سودای او کور است و کر// نیست از عاشق کسی دیوانه‌تر»
  • «عقل اول راند بر عقل دوم// ماهی از سر گنده گردد نی ز دم»
  • «عقل، بند ِ رهروان و عاشقان است ای پسر// بند بشکن، ره عیان اندر عیانست ای پسر»
  • «عـقــل تا تدبیـر و اندیشه کند// رفته باشد عشــق تا هفتـــم سما// عـقــل تا جوید شتر از بهر حج// رفته باشد عشــق بر کــــوه صفا»
  • «کرد مـــردی از سخـــن دانی سؤال// حق و باطل چیست ای نیکومقال// گوش را بگرفت و گفت این باطل است// چشم حق است و یقینش حاصل است»
  • «گفت خر! آخر همی زن لاف لاف// در غریبـــی بس توان گفتن گزاف»
  • «گفت هان ای محتسب بگذار و رو// از برهنه کی توان بردن گرو»
  • «موی بشکافی به‌عیب دیگران// چو به‌عیب خود رسی کوری از آن»
  • «نردبان خلق این ما و من است// عاقبت زین نردبان افتادن است// هرکه بالاتر رود ابله تر است// کاستخوان او بتر خواهد شکست»
  • «آن یکی پرسید اشتر را که هی// از کجا می آیی ای اقبال پی// گفت از حمام گرم کوی تو// گفت خود پیداست از زانوی تو»
  • «هرکسی را بهـر کاری سـاختند// میل آنرا در دلـش انداختند»
  • «هرکه او بی مرشـدی در راه شد// او زغـولان گمره و در چاه شد// هرکه گیـرد پیشـه بـی اوستـا// ریشخندی شد به شهـر و روستا// کـار بی استـاد خواهـی ساختن// جاهلانه جان بخـواهــی باختن»
  • «هـرکه اول بین بود اعمی بود// هـرکه آخر بین چه با معنی بود// چشـم آخربین تواند دید راست// چشم اول بین غرور است و خطاست// هـرکه آخربین تر او مسعودتر// هـر که اول بین تر او مطرودتر// هـرکه اول بنگرد پایان کار// انـدر آخر او نگردد شرمسار// حکم چون بر عاقبت اندیشی است// پادشـاهی بنده درویشــی است»
  • «هرکه را نبض عشق می‌بجهد// گر فلاطون بود، تواش خر گیر// هر سری کو زعشق پر نبود// آن سرش را زدم مؤخر گیر»
  • «هیچ آییـنه دگر آهــن نشد// هیــچ نانی گنـدم خرمـن نشد// هیچ انگـوری دگر غوره نشد// هیـچ میـوه پخته باکوره نشد// پختـه گرد و از تغیـّر دور شو// رو چو برهـان محقق نور شو»
  •  

    + نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
    فردوسی
    جملاتی زیبا از حکیم ابولقاسم فردوسی، شاعر ایرانی و بزرگترین حماسه‌سرای ادب فارسی. زادروز وی درتاریخ (۳۲۹ - ۴۱۱ (هجری قمری)) در طوس می‌باشد.

  • «اگر پرنیان است خود رشته‌ای // و گر بار خار است خود کشته‌ای»
  • «ببخش و بخور هرچه آید فراز // بدین تاج و تخـت سپنجی مناز»
  • «بخور هرچه داری منه باز پس // تو رنجی، چرا باز ماند به‌کس»
  • «بخور هرچه داری به‌فردا مپای// که فردا مگر دیگر آیدش رای»
  • «بخور هرچه داری فزونی بده // تو رنجیده‌ای بهر دشمن منه»
  • «بدو گفت گوینده کای شهریار // به‌پالیز گل نیست بی‌رنج خار»
  • «برهنه چو زاید زمادر کسی // نباید که یازد به‌پوشش بسـی»
  • «به‌موبد چنان گفت دهقان سغد// که بر ناید از خانه باز جغد»
  • «پشیمانی آنگه نداردت سود // که تیغ زمانه سرت را درود»
  • «پیامی است از مرگ موی سفید // به‌بودن چه داری تو چندین امید»
  • «تو را خواسته گر زبهر تن است// ببخش و بدان کین شب آبستن است»
  • «تو را خورد بسیار بگزایدت // وگر کم خوری، روز بفزایدت»
  • «چو در انجمن مرد خامش بود// از آن خامشی دل به‌رامش بود»
  • «چو عیب تن خویش داند کسی// زعیب کسان برنگوید بسی»
  • «چو نیکی کنی نیک آید برت // بدی را بدی باشد اندر خورت»
  • «در آز باشد دل سفله مرد// بر سفلگان تا توانی مگرد»
  • «درختی که تلخ است وی را سرشت // گرش برنشانی به‌باغ بهشت// ور از جوی خلدش به هنگام آب// به‌بیخ، انگبین ریزی و شهد ناب// سرانجام گوهر به‌کار آورد// همان میوه تلخ بار آورد»
  • «دو شیر گرسنه‌است و یک ران گور// کباب آن کسی راست، کوراست زور»
  • «ز بهر بر و بوم و فرزند خويش// زن و کودک و خرد و پيوند خويش// همه سربه‌سر تن به‌کشتن دهيم// از آن به که کشور به‌دشمن دهيم// زخاکيم بايد شدن سوی خاک// همه جای ترس است و تيمار و باک// جهان سربه‌سر حکمت و عبرت است// چرا بهره ما همه غفلت است؟»
  • «زدانا تو نشنیدی این داستان// که برگوید از گفته باستان// که گر دو برادر نهد پشت پشت// تن کوه را باد ماند به‌مشت»
  • «زیان کسان از پی سود خویش // بجویند و دین‌داری آرند پیش»
  • «سخن رفتشان یک به‌یک هم زبان// که از ماست برما، بد آسمان»
  • «شبیخون نه‌کار دلیـران بود// نه‌آئین مـردان و شیران بود»
  • «فرستاده گفت ای خداوند رخش // به‌دشت آهوی ناگرفته مبخش»
  • «کسی را کجا کور شد رهنمــون // بماند به‌راه دراز اندرون»
  • «کسی را که کاهل بود گنج نیست// که اندر جهان سود بی‌رنج نیست»
  • «کسـی کو فروتن‌تر او رادتر// دل دوستانش از او شادتر»
  • «که بر انجمن مرد بسیارگوی// بکاهد به‌گفتار خویش آبروی»
  • «که چون کاهلی پیشه گیرد جوان// بماند منش‌پست و تیــره‌روان»
  • «که گاهی سکندر بود گاه فور// گهی درد و خشم است و گه جشن و سور»
  • «مرا دخل و خورد ار برابر بدی// زمانه مرا چون برادر بدی»
  • «مگوی آن سخن کاندر آن سود نیست// کز آن آتشت بهره جز دود نیست»
  • «نباشـد فراوان خورش تندرست// بزرگ آنکه او تندرستی بجست»
  • «نگر تا چه کاری همان بدروی// سخن هرچه گویی همان بشنوی»
  • «نگه کن که دانای ایـران چه گفت// بدان‌گه کـه بگشاد راز از نهفـت// که دشمن که دانا بود به ‌زدوست// ابا دشمن و دوست، دانش نکوست»
  • «هر آنکس که موی سیه شد سفید// به‌بودن نماند فراوان امید»
  • «هرآن‌گه که روز تو اندرگذشت// نهاده، همـی باد گردد به‌دشت»
  • «هم آن چیز کانت نیاید پسند// تن دوست و دشمن بدان درمبند»
  • یکی داستان زد بر این شهریار// که دشمن مدار ار چه خُرد است، خوار»
    • «بسی رنج بردم، بسی نامه خواندم// زگفتار تازی و از پهلوانی// به‌چندين هنر شصت وسه‌سال ماندم// که توشه برم زآشکار و نهانی// بجز حسرت و جز وبال گناهان// ندارم کنون از جوانی نشانی// به‌ياد جوانی کنون مويه آرم// براين بيت بوطاهر خسروانی// جوانی من از کودکی ياد دارم// دريغا جوانی! دريغا جوانی»
      • به‌نقل از: لباب‌الالباب - عوفی
    • «عروسی است می، شادی آيين او// که بايد خرد کرد کابين او// به‌روز آنکه باباده کشتی کند// فکنده شود گر درشتی کند// زدل برکشد می تف و دود و تاب// چنان چون بخار زمين آفتاب// چو عود است و چون بيد تن را گهر// می آتش که پيدا کند زو هنر// گهر چهره شد آينه چون نبيد// که آيد در او خوب و زشتی پديد// دل تيره را روشنايی می است// که را کوفت تن، موميايی می است// بدان می کند بددلان را دلير// پديد آرد از روبهان کار شير...»
    • «چه خوش گفت فردوسی پاک‌زاد// که رحمت برآن تربت پاک باد»
    • «سخنگوی پیشینه، دانای طوس// که آراست روی سخن چون عروس// در آن نامه کآن گوهر ِ سفته راند// بسی گفتنی‌های ناگفته ماند»
    + نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
    حافظ

    جملاتی زیبا از خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی، به تأیید اکثر محققین و کارشناسان شعر و ادب، بزرگترین شاعر غزل‌سرای ایرانی است. زادگاه و آرامگاه وی در شیراز است، (۷۱۶ - ۷۹۲ (هجری قمری)) برابر با (۲۶/۱۳۲۵ - ۹۰/۱۳۸۹ (میلادی))

    • «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است// با دوستان مروت، با دشمنان مدارا»
    • «از صدای سخن عشق نديدم خوش‌تر // يادگاری كه در اين گنبـد دوار بماند»
    • «بر در ميخانه رفتن كار يك‌رنگان بود// خودفروشان را به‌كوی می‌فروشان راه نيست»
    • «بشوی اوراق اگر هـم‌درس مايی// كه علم عشق در دفتر نباشد»
    • «به‌بانگ مطرب و ساقی اگر ننوشی می// علاج كی كنمت "آخرالدواء الكی"»
    • «به‌كوی عشـق منه بی‌دليل راه، قدم// كه من به‌خويش نمودم صد اهتمام نشد»
    • «به‌می‌پرستی از آن نقش خود بر آب زدم// که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن»
    • «بی پير مرو تو در خرابات// هرچند سكندر زمانی»
    • «بی‌خار گل نباشد و بی‌نیش، نوش هم// تدبیر چیست؟ وضع جهان این‌چنین فتاد»
    • «پيوند عمر بسته به‌موئی است هوش دار// غم‌خوار خويش باش غم روزگار چيست؟»
    • «حافظ! از باد خزان در چمن دهر مرنج// فکر معقول بفرما، گل بی‌خار کجاست؟»
    • «حسنت به‌اتفاق ملاحت جهان گرفت// آری به‌اتفاق، جهان می‌توان گرفت»
    • «در اين زمانه رفيقی كه خالی از خلل است// صراحی می ناب و سفينه غزل است»
    • «در بيابان گر به‌شوق كعبه خواهی زد قدم// سرزنش‌ها گر كند خار مغيلان غم‌مخور»
    • «در كوی ما شكسته‌دلی می‌خرند و بس// بازار خود‌فروشی از آن‌سوی ديگر است»
    • «دریغ و درد كه تا اين زمان ندانستم// كه كيميای سعادت رفيق بود، رفيق»
    • «زين سرزنش كه كرد تو را دوست حافظا// بيش از گليم خويش مگر پا كشيده‌ای؟»
    • «سالها دل طلب جام جم از ما می‌كرد// آن‌چه خود داشت زبيگانه تمنا می‌كرد»
    • «سخن به‌نزد سخندان ادا مكن حافظ// كه تحفه، كس دُر و گوهر به‌بحر و كان نبرد»
    • «شراب لعل می‌نوشم من از جام زمردگون// که زاهد افعی وقت است، می‌سازم به وی کورش»
    • «فريب جهان قصه روشن است// سحر تا چه زايد شب آبستن است»
    • «فلك به‌مردم نادان دهد زمام امور// تو اهل دانش و فضلی همين گناهت بس»
    • «قطع اين مرحله بی‌هم‌رهی خضر مكن// ظلمات است بترس از خطر گمراهی»
    • «كه بيند خير از آن خرمن كه ننگ از خوشه‌چين دارد// بلاگردان جان و تن دعای مستمندان است»
    • «محتسب خم شكست و من سر او// سن بالسن و الجروح قصاص»
    • «مرا به‌كشتی باده درافكن ای ساقی// كه گفته‌اند نكوئی كن و در آب انداز»
    • «مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد// که نهادست به هر مجلس وعظی دامی»
    • «نه عمر نوح بماند نه ملك اسكندر// نزاع بر سر دنيای دون مكن درويش»
    • «نيك‌نامی خـواهی ای‌دل، بابدان صحبت مدار// خودپسندی جان من برهان نادانی بود»
    • «هر‌آن‌كسی كه در اين حلقه نيست زنده به‌عشق// بر او نمرده، به‌فتوای من نماز كنيد»
    • «هرگز نميرد آن‌كه دلش زنده شد به‌عشق// ثبت است بر جريده عالم دوام مـا»
    • «يارب مباد آن‌كه گدا معتبر شود// گر معتبر شود زخدا بی‌خبر شود»
    • «يا رب اين نو‌دولتان را بر خر خودشان نشان// كاين همه ناز از غلام و اسب و استر می‌كنند»
    • «ای حافظ، خود را با تو مقایسه‌کردن عجیب جنونی است! تو دریایی و در قبال تو ما قطراتی بیش نیستیم.»

     

    + نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
    سنایی

    جملاتی زیبا از حکیم ابوالمجد مجدودبن آدم سنایی مشهور به سنایی غزنوی از شاعران فارسی‌زبان و عارفان عالی‌قدر ایرانی است. زادروز وی (نیمه دوم قرن پنجم (هجری قمری)) در غزنین می باشد. حکیم سنائی غزنوی به تاریخ (۵۴۵ (هجری قمری)) در غزنین درگذشت.

    • «آن‌چنان زی که بمیری برهی// نه چنان زی که بمیری برهند»
    • «از تواضع بزرگوار شوی// و از تكبر ذليل و خوار شوی»
    • «از حسرت آن ديده چون ديده آهو// اين ديده نه‌درخواب نه‌بيدار چو خرگوش»
    • «اندر اين خاكدان فرسوده// هيچ كس را نبينی آسوده»
    • «اندر اين ره كه راه مردان است// هرکه خود را شناخت مرد آنست»
    • «ای به‌ديدار فتنه چون طاووس// وی به‌گفتار غرّه چون كفتار// عالمت غافلست و تو غافل// خفته را خفته كی كند بيدار»
    • «ای بی‌خبر از سوخته و سوختنی// عشق آمدنی بود نه‌آموختنی»
    • «اين مثل زد وزير با بهمــن// دوسـت نادان بتر زصـد دشمن// بشنو اين نكته را كه سخت نكوست// مار به دشمنت، كه نادان دوست»
    • «با بدان كم نشين كه در مانی// خوپذير است نفس انسانی»
    • «بودِ بسيارخوار بی‌نور است// از گلوبنده خواجگی دور است»
    • «پر خـوری، ژنده‌پيل باشی تو// كم خـوری، جبرئيل باشی تو»
    • «تو دست چپ در این معنی زدست راست نشناسی// کنون با این خری خواهی که اسرار خدا یابی»
    • «حايض او، من شده به‌گرمابه// ماهی او من طپيده در تابه»
    • «خادمانند نامشان كافور// ليك رخشان سيه‌تر از عنبر»
    • «خرمن خود را به‌دست خويشتن سوزيم ما// كرم پيله هم به‌دست خويشتن دوزد كفن»
    • «خور اندک فزون کند حلمت// خور بسیار کم کند علمت»
    • «در جستن نان آب رخ خويش مريزيد// در نار مسوزید روان از پی نان را»
    • «در دهان‌دار تا بود دندان// چون گرانی كند بكن دندان»
    • «دوستان را به‌گاه سود و زيان// بتوان ديد و آزمود توان»
    • «دوست گرچه دوصد، دويار بود// دشمن ار چه يكی، هـزار بود»
    • «دهخدا گفت ار نمكساری شود انبان كون// گوزهای بی‌نمك پراند اهل روستا»
    • «رشته تا يك‌تاست آنرا زور زالی بگسلد// چون دوتا شد عاجز آيد از گسستن زال زر»
    • «ستد و داد را مباش زبون// مرده بهتر كه زنده و مغبون»
    • «سوی دين هديه خدايش دان// آن‌كه ناخوانده آيدت مهمان»
    • «فرش تو در زیرپا اطلس و شعر نسیج// بیوهٔ همسایهٔ را دست شده آبله// او همه‌شب گرسنه، تو زخورش‌های خوب// کرده شکم چارسو، چون شکم حامله»
    • «قدر مردم سفر پديد آرد// خانهٔ خويش مرد را بند است// چون به‌سنگ اندرون بود گوهر// كس نداند كه قيمتش چنـد است»
    • «گرچه كژدم به‌نيش بگزايد// دارويی را هم او بكار آيد»
    • «گرگ را با میش کردن قهرمان باشد ز جهل// گربه را با پیه کردن پاسبان باشد خطا»
    • «مال دادی به‌باد چون تو همی// گِل به‌گوهر خری و خر به‌خیار»
    • «مرد عالی همـم نخواهد بنـد// سگ بود، سگ به‌لقمه‌ای خرسند»
    • «مرگ هديه است نزد داننده// هديه دان ميهمان ناخوانده»
    • «نان فروزن به‌آب ديدهٔ خويش// وز در ِ هيچ سـَفله شير مخواه»
    • «نشود مرد پردل و صُعلوك// پيش مامان و بادريسه و دوك// نشود كس به‌كنج خانه فقيه// كم بود مرغ خانگی را پيه// هركه او خورده‌است دود چراغ// بنشيند به‌كام دل به‌فراغ// : كی شود مایهٔ نشاط و سـرور// هـم در انگور شيره انگور// از برون مرد، مرد قوت دهد// دام در خانه، عنكبوت نهد// چه كنی در كنار مادر خو// آخر ای نازنين كم از دو دو»
    • «هركس كه برد به‌بصره خرما// برجهل خود او دهد گواهی»
    • «هست چون مار گـَرزه سیرت دهر// از برون نرم و از درون پرزهر»
    • «هيچ خودبين خدای‌بين نبود// مرد خودديده مرد دين نبود»
    • «هرکه او گشته، طالب مجد است// شفی او، راز ِ لفظ ِ بوالمجد است// شعرا را به‌لفظ مقصودم// زين قبل، نام گشت مجدودم// زآن‌که جد را به‌تن شدم بنيت// کرد مجدود ماضيم کنيت»
    • «عطار روح بود و سنائی دوچشم او// ما از پی سنائی و عطار آمدیم»
    • «گفت کسی خواجه‌سنایی بمرد// مرگ ِ چنین خواجه نه‌کاریست خرد// قالب خاکی به‌زمین بازداد// روح طبیعی به‌فلک واسپرد»

     

    + نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
    خیام

    جملاتی زیبا از حکیم ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری مشهور به عُمَر خیام از مشاهیر حکما و ریاضی‌دانان و یکی از مفاخر بزرگ ایران است. تاریخ تولد و وفات وی مورد اختلاف است و حدود سال‌های (۴۵۰ - ۵۳۰ (هجری قمری)) برآورد شده‌است.

    • «آنان‌که به‌حکمت در معنی سفتند// در ذات خداوند سخن‌ها گفتند// سر رشته‌ٔ اسرار ندانست کسی// اول زنخی زدند و آخر خفتند»
    • «آنان‌که کمال فضل و آداب شدند// در جمع کمال شمع اصحاب شدند// ره زین شب تاریک نبردند برون// گفتند فسانه‌ای و در خواب شدند»
    • «اجرام که ساکنان این ایوانند// اسباب تردد خردمندانند// هان تا سر رشته خرد گم نکنی// کانان‌که مدبرند سرگردانند»
    • «امروز تو را دسترس فـردا نیست// واندیشه فردات بجز سودا نیست// ضایع مکن این دم، ار دلت شیدا نیست// کاین باقی عمـر را بها پیــدا نیست»
    • «این چرخ و فلک که ما در او حیرانیم// فانوس خیال از او مثالی دانیم// خورشید، چراغ دان و عالم، فانوس// ما چون صوریم کاندر او حیرانیم»
    • «این کوزه چو من عاشق زاری بوده‌است// در بند سر زلف نگاری بوده‌است// این دسته که بر گردن او می‌بینی// دستیست که بر گردن یاری بوده‌است»
    • «تا کی غـم آن خورم که دارم یا نه// وین عمر به‌خوشدلی گذارم یا نه// پر کن قدح باده که معلومم نیست// کاین دم که فرو برم برآرم یا نه»
    • «چون عمر به‌سر رسد چه بغداد و چه بلخ// پیمانه که پـر شود چه شیرین و چه تلخ// می‌نوش که بعد از من و تو، ماه بسی// از سـَلخ به‌غـُره آید، از غره به‌سلخ»
    • «در خواب بدم، مرا خردمندی گفت// کزخواب کسی را گل شادی نشکفت// کاری چه کنی که با اجل باشد جفت// می‌خور که به‌زیر خاک می‌باید خفت»
    • «زاهد گوید که جنت و حور خوش است// من می‌گویم که آب انگور خوش است// این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار// کآواز دهل شنیدن از دور خوش است»
    • «قومی متفکرند اندر ره دین// قومی به‌گمان فتاده در راه یقین// می‌ترسم از آن‌که بانگ آید روزی کی بی‌خبران راه نه آن‌است و نه‌این»
    • «معشوق که عمرش چو غمم باد دراز// امروز تلطفی دگر کرد آغاز// برچـشم من افکند دمی چشم و برفت// یعنی که نکوئی کن و در آب انداز»
    • «هر ذره که بر روی زمینی بوده‌است// خورشیدرخی، زهره‌جبینی بوده‌است// گرد از رخ نازنین به‌آزرم فشان// کین هم رخ و زلف نازنینی بوده‌است»
    • «هرگز دل من ز علم محروم نشد// کم ماند زاسرار که معلوم نشد// هفتاد و دوسال فکر کردم شب و روز// مـعلومم شد که هیچ معلوم نشد»
    • «هریک‌چند یکی برآید که منم// بانعمت و باسیم و زر آید که منم// چون کارک او نظام گیرد، روزی // ناگاه اجل از کمین درآید که منم»
    • «دریاب که از روح جدا خواهی رفت//در پرده اسرار فنا خواهی رفت//می نوش ندانی ز کجا آمده ای//خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت»
    • «آئین ملوک عجم از گاه کی‌خسرو تا به‌روزگار یزدجرد شهریار که آخر ملوک عجم بود چنان بوده‌است که روز نوروز نخست کس از مردمان بیگانه موبد موبدان پیش ملک آمدی با جام زرین پرمی، و انگشتری و درمی و دیناری خسروانی و یک‌دسته خوید سبز رسته، و شمشیری و تیروکمان و دوات‌وقلم و استر و بازی و غلامی خوب‌روی، و ستایش نمودی و نیایش کردی او را به‌زبان پارسی به‌عبارت ایشان.»
    • «اردیبهشت ماه، این ماه را اردیبهشت نام کردند یعنی این ماه آن ماه است که جهان اندر وی به‌بهشت ماند از خرمی، و «ارد» به زبان پهلوی «مانند» بود و آفتاب اندر این ماه بر دور است بر برج ثور باشد و میانهٔ بهار بود.»
    • «جمشید در اول پادشاهی سخت عادل و خدای‌ترس بود و جهانیان او را دوست‌دار بودند و بدو خرم و ایزد تعالی او را فری و عقلی داده بود که چندین چیزها بنهاد و جهانیان را به‌زر و گوهر و دیبا و عطرها و چهارپایان بیاراست چون از ملک او چهارصد و اند سال بگذاشت دیو بدو راه یافت و دنیا در دل او شیرین گردانید، و دنیا در دل کسی شیرین مباد.»
    • «چون آفتاب به‌فروردین خویش رسید آن روز آفریدون به‌نو جشن کرد و از همهٔ جهان مردم گردآورد و عهدنامه نبشت و گماشتگان را داد فرمود و ملک بر پسران قسمت کرد.»
    • «خردادماه یعنی آن ماه است که خورش دهد مردمان را از گندم و جو و میوه، و آفتاب در این ماه در برج جوزا باشد.»
    • «فروردین ماه، به‌زبان پهلوی است، معنیش چنان باشد که این آن ماه است که آغاز رستن نبات در وی باشد و این ماه مر برج حمل راست که سرتاسر وی آفتاب اندر این برج باشد.»
    • «و عادت ملوک عجم و ترک و روم که از نژاد آفریدون‌اند چنان بودست که اگر پادشاهی سرایی مرتفع بنا افکندی یا شهری یا دیهی یا رباطی یا قلعه، یا رودی براندی و آن بنا در روزگار او تمام نشدی پسر او آن‌کس که به‌جای او بنشستی برتخت مملکت چون کار جهان بر وی راست گشتی بر هیچ‌چیز چنان جد ننمودی که آن بنای نیم‌کردهٔ آن پادشاه تمام کردی یعنی تا جهانیان بدانند که ما نیز بر آبادان کردن جهان و مملکت همچنان راغبیم.»
    • «هوشنگ نهصد و هفتادسال پادشاهی راند و دیوان را قهر کرد و آهنگری و درودگری، بافندگی پیشه آورد و انگبین از زنبور و ابریشم از پیله بیرون آورد و جهان به خرمی بگذاشت و به‌نام نیک از جهان بیرون شد.»
    • گرفتار روزگاری هستیم که اهل علم فقط عدهٔ کمی، مبتلی به هزاران رنج و محنت، باقی مانده، که پیوسته در اندیشهٔ آنند که غفلتهای زمان را فرصت جسته به تحقیق در علم و استوارکردن بپردازند.

     

    + نوشته شده در چهارم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
    نظامی گنجه‌ای
    جملاتی زیبا از الیاس بن یوسف نظامی گنجه‌ای، شاعر، داستان‌سرا و رمزگوی سده ششم ایران، حدود (۵۳۷ - ۶۰۸ (هجری قمری))در گنجه. آرامگاه وی در باکو می‌باشد.

    # «آینه نقش تو چو بنمود راست// خود شکن، آئینه شکستن خطاست» 
    # «از کجی افتی به‌کـم و کاستــی// از همه غم رستی تو اگر راستی»
    # «تا ندهندت مستان، گر وفاست// تا ننیوشند مگو، گر دعاست»
    # «جای دو شمشیر نیامی که دید// بزم دو جمشید مقامی که دید»
    # «دشمن خـُرد است بلایی بزرگ// غـفلت از آن است خطایی بزرگ»
    # «دشمـن دانا که غــم جان بود// بهتر از آن دوست که نادان بود»
    # «کم خور و بسیاری راحت نگر// بیش خور و رنج جراحت نگر»
    # «کیسه بُرانند در این رهگذر// هرکه تهی‌کیسه‌تر آسوده‌تر»
    # «هردم از این باغ بری می‌رسد// تازه‌تر از تازه‌تری می‌رسد»
    # «گل زکجی خار درآغوش یافت// نیشکر از راستی آن نوش یافت»
    # «اگر صدسال مانی ور یکی روز// بباید رفت از این کاخ دل‌افروز»
    # «به‌خود گفتا جواب است این، نه جنگ است// کلوخ انداز را پاداش سنگ است»
    # «به‌صبر از بند گردد مرد، رسته// که صبر آمد کلید کار بسته»
    # «به‌قدر شغل خود باید زدن لاف// که زردوزی نداند بوریا باف»
    # «جوانی گفت: پیری را چه‌تدبیر// که یار از من گریزد، چون شوم پیر// جوابش داد پیر نغزگفتار// که در پیری تو خود بگریزی از یار»
    # «چو آن گاوی که از وی شیر خیزد// لگد در شیر کوبد تا بریزد»
    # «چو در موی سیاه آمد سپیدی// پدید آمد نشان ناامیدی»
    # «چه‌خوش گفتا نهاوندی به‌طوسی// که مرگ خر بود سگ را عروسی»
    # «چه‌نیکو داستانی زد هنر(خرد)مند// هلیله با هلیله، قند با قند»
    # «دودلبر داشتن از یک دلی نیست// دودل بودن طریق عاقلی نیست»
    # «سگ تازی که آهوگیر گردد// بگیرد آهویش، چون پیر گردد»
    # «عروسی دید زیبا جان در او بست// تنوری گرم حالی نان در او بست»
    # «کسی کز عشق خالی شد فسرده‌است// گرش صد جان بود بی‌عشق مرده‌است»
    # «منه دل برجهان کین سرد ِ ناکس// وفاداری نخواهد کرد باکس»
    # «نهنگ آن به که در دریا ستیزد// کز آب خرد ماهی خرد خیزد»
    # «هوائی معتدل، چــون خوش نخندیم// تنوری گـرم، چــون نان در نبندیم»
    # «یک امشب را صبوری کرد باید// شب آبستن بود تا خود چه زاید»
    # «آن‌جا که بزرگ بایدت بود// فـرزندی کس نداردت سـود// چون شیر به‌خود سپه‌شکن باش// فرزند ِ خصال خویشتن باش»
    # «آن‌کس که زشهر آشنائی است// داند که متاع ما کجائی است»
    # «از صحبت پادشه بپرهیز// چون پنبه نرم زآتش تیز»
    # «بااین‌که سخن به‌لطف آبست// کم‌گفتن ِ هرسخن صوابست// آب ارچه همه زلال خیزد// از خوردن پر، ملال خیزد//کم گوی و گزیده گوی چون در// تا زاندک تو جهان شود پر// لاف از سخن چو در توان زد// آن خشت بود که پر توان زد»
    # «پراکندگی از نفاق خیزد// پیروزی از اتفاق خیزد»
    # «چون قامت ما برای غرق است// کوتاه و دراز را چه فرق است»
    # «در چین، نه همه حریربافند// گه حله، گهی حصیر بافند»
    # «دیویست جهان، فرشته صورت// در بند هلاک تو، ضرورت»
    # «عمری که بناش بر زوال است// یک‌دم بود ار هــزارسال است»
    # «غافل منشین، نه وقت ِ بازیست// وقت هنر است و سرفرازیست// دانش طلب و بزرگی آموز// تا، به نگرند روزت از روز»
    # «گر دل دهی ای پسر بدین پند// از پند پدر شوی برومند»
    # «می‌کوش به‌هر ورق که خوانی// کان دانش را تمام دانی// پالان‌گریی به‌غایت خوب// بهتر زکلاه‌دوزی بد// گفتن زمن، از تو کاربستن// بی‌کار نمی‌توان نشستن»
    # «نیکی بکن و به‌چه درانداز// کز چه به‌تو روی برکند باز»
    # «یک‌دسته گل دماغ پرور// از خرمن صد گیاه بهتر»
    # «ابر بی‌آب چند باشی، چند// گرم داری تنـور، نان دربنـد»
    # «بختم از دور گفت کای نادان// لیس قریه وراء عبادان»
    # «بدگهر با کسی وفا نکند// اصل بد در خطا، خطا نکند»
    # «به‌قناعت کسی که شاد بود// تا بود محتشم نهاد بود// وآن‌که باآرزو کند خویشی// اوفتد عاقبت به‌دورویشی»
    # «پادشاه آتشی است کز نورش// ایمن آن شد که دید از دورش»
    # «پادشاهان که که کینه‌کش باشند// خون کنند آن‌زمان که خوش باشند»
    # «پیش از آن کت برون کنند زدِه// رخت برگاو و بار برخر نه»
    # «تا جوانی و تندرستی هست// آید اسباب هر مراد به‌دست»
    # «خانه در کوچه‌ای مگیر به‌مزد// که در آن کوچه، شحنه باشد دزد»
    # «در دوچیز است رستگاری مرد// آن‌که بسیار داد و اندک خورد»
    # «در گِل شوره دانه افشانی// بر نیارد مگر پشیمانی// در زمینی درخت باید کِشت// کاورد میوه‌ها چو باغ بهشت»
    # «رقص مرکب مبین که رهوارست// راه بین تا چگونه دشوارست»
    # «زشت باشد که پیش چشمهٔ نوش// در گشاید دکان سرکه فروش»
    # «سگ بر آن آدمی شرف دارد// که چو خر دیده بر علف دارد»
    # «شاه اگر مست، خصم هشیار است// شحنه گر خفت، دزد بیدار است»
    # «شیر از آن، پایه بزرگی یافت// که سر از طوق سرپرستی تافت»
    # «صبرکردن شبی، محالی نیست// آخر امشب شبیست، سالی نیست»
    # «قدر اهل هنر کسی داند// که هنرنامه‌ها بسی خواند// آن‌که عیب‌ از هنر نداند باز// زو، هنرمند کی پذیرد ساز»
    # «کژدم از راه آن‌که بدگهر است// ماندنش عیب و کشتنش هنر است»
    # «کیست کز عاشقی نشانش نیست// هرکه را عشق نیست جانش نیست»
    # «گرکنی صدهزار بازی ِ چست// نخوری بیش ازآن‌که روزی ِ تست»
    # «نان مخور پیش ناشتا، مَنِشان// ور خوری، جمله را به‌خوان بنشان»
    # «نشود آب، جز به‌آتش گرم// جز به‌آتش، نگردد آهن نرم»
    # «وآن‌که پی برسخن نداند برد// گر بزرگ است، زود گردد خرد»
    # «هر عمارت که زیر افلاک است// خاک برسر کنش که خود خاک است»
    # «هرکسی در بهانه تیزهش است// کس نگوید که دوغ من ترش است»
    # «هرکه آبی خورد که بنوازد// در وی، آب دهن نیندازد»
    # «هرکه آید در این سپنج ‌سرای// بایدش بازرفتن از سر ِ پای// در وی، آهسته رو که تیزهشست// دیرگیر است، لیک زودکش است»
    # «هرکه در کار سخت‌گیر شود// نظم کارش خلل‌پذیر شود»
    # «هفت‌رنگ است زیر هفت‌اورنگ// نیست بالاتر از سیاهی رنگ»
    # «همه عالم تن است و ایران دل// نیست گوینده زین قیاس خجل»
    # «یادگاری کز آدمی‌زاد است// سخن است آن‌، دگر همه باد است»
    # «اگر نیکم و گر بدم در سرشت// قضای تو این نقش در من نبشت»
    # «به‌بی‌دیده نتوان نمودن چراغ// که جز دیده را دل نخواهد به باغ»
    # «به‌مردم درآمیز اگر مردمی// که با آدمی خوگرست آدمی»
    # «به‌هندوستان پیری از خر فتاد// پدرمرده‌ای را به‌چین گاو زاد»
    # «به‌هنگام سختی مشو ناامید// که ابر سیه بارد آب سپید»
    # «جهان شربت هریک از یخ سرشت// به‌جز شربت ما که بریخ نوشت»
    # «چو از ران خود خورد باید کباب// چه گردم به‌دریوزه چون آفتاب»
    # «چو باد خزانی درآید به‌باغ// زمانه دهد جای بلبل به‌زاغ»
    # «چو در کشت و کار جهان بنگریم// همه، ده کشـاورز یک‌دیگریم»
    # «چو شد جامه بر قد فرزند راست// نباید دگر مهر فرزند خواست»
    # «چه‌باید هراسیدنت زآن‌کسی// که دارد هم از خانه دشمن بسی»
    # «چه خوش گفت فرزانهٔ پیش بین// زبان گوشتین است و تیغ آهنین»
    # «حسابی که فرمـود رای بلنـد// کــس از پیش بینی نبیند گزند»
    # «خران را کسی در عروسی نخواند// مگر وقت آن، کآب و هیزم نماند»
    # «خروسی که بی‌گه نوا برکشد// سرش را پگه باز باید برید»
    # «دلا تا بزرگی نیاری به‌دست// به‌جای بزرگان نشاید نشست»
    # «دو دل یک شود بشکند کوه را// پراکندگی آرد انبوه را»
    # «دوشیر گرسنه‌است و یک ران ِ گور// کباب آن‌کسی‌راست، کوراست زور»
    # «زباغی که پیشینیان کاشتنـد// پس‌آیندگان میوه برداشتند»
    # «سبویی که سوراخ باشد نخست// به‌موم و سریشم نگردد درست»
    # «سخن تا نپرسند لب بسته‌دار// گهر نشکنی، تیشه آهسته‌دار»
    # «شنیدم زپیران دینار سنج// که زر، زر کشد در جهان، گنج، گنج»
    # «فلک نیست یکسان هم‌آغوش تو// طرازش دررنگ است بردوش تو// گهت چون فرشته بلندی دهد// گهت با ددان دست‌بندی دهد»
    # «کلاغی تک کبک درگوش کرد// تک خویشتن را فراموش کرد»
    # «که بسیار ناید بر ِ اندکی// یکی بر صد آید، نه صد بریکی»
    # «که خرگوش هر مرز را بی‌شگفت// سگ آن ولایت تواند گرفت»
    # «مخور جمله، ترسم که دیر ایستی// به‌پیرانه سر بد بود نیستی»
    # «مخور غم به‌صیدی که ناکرده‌ای// که یخنی بود هرچه ناخورده‌ای»
    # «مکش جز به‌اندازه خویش، پای// که هر گوهری را پدید است جای»
    # «میفکن کول، گرچه خوار آیدت// که هنگام سرما به‌کار آیدت»
    # «نه انجیر شد نام هر میوه‌ای// نه مثل زبیده‌است هر بیوه‌ای»
    # «همانا که پیوند شاه آتش است// به‌آتش در، از دور دیدن خوش است»
    + نوشته شده در سوم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
    رودکی
    جملاتی زیبا از رودکی، جعفربن محمدبن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی، (قرن سوم - ۳۲۹ (هجری قمری)) در رودک.
    • «اندر بلای سخت پدید آید// فضل و بزرگواری و سالاری»
    • «تا جهان بود از سر آدم فـراز// کـس نبود از راه دانش بی‌نیـاز// مـردمان بخرد اندر هــر زمان// راه دانش را به‌هرگونه زبان// گـرد کردند و گرامـی داشتنـد// تا به‌سنگ اندر، همی بنگاشتند// دانش اندر دل چراغ روشن است// وز همه بد بر تن تو جوشن است»
    • «چرا عمر کرکس دوصد سال، ویحک// نماند زسالی فزونتر پرستـو»
    • «شو تا قیامت آید زاری کن// کی رفته را به‌زاری باز آری»
    • «هرکه نامخت از گذشت ِ روزگار// هیچ ناموزد زهیچ آموزگار»
    • «یکی آلوده‌ای باشد که شهری را بیالاید// چو در گاوان یکی باشد که گاوان را کند ریخن»
    • «باد سحری گذر به کویت دارد// زان بوی بنفشه راز مویت دارد// در پیرهن غنچه نمی‌گنجد گل// از شادی آن‌که رنگ رویت دارد»
    • «باد و ابر است این جهان، افسوس// باده پیش‌آر، هرچه باداباد»
    • «بس که بر گفته پشیمان بوده‌ام// بس که بر ناگفته شادان بوده‌ام»
    • «به‌چشمت اندر بالار ننگری تو به‌روز// به‌شب به‌چشـم کسان اندرون ببینی کاه»
    • «زآنست قوی شیر به‌گردن که به‌هرکار// از خود به‌تن خویش رسولست و فرسته»
    • «زندگانی چه کوته و چه دراز// نه به‌آخـر بمـُـرد باید باز// هــم به چنبر گذار خواهد بود// این رسن را اگر چه هست دراز»
    • «زمانه پندی آزاده‌وار داد مرا// زمانه را چو نکو بنگری همه پند است// به‌روز نیک کسان تا تو غم نخوری// بسا کسا که به‌روز تو آرزومند است.»
    • «روی به‌محراب نهادن چه‌سود// دل به‌بخارا و بتان طراز// ایزد ما، وسوسه عاشقی// از تو پذیرد، نپذیرد نماز»
    • «شاد زی با سیاه‌چشمان، شاد// که جهان نیست جز فسانه و باد»
    • «میلفنج دشــمن که دشمن یکی// فزون است و دوست ار هزار، اندکی»
    • «نیک بخت آن کسی که داد و بخورد// شوربخت آنکه او نخورد و نداد»
    • «قالب خاکی سوی خاکی فکند// جان و خرد سوی سماوات برد// در سفر افتد به همه ای عزیز// مروزی و رازی و رومی و کرد»

     

    + نوشته شده در سوم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
    سعدی
    جملات زیبا از شیخ سعدی از مهمترین شاعران و نویسندگان فارسی زبان، (۶۰۶ - ۶۹۴ (هجری قمری)) برابر با (۱۱۹۰ - ۱۲۸۳ (میلادی)) در شیراز.
    • «اندیشه کردن که چه گویم، به‌از پشیمانی خوردن که چرا گفتم»
    • «اول اندیشه وانگهی گفتار// پای‌بست آمده‌است و پس، دیوار»
    • «اگر بمرد عدو، جای شادمانی نیست// که زندگانی ما نیز جاودانی نیست»
    • «اگر دانش به روزی بر فزودی// زنادان تنگ روزی تر نبودی»
    • «اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی// برآورند غلامان او درخت از بیخ// به‌پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد// زنند لشکریانش هزار مرغ به‌سیخ»
    • «بنی‌آدم اعضای یک‌دیگرند// که در آفرینش زیک گوهرند// چو عضوی به‌درد آورد روزگار// دگر عضوها را نماند قرار// تو کز محنت دیگران بی‌غمی// نشاید که نامت نهند آدمی»
    • «درویش و غنی، بنده این خاک درند// وآنان‌که غنی‌ترند، محتاج‌ترند»
    • «ظالمی را خفته دیدم نیم روز// گفتم این فتنه‌است خوابش برده به// وآنکه خوابش بهتر از بیداری است// آن چنان بدزندگانی، مرده به»
    • «عاقبت گرگ‌زاده گرگ شود// گرچه با آدمی بزرگ شود»
    • «کیمیاگر به‌غصه مرده و رنج// ابله اندر خرابه یافتـه گنج»
    • «مسکین خر اگر چه بی‌تمیز است// چون بار همی برد عزیز است// گاوان و خران بار بردار// به زآدمیان مردم‌آزار»
    • «اندرون از طعام خالی دار// تا در او نور معرفت بینی// تهی از حکمتی به علت آن// که پری از طعام تا بیتی»
    • «پارسا بین که خرقه در بر کرد// جامهٔ کعبه را جل خر کرد»
    • «پای در زنجیر، پیش دوستان// به، که با بیگانگان در بوستان»
    • «زاهد که درم گرفت و دینار// زاهدتر از او یکی به‌دست آر»
    • «هرکه عیب دگران پیش تو آورد و شمرد// بی‌گمان عیب تو نزد دگران خواهد برد»
    • «به‌نان خشک قناعت کنیم و جامه دلق// که بار محنت خود به، که بار منّت خلق»
    • «خوردن برای زیستن و ذکرکردن است// تو معتقد که زیستن از بهر خوردن است»
    • «شد غلامی که آب جوی آرد// جوی آب آمد و غلام ببرد// دام هربار ماهی آوردی// ماهی این‌بار رفت و دام ببرد»
    • «فضل و هنر ضایع است تا ننمایند// عود بر آتش نهند و مشک بسایند»
    • «گربه مسکین اگر پر داشتی// تخم گنجشک از زمین برداشتی»
    • «گفت چشم تنگ دنیا دوست را// یا قناعت پر کند یا خاک گور»
    • «گوش تواند که همه عمر وی// نشنود آواز دف و چنگ و نی// دیده شکیبد زتماشای باغ// بی‌گل و نسرین به‌سر آرد دماغ// ور نبود بالش آکنده پر// خواب توان کرد خزَف زیر سر// ور نبود دلبر هم‌خوابه پیش// دست توان کرد در آغـوش خــویش// این شکم بی‌هنر پیچ پیچ//صبر ندارد که بسازد به‌هیـچ»
    • «هرکه نان از عمل خویش خورد// منت از حاتـم طائی نبرد»
    • «هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای‌پوشی نداشتم، به‌جامع کوفه درآمدم دلتنگ، یکی را دیدم که پای نداشت، سپاس حق بجای و بر بی‌کفشی صبر کردم: مرغ بریان به‌چشم مردم سیر// کم‌تر از برگ تره بر خوان است// وآن‌که را دستگاه و قدرت نیست// شلغم پخته، مرغ بریان است»
    • «منجمی به‌خانه درآمد، یکی مرد بیگانه را دید با زن او به‌هم نشسته، دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب خاست. صاحب‌دلی که براین واقف بود گفت: تو بر اوج فلک چه‌دانی چیست// که ندانی که در سرایت کیست»
    • «اگر خود هفت سبع از بر بخوانی// چو آشفتی، الف، ب، ت ندانی»
    • «کسی به‌دیده انکار اگر نگاه کند// نشان صورت یوسف دهد به‌ناخوبی// وگر به‌چشم ارادت نظر کنی در دیو// فرشته‌ایت نماید به‌چشم، کروبی»
    • «گر تضرع کنی و گر فریاد// دزد، زر بازپس نخواهد داد»
    • «یکی کرده بی‌آبروئی بسی// چه‌غم دارد از آبروی کسی// بسا نام نیکوی پنجاه سال// که یک نام زشتش کند پای‌مال»
    • «ای که مشتاق منزلی، مشتاب// پند من کار بند و صبر آموز// اسب تازی دوتک رود به‌شتاب// و اشتر آهسته می‌رود شب و روز»
    • «زن جوان را اگر تیری در پهلو نشیند به که پیری.»
    • «شنیده‌ام که در این روزها کهن پیری// خیال بست به‌پیرانه سر که گیرد جفت// بخواست دخترکی خوب‌روی، گوهرنام// چو درج گوهرش از چشم مردمان بنهفت// چنان‌که رسم عروسی بود، تماشا بود// ولی به‌حمله اول عصای شیخ بخفت// کمان کشید و نزد برهدف که نتوان دوخت// مگر به‌خامه فولاد جامه هنگفت»
    • «وفاداری مدار از بلبلان چشم// که هردم بر گلی دیگر سرایند»
    • «برو شادی کن ای یار دل‌افروز// غم فردا نشاید خورد امروز»
    • «چو دخلت نیست خرج آهسته‌تر کن// که می‌گویند ملاحان سرودی// اگر باران به‌کوهستان نبارد// به‌سالی دجله گردد خشک‌رودی»
    • «خر عیسی گرش به‌مکه برند// چون بیاید، هنوز خر باشد»
    • «اگر صـد ناپسند آید زدرویش// رفیقانش یکی از صد ندانند// وگر یک بذله گــوید پادشاهی// از اقلیمی به‌اقلیمی رسانند»
    • «فرشته خوی شود آدمی به‌کم خوردن// وگر خورد چو بهایم بیوفتد چو جماد»
    • «هرکه در خردیـش ادب نکنند// دربزرگی فلاح از او برخاست// چوب تررا چنان‌که خواهی پیچ// نشود خشک، جز به‌آتش، راست»
    • «بدان را نیک دارید ای عزیزان// که خوبان خود عزیز و نیک روزند»
    • «بس قامت خوش که زیر چادر باشد// چون باز کنی مادرِ ِ مادر باشد»
    • «بلبلا! مژده بهار بیار// خبر بد، به‌بوم بازگذار»
    • «خلعت سلطان اگرچه عزیز است، جامه خلقان خود به‌عزت‌تر و خوان بزرگان اگرچه لذیذ است، خرده انبان خود به‌لذت تر.»
    • «دوستی با پیل‌بانان یا مکن// یا بنا کن خانه‌ای درخورد پیل»
    • «رحم آوردن بر بدان، ستم است بر نیکان؛ عفو کردن از ظالمان، جور است بر درویشان»
    • «سرکه از دسـت‌رنج خویش و تره// بهتر از نان دهخدا و بره»
    • «سنگ بدگوهر اگر کاسه زرین شکند// قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود»
    • «کهن‌جامه خویش پیراستن// به‌از جامهٔ عاریت خواستن»
    • «نه‌محقق بود نه‌دانشمنـد// چارپایی براو کتابی چند// آن تهی‌مغز را چه‌علم و خبر// که براو هیزم است یا دفتر»
    • «تنور شکم دم به‌دم تافتن// مصیبت بود روز نایافتن»
      • باب ششم، در قناعت
    • «جُوینی که از سعـی بازو خـورم// به‌از میده، بر خـوان ِ اهل ِ کرَم»
      • باب ششم، در قناعت
    • «دل، از بی‌مرادی به‌فکرت مسوز// شب آبستن است ای برادر به‌روز»
      • باب ششم، در قناعت
    • «گدا را کند یک درم سیم سیر// سلیمان به‌ملک عجم نیم‌سیر»
      • باب ششم، در قناعت
    • «من از بینوائی نی‌ام روی زرد// غم بینوایان رخم زرد کرد»
      • باب اول، در عدل و تدبیر و رای
    • «همه عمر برندارم سر از این خمار مستی// که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی// تو نه مثل آفتابی، که حضور و غیبت افتد// دگران روند و آیند و، تو هم‌چنان که هستی»
    • «آن دو شاخ گاو اگر خر داشتی// یک شکم در آدمی نگذاشتی»
    • «باآن‌که خصـومت نتوان کرد بساز// دستی که به‌دندان نتوان برد ببوس»
    • «پارسا باش و نسبت از خود کن// پارسازادگی ادب نبود»
    • «دادار که برما در قسمـت بگشـاد// بنیاد جهان چنان که بایست نهاد// آن‌راکه نداد از سببی خالی نیست// دانست سرو به‌خـر نمی‌باید داد»
    • «سخن در میان دو دشمن چنان گوی که چون دوست گردند شرم‌زده نگردی!»
    • «گرد نام پدر چه‌می‌گردی// پدر خویش باش اگر مردی»
    • «مکن ترک تازی، بکن ترک آز// به‌قدر گلیمت بکن پا دراز»
    • «نان خود با تره و دوغ زنـی// به، که بر خوان شه آروغ زنی»
    • «نظر کن در این موی باریک سـر// که باریک بینند اهل نظـر// چو تنهاست از رشته‌ای کم‌ترست// چو پر شد ز زنجیر محکم‌ترست»
    • «هرکه را در خاک غربت پای در گل ماند، ماند// گو دگر در خواب خوش بینی دیار خویش را»
    • «هرکه را زر در ترازوست، زور در بازوست.»

     

    + نوشته شده در سوم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
    خاقانی شروانی
    جملاتی زیبا از خاقانی شروانی، یکی از بزرگترین قصیده‌سرایان ایرانی است. زادگاه وی شروان و به تاریخ (۵۲۰ هجری قمری)است. او در سال (۵۹۵ هجری قمری) در تبریز درگذشت.
    • «آن مصر مملكت كه تو ديدی خراب شد// وآن نيل مكرمت كه شنيدی سراب شد»
    • «از مزاج اهل عالم مردمی كم جوی از آنك// هرگز از كاشانه كركس همايی برنخاست»
    • «باور نكردمی كه رسد سوی كوه، كوه// مـردم رسد به‌مردم باور بكردمی// كوهی بود تنم كه بدو كـوه غم رسيد// من مردمم چرا نرسيـدم به‌مردمی»
    • «جان صرف كند در آرزويم// گر خود همه شير مرغ جويم»
    • «خصم تو كور و تو آئينه// كور آئينه شناسد؟ هيهات»
    • «دورنگی ِ شب و روز ِ سپهر بوقلمون// پرند عمر تورا می‌برند رنگ و بها»
    • «همتت در جهان نمی‌گنجد// هفت دریا سـبو نمی‌دارد»
    • «خركی را به‌عروسی خواندند// خر بخنديد و شد از قهقهه سست// گفت من رقص ندانم به‌سزا// مطـربی نيز ندانم به‌درست// بهر حمالی خواننـد مرا// كآب نيكـو كشـم و هيـزم چست»
    • «شیر برفینم، نه‌آن شیری که بینی صولتم// گاو زرینم، نه‌آن گاوی که یابی عنبرم»
    • «نشاید بردن اندُه را به‌اندوه// نشاید کوفت آهن جز به‌آهن»
    • «وصل تو بی‌هجر توان ديدنی// گوشت جدا كی شود از استخوان.»
    • «ما بارگه داديم، اين رفت ستم برما// بر قصر ستم‌کاران گوئی چه‌رسد خزلان»
    • «نکهت حور است يا صفای صفاهان// جبهت جوز است يا لقای صفاهان// ديو رجيم، آن‌که بود دزد بيانم// گر دم طغيان زد از همای صفاهان// او به‌قيامت سپيدروی نخيزد// زانکه سيه بست برقفای صفاهان// اهل صفاهان مرا بدی زچه گويند// من چه خطا کرده‌ام بجای صفاهان...// کردهٔ ِ قصار، پس عقوبت حداد// اين "مثل" است آن ِ اوليای ِ صفاهان»
    • «کيست که پيغام من به‌سوی شروان برد// يک سخن ازمن بدان مرد سخندان برد// گويد خاقانيا! اين‌همه ناموس چيست// نه هرکه دو بيت گفت، لقب زخاقان برد»
    • «همی گفتم که خاقانی دريغا گوی من باشد// دريغا من شدم آخر دريغا گوی خاقانی»

     

    + نوشته شده در سوم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
    علی‌اکبر دهخدا

    جملاتی زیبا از علی‌اکبر دهخدا،پسر خان‌باباخان، علامه و پژوهش‌گر نامی، طنزنويس و روزنامه‌نگار چيره‌دست‚ لغت نويس توانا‚ آزادی خواه و ايران دوست بزرگ معاصر، در سال (۱۲۹۷ (هجری قمری)) در تهران زاده شد و در روز شنبه (هفتم اسفند ۱۳۳۴ (خورشیدی)) در سن هشتاد و سه‌سالگی درگذشت.

    • «آری این اوستا به‌هر نیرنگ// زیکی خم برآورد ده‌رنگ// زرد از او جوی و زعفرانی بین// سرخ از او خواه و ارغوانی بین// دهدت زین خم ار کند آهنگ// نیز بالاتر از سیاهی رنگ»
    • «آزادی اندیشه و قلم و زبان و مجامع و شغل و منزل و غیره موجب آبادی و عمران ممالک است.»
    • «از درختی که مام بالا رفت// دخت برشاخ نیز غیژد تفت// گفت و خوش گفت پیر برزیگر// این‌چنین دختـر آن‌چنان مادر// سـری آنسان سزای این پنجه// به‌چنان دیگ، لایق این کمچه»
    • «از گلستان جهان گفتم چه باشد سود، گفت//در بهار عمر، ز ازهار حقایق دسته‌ای»
    • «باقلا بار کردنت هوس است// پیش کن خر که کار زین سپس است»
    • «بزن دشمن اینک چو دانی زدن// چه ترسی که فردا چه‌خواهد شدن// بلرزیدش امروز دست نبرد// چو در فکر فردا فرو رفت مرد»
    • «تا امامت کند به‌عامی چند// همچو خود ریش گاو، خامی چند»
    • «تا بری زیر سایه بازش رخت// شاخه‌بُر بر میار بیخ درخت// بره خواهی و کشک و روغن و شیر// میش را پشم گیر، پوست مگیر»
    • «تا سرانگشت تعنت به‌سر مهر گذاری// حالیا پرده برافکن مه انگشت‌نما را»
    • «جامی است از زهر هلاهل تن تو// وان زهر درون جام ما و من و تو// بشکستن این، خرد و هبا گشتن آن// دانی چه‌بود جان پدر، مردن تو»
    • «چو فقر از در درون آید، برون شد عشق از روزن»
    • «خواه ردش کنی و خواه قبول// نیست غیر از بلاغ، کار رسول»
    • «در مکتب درد تا ملالش ندهند// دل را به‌کمال دل، مجالش ندهند»
    • «دنیا به‌امید برپاست، دنیا به‌امید قائم است.»
    • «دونوبت حذر در خور جنگ نیست// یکی روز مرگ و دوم روز زیست// چو در زینهار قضا خفت تن// به شب نیز بستر به میدان فکن// زبالین وگر مرگ برداشت سر// به‌سر گو دگر نازبالین مخر»
    • «رادمردان و احرار به‌واسطه عدم اعشاءِ به‌تحصیل یا جمع مال، غالبأ فقیر و بی‌چیزند.»
    • «ریش انبوه پر از اشپش و کک// زیر او اوفتاده تحت حنک// همچو آن توبره که آکنده// بند بر کلگی درافکنده»
    • «غول عادات را به‌بیگاری// خواجه تاشان گاو عصاری// بام تا شام در مشقت راه// شب همانجا که بامداد پگاه»
    • «فکر پایه عقل است.»
    • «گفتم از فیض وصل، خواهم زد// آتـش شــوق را مگر آبی// گفت خوابیست خوش ولی بیند// فیل خوابی و فیلبان خوابی»
    • «لیک از بهر نیک سنجیدن// صد شنیدن کجا و یک دیدن»
    • «همه قافله پس و پیشیم. مرگ به فقیر و غنی نگاه نمی‌کند. مرگ شتری است که به‌در هر خانه می‌خوابد، همه چیز چاره دارد جز مرگ.»
    • «آیا می‌توان تصور کرد که تشکیل حکومت‌های دمکراسی به‌معنی این بوده است که ظلم و تعدی‌های سلاطین جور را مشروع کند؟»
    • «اگر با سرنیزه می‌شد سلطنتی را حفظ کرد، سلطان عبدالحمیدها، نیکلاها، فاروق‌ها حالا برتخت خود مستقر بودند.»
    • «در جهاد شرایطی هست، لکن در دفاع - زن، بچه، عبد، مولی- همه باید دفاع کنند و نهضت ضداستعمار دفاع است.»
    • «در حکومت‌های عادله، یعنی حکومت‌های مشروطه و جمهوری، مبنای حکومت‌ها بر تقواست. تقوای دینی نه، تقوای مدنی.»
    • «عمیق‌ترین افکار عامه، همواره در ایران حکمفرما بوده و خواهد بود.»
    • «قیام مشروطه‌خواهی ما، قیام آزادی‌خواهی (به‌معنی اروپائی آن) نبود، نهضت استقلال‌طلبی بود؛ مقالات عروة‌الوثقی، قانون، پرورش، حبل‌المتین کلکته، کتاب ابراهیم‌بیک و غیره و غیره همه شاهدهای زنده این دعوی می‌باشند.»
    • «ما، از شاه تا گدا مهمان‌های چندروزه یا چندساله این مملکتیم، تنها خداوند متعال جاویدان است. این مملکت مال اخلاف ماست، همانطور که اجداد ما به‌ما سپردند ما باید به‌اخلاف خود بسپاریم. برای کامرانی چندروزه خود نباید راضی شویم که مورد نفرت معاصرین و نفرین و لعن فرزندان خود شویم.»
    • «نویسندگان بزرگ فرانسه به‌ملت فرانسه یادآوری کردند که نوعی حکومت در یونان قدیم بوده است که آن، حکومت مردم به‌مردم است و مردم فرانسه که از تعدی و مالیات‌های گزاف پی در پی به‌جان آمده بودند، انقلاب کردند، انقلابی که به‌آن افروخته شدن مشعل دمکراسی دنیا، می‌توان نام داد.»
    • «هیچ‌وقت درخت پرثمر استقلال و آزادی بی‌آشامیدن خون، بارور و برومند نشده است و من هزاربار بیشتر ترجیح می‌دهم که در راه استقلال و آزادی و آسایش مردم کشته شوم تا مانند عجزه در رخت‌خواب بیماری جان بسپارم.»

     

    + نوشته شده در سوم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
    امیرخسرو دهلوی
    جملاتی زیبا از امیرخسرو دهلوی، شاعر فارسی‌گوی هند، (۶۵۲ - ۷۲۵ (هجری قمری)) برابر با (۱۲۵۳ - ۱۳۲۴ (میلادی)) در دهلی.

  • «آب که میلش هـمه زی پستی است // در پُریش لاف زبردستی است// آب‌گهرهای کهن را مجوی// دُرّ چو کهن گشت شود زرد‌روی//زنده به‌مرده مشو ای نا‌تمام// زنده تو کن مرده خود را به‌نام//زنده کنِِِِِ مرده، مسیحافر است //وآنکه دم از مـرده بر‌آرد خر است//زنده که از مرده فضول وی است // مرده به‌از وی به‌قبـول وی است//از پدر مـرده مـلاف ای جــوان// گرنه سگی چون خوشی از استخوان//از هنر خویش گشا سینه را// مایه مـکن نسبت دیرینـه را»
  • «آتش چو به شعله بر‌کشد سر// چه هیزم خشک و چه گل تر»
  • «آدمی است از پی کاری بزرگ // گرنکند، اوست حماری بزرگ»
  • «آدمـیان را سخنی بس بود // گـاو بود کش خله در پس بود»
  • «آن دیو بود نه آدمیزاد// کز اندُه دیگران شود شاد»
  • «آن که به‌زندان جهالت گم است// هست گدا ورچه زرش صد خم است»
  • «آن که خود را شناخت نتواند// آفریننده را کجا داند»
  • «بود قطره آب، طوفان مور// به‌کم مایهٔ‌ای، ناقص آید به‌شور»
  • «به‌پای شمع شنیدم زقیچی پولاد// زبان سرخ سر سبز می‌دهد برباد»
  • «به دل ها، نیاز اوستادی قـوی است // کز او هر زمان صنعتـی را نوی است»
  • «چو بر خود نداری روا نشتری // مکش تیغ بر‌گردن دیگـری»
  • «خر ِ مانده کز ریش نالان بود// چه‌سود ار زدیباش پالان بود// چو کاهل بود نافه در خاستن // چه‌باید به‌خلخالش آراستـن»
  • «خریدار دُر گرچه باشد بسی // سفالینه را هم ستاند کسی»
  • «داشت شبانی رمه در کوهسار // پیر و جوان گشته از او شیرخوار// شیر که از بز به سبـو ریختی //آب در آن شیـر درآمیختی// بردی از آن آب طمـع هم به شیر // نقـره ستاندی چو زبرنا و پیر// روزی از آن کوه به‌صحرای خاک //سیل در‌آمـد رمـه را برد پاک// آن‌که جهان سوختهٔ شیر کرد// سوختـه شد ناگه ازآن شیر سرد// خواجه چو شد با‌غم و آزار جفت// کارشناسیش در‌آن حال گفت// کان‌همه آب تو که در شیر بود// شد همه سیل و رمـه را درربود// مرد شبان زان سخـن با‌شکوه// ماند سـرافکنده چو سیلاب کوه»
  • «در فتنه بستن، زبان بستن است // که گیتی به‌نیک و بد آبستن است// پشیمان زگفتار دیدم بسی// پشیمان نگشت از خموشی کسی»
  • «روز بی‌آبی آسیا از شاش موشی گردد// در گاه تنگی شبان از بز نر نیز دوشد»
  • «صد رحمـت ایزدی بر‌آن مـرد// کز کیسه خود بود جوانمرد»
  • «علم کـز اعمال نشانیش نیست // کالبدی دارد و جانیش نیست»
  • «کاردانی به‌کشوری نبود// که از آن کاردان‌تری نبود»
  • «گر رشته گسست میتوان بست // لیکن گرهیش در میان است»
  • «گفته‌اند آن‌چنان که باید گفت //از پس مرده بد نشاید گفت»
  • «لیکن آخر زنی و هیچ زنـی // نتوان داشت محرم سخنی// زن که در عقل باکمال بود// راز پوشیدنش محال بود»
  • «مردن آدمی به‌ناکامی// بهتر از زیستن به‌بدنامی»
  • «هفت و نُه این صنم عشوه‌ساز // عقل‌فریب آمد و بُرنانواز»
  •  

    + نوشته شده در سوم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
    ناصرخسرو قبادیانی
    جملات زیبا از ناصرخسرو قبادیانی، شاعر، فیلسوف و جهانگرد ایرانی، (۳۹۴ -۶۸۱ (هجری قمری))

    دیوان اشعار

    • «انگشت مكن رنجه به در كوفتن كس// تا كس نكند رنجه به در كوفتنت مشت»
    • «روزی زسر سنگ عقابی به‌هوا خاست// واندر طلب طعمه پر و بال بياراست// بر راستی بال نظر کرد و چنين گفت// امروز همه روی زمین زير پر ماست// بـر اوج فلک چون بپرم از نظـر تيز// می‌بينم اگر ذره‌ای اندر ته درياست// گر بر سر خـاشاک يکی پشه بجنبد// جنبيدن آن پشه عيان در نظر ماست// بسيار منی کـرد و ز تقدير نترسيد// بنگر که ازين چرخ جفاپيشه چه برخاست// ناگـه ز کـمين‌گاه يکی سـخت کمانی// تيری ز قضاو قدر انداخت بر او راست// بر بال عـقاب آمـد آن تير جـگردوز// وز ابر مر او را بسوی خاک فروکاست// بر خـاک بيفتاد و بغلـطيد چو ماهی// وانگاه پر خويش گشاد از چپ و از راست// گفتا عجبست اين‌که زچوبست و زآهن// اين تيزی و تندی و پريدنش کجا خاست// چون نیک نگه‌کرد و پر خويش بر او ديد// گفتا زکه ناليم که از ماست که بر ماست»
    • «گرگ درنده گرچه كشتنی است//بهتر از مردم ستمكار است// از بد گرگ رستن آسان است// وز ستم‌كار سخت دشوار است»
    • «گوشت چون گنده شود او را نمك درمان بود// چون نمك گنده شود او را به‌چه درمان كنند»
    • «گویی كه از نژاد بزرگانم// گفتاری آمـدی تو نه كـرداری// بی‌فضل كمتری تو زگنجشكی// گرچه زپشت جعفر طياری// بی‌چاره زنده‌ای بود ای خـواجه// آنك او زمردگان طلبد ياری// طب پدر تو را ندهـد نفعی// تو چون‌كه گر خويش همی‌خاری»
    • «از ره نام هم‌چو یکدگرند// سوی بی‌عقل، هرمس و هرماس// ليكن از راه عقل، هشياران// بشناسند فـربهی زآماس»
    • «بار خدایا اگر زروی خدایی// طینت انسان همه جمیل سرشتی// چهرهٔ رومی و صورت حبشی را// مایهٔ خوبی چه بود و علت زشتی// طلعت هندو و روی ترک چرا شد// هم‌چو دل دوزخی و روی بهشتی// چیست خلاف اندر آفرینش عالم// چون همه را دایه و مشاطه تو هستی// نعمت منعم چراست دریا دریا// محنت مفلس چراست کشتی کشتی»
    • «من آنم كه در پای خوكان نريزم// مراين قيمتی لفظ دُرّ ِ دَری را»
    • «نکوهش مکن چرخ نیلوفری را// برون کن زسر باد خیره‌سری را// چو تو خود کنی اختر خویش را بد// مدار از فلک چشم نیک‌اختری را»

     

    + نوشته شده در سوم خرداد 1386ساعت توسط حسین |
    آلبرت اینشتین
    جملات زیبا از آلبرت اینشتین، دانشمند، برنده جایزه نوبل و فیزیکدان آلمانی - سویسی - آمریکایی، زادروز وی (۱۴ مارس ۱۸۷۹ (میلادی)) در شهر اولم آلمان می‌باشد. او در تاریخ (۱۸ آوریل ۱۹۵۵ (میلادی)) در آمریکا درگذشت.

    • «اگر واقعیات با نظریات هماهنگی ندارند، واقعیت‌ها را تغییر بده.»
    • «تخیل مهمتر از دانش است.علم محدود است اما تخیل دنیا را دربر می‌گیرد.»
    • «سعی نکن انسان موفقی باشی، بلکه سعی کن انسان ارزشمندی باشی.»
    • «سخت‌ترین کار در دنیا درک [فلسفهٔ] مالیات بر درآمد است.»
    • «سه قدرت بر جهان حکومت می‌کند:۱-ترس ۲-حرص ۳-حماقت.»
    • «علم زیباست وقتی هزینهٔ گذران زندگی از آن تامین نشود.»
    • «مسائلی که بدلیل سطح فعلی تفکر ما بوجود می‌آیند، نمی‌توانند با همان سطح تفکر حل گردند.»
    • «من با شهرت بیشتر و بیشتر احمق شدم.البته این یک پدیدهٔ نسبی است.»
    • «مهم آن است که هرگز از پرسش باز نه‌ایستیم.»
    • «هیچ کاری برای انسان سخت‌تر از فکرکردن نیست.»
    • «از وقتی که ریاضی‌دانان از سرو کول «نظریه نسبیت» بالارفته‌اند، دیگر خودم هم از آن سر در نمی‌آورم.»
    • «به آینده نمی‌اندیشم چون به زودی فرا خواهد رسید.»
    • «به‌سختی میتوان در بین مغزهای متفکر جهان کسی را یافت که دارای یک‌نوع احساس مذهبی مخصوص به‌خود نباشد، این مذهب با مذهب یک شخص عادی فرق دارد.»
    • «خدا، شیر یا خط؟ نمی‌کند»
    • «خداوند زیرک است اما بدخواه نیست.»
    • «دوچیز بی‌پایان هستند: اول «منظومه شمسی»، دوم «نادانی بشر»، در مورد اول زیاد مطمئن نیستم.»
    • «من نمیدانم انسان‌ها با چه اسلحه‌ای در جنگ جهانی سوم با یک‌دیگر خواهند جنگید، اما در جنگ جهانی چهارم، سلاح آنها سنگ و چوب و چماق خواهد بود.»
    • «نگران مشکلاتی که در ریاضی دارید نباشید. به شما اطمینان می‌دهم که مشکلات من در این زمینه عظیم‌تر است.»
    • «همزمان با گسترش دایرهٔ دانش ما، تاریکی‌ای که این دایره را احاطه می‌کند نیز گسترده می‌شود.»
    • «یک فرد باهوش یک مسئله را حل می‌کند اما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری می‌کند.»
    • «اگه نمرهٔ تستت تک شد ناراحت نشو!»
    • «در دنیایی که دیوارها و دروازه‌ها وجود ندارند چه احتیاجی به پنجره و نرده است؟»

     

    + نوشته شده در سوم خرداد 1386ساعت توسط حسین |

    آخر خنده